مطالعاتي كه بر روي شيفت هاي كاري انجام شده بيانگر اين مساله است كه شيفت هاي كاري مختلف سبب بوجود آمدن اختلالاتي در خواب و خواب آلودگي فرد در حين كار خواهد شد و سبب هجوم خستگي به علت فقدان استراحت مي شود.
كم بودن انگيزه و هراس از خطرات كار در شب ممكن است سبب ايجاد بيماري توهم در فرد شود و در نهايت منجر به وخامت حال فرد چه از نظر جسمي و چه از نظر سلامت رواني شود.

دليل ديگر نياز به برنامه بهداشت رواني و شغلي اين حقيقت است كه نرخ بيكاري در حال حاضر حدود 6/10% و نرخ افراد نيمه بيكار حدود 16 % است . ادامه افزايش روند بيكاري نقش مهمي در افزايش فشارهاي روحي رواني دارد . در حقيقت مطالعات بيانگر اين مطلب است كه وضعيت سلامت خانواده شخص بيكار در طول دوره بيكاري رو به وخامت مي رود و مساله بيكاري نه تنها بر روي نان آور خانواده بلكه برروي همسر و فرزندان فرد هم اثر مي گذارد. در كشور فيليپين سيستم هاي حمايتي به عنوان يك عامل حفاظتي جهت كاستن از فشار برروي افراد مطرح است . اما اين عامل تا چه اندازه و چه مدت موثر است ؟

امروزه ما اطلاعات بسيار كمي از ميزان توقف توليدات در نتيجه استرسهاي رواني كارگران داريم . اين مساله براي محيط هايي كه بيماري رواني بصورت فراگير در مي‌آيد و يا در محيط هايي كه مرگ و مير يا انواع معلوليتها و ناتوانيها در اثر تماس با مواد شيميايي رخ مي دهد صادق است . اين مسائل سبب بوجود آمدن اضطراب شديد در كارگران و ترديد آنها براي بازگشت به كار خواهد شد .

ما با چه محدوديت هايي روبرو هستيم ؟
نيازي به توجيه ضرورت بهداشت فردي چه از نظر جسمي و چه از نظر روحي نمي باشد اما در سطح يك مجموعه ضرورت برقراري برنامه هاي بهداشت رواني با توجه به كمبودهاي اقتصادي جاي سوال زيادي دارد. هر برنامه اي نياز به امكانات مالي دارد اما خوشبختانه در نهايت برنامه هاي بهداشت رواني امروزه به عنوان يك واقعيت در محيط هاي كاري پذيرفته شده است .
به هر حال ما با اين واقعيت روبرو هستيم كه محدوديت هاي فراواني وجود دارد كه ممكن است برنامه هاي بهداشت رواني را با شكست روبرو كند . اجراي هر برنامه اي نياز به قوانين توسعه يافته دارد . نيازي به بيان اين مطلب نيست كه امروزه برنامه هاي بهداشت حرفه اي به عنوان يك امر پذيرفته شده در محيط هاي كاري در نظر گرفته مي شود.