اثرات جریان هجومی مغناطیسی بر روی کیفیت برق و تولید پراکنده

اثرات جریان هجومی مغناطیسی بر روی کیفیت برق و تولید پراکنده


ارزيابي آماري سوانح برق

نادر گلستاني دارياني 

دفتر برنامه‌ريزي شركت توانير

چكيده: امروزه كاربرد فراوان نيروي برق، عموم مردم و بويژه برقكاران و كارگران صنايع مختلف را در معرض مخاطرات جدي قرار داده است. شمار قربانيان و آسيب‌ديدگان سوانح برق با توجه به رشد توليد نيروي برق و كثرت وسايل برقي درخانه‌ها و كارخانجات پيوسته رو به افزايش است. آمار و ارقام كشورهاي مختلف جهان از جمله ايران نسان مي‌دهد، كه شمار زيادي از حوادث كارخانه‌‌‌‌‌ها ناشي از برق گرفتگي است. در اين مقاله ضمن ارزيابي آماري سوانح برق به نقش سن و استعداد به حادثه اشاره خواهد شد. شرح مقاله:‌ آمار حوادث كار در ايران بخوبي نشان مي‌‌دهد كه روزانه دهها حادثه ناگوار در خانه‌ها و كارخانه‌ها روي مي‌دهد. حوادثي مانند برقگرفتگيهاي مرگبار و غير مرگبار ناشي از نواقص فني تجهيزات و وسايل برقي، آتش‌سوزي، انفجار‌‌سيلندر گاز و جز اينها. و هر روز بخشي از اين حوادث در روزنامه‌‌‌ها گزارش مي‌شوند و به آگاهي مردم مي‌رسند. متأسفانه اغلب مشاهده مي‌شود تا حادثه‌اي رخ ندهد و ضايعه‌اي به بار نيايد، به دستورها و توصيه‌هاي ايمني و بكار بستن تدابير ايمني و حفاظتي توجه چنداني نمي‌شود. به عبارت ديگر، با مسئله ارزشمند ايمني، برخورد جدي صورت نمي‌پذيرد. و تنها وقتي بدان توجه مي‌شودكه نتيجه و سودي ندارد. گفتني است كه كاستيهاي آمار حوادث كار در ايران بسيار است. و افزوده مي‌شود كه تشخيص اين كاستيها و جبران آنها مي‌تواند در گسترش و اشاعه دانش و فرهنگ ايمني نقش عمده‌اي را ايفا نمايد. كاستيهاي آمار حوادث كار در ايران را مي‌توان بصورت زير دسته‌بندي نمود:   فقدان آمارهاي درست و واقعي از تعداد سوانح و حوادث كار موجب مي‌شود، كه بعد و ميزان فاجعه دقيقاً‌ شناخته نشود، و مسئله مهم برنامه‌ريزي در جامعه با مشكلات زيادي روبه‌رو شود. به نظر مي‌رسد، عدم آگاهي و اطلاعات ناقص و پراكنده يكي از دلايل عمده كم توجهي نسبت به مسئله ايمني است. يكي ديگر از تنگناها، مشخص نبودن مسئوليت نظارت بر اجراي دستورهاي ايمني از سوي سازمانهاي مختلف جامعه است. اين مسئله باعث شده كه مردم جايگاه ايمني را در جامعه درست نشناسند و ندانند كه نظارت بر اجراي اين نوع دستورهاي كار وظيفه كدام سازمان است. واقعيت اين است كه در ارتباط با مسئله ايمني، كارو تلاش جدي صورت نمي‌گيرد و نظارت درستي در هيچيك از سطوح جامعه وجود ندارد. به منظور فراهم ساختن خانه و كارخانه ايمن شايسته است كه دست‌اندركاران و مسئولان بكوشند تا دانش و فرهنگ ايمني در جامعه شناسانده و آموزانيده شود. فرهنگ ايمني مي‌يابد به خانه‌هاي مردمان راه يابد و در مراكز آموزشي به دانش آموزان و دانشجويان به گونه‌اي روشمند آموزانيده شود. در ايران، آمارهاي وزارت كار، بويژه آمار حوادث كار در سال 1369 بخوبي نسان مي‌دهد، كه حوادث كار عمدتاً از جانب افرادي است در محدوده سني از 24 تا 34 سال،‌ و همين آمار نشان مي‌دهد كه علت اصلي بروز حوادث كار ناآگاهي و بي احتياطي افراد بي‌سواد و كم سواد است. در آمارهاي وزارت كارآمده است،‌كه درسخواندگان بويژه دارندگان دانشنامه ليسانس و بالاتر از آن، بندرت در بروز سوانح كار نقش داشته‌اند  . 1-    سوانح برق در رابطه با تماميت حوادث كار در ايران: جدول1، حوادث ناشي از كار را در سال 1369 بر حسب شمار آسيبديدگان و عامل اصلي ايجاد حادثه به تفكيك ادارات كل كارو امور اجتماعي نشان مي دهد. درجدول1، آمار برقگرفتگي در شهرها و استانهاي مختلف ايران به ترتيب نزولي تنظيم شده است. همانگونه كه پيداست سوانح برق عمدتاً در تهران رخ داده است. شمار آسيبديدگان  كل حوادث كار در تهران 402 نفر گزارش شده است. كه از شمار آسيبديدگان حوادث كار در شهرها و استانهاي ديگر بيشتر است. در سال 1369 ، 5 مورد از حوادث كار مربوط است به نابسنده بودن نور محيط كار، بنابراين رعايت شدت روشنايي استاندار، بويژه در محيطهاي جدي مانند كارخانه‌ها الزامي است. و ياد‌آور مي‌شود كه شدت روشنايي غير استاندار و نابسنده صد در صد در كاهش اشتياق به كار موثر مي‌باشد. در سال 1369 ، نزديك به 170 مورد حادثه برقگرفتگي گزارش شده است. و افزوده مي‌شود كه 208 مورد از حوادث ثبت شده مربوط به (نا هوار بودن زمين ) بوده است . فزون بر آن آمار حوادث مربوط به وسايل و افزار دستي و داربستها و نردبانها نيز قابل توجه است. 2-  آمار سوانح برق در ايران ازسال1364 تا 1370 : بنابر گزارشهاي اداره كل بازرسي كار وزارت كار و گزارشهاي مدون سازمان تأمين اجتماعي شمار آسيبديدگان ناشي از برقگرفتگي در سالهاي مختلف به شرح زير مي‌باشد (جدول 2). در ايران، تا سال 1367 نمودار آمار برقگرفتگي افت و خيز زيادي نداشته و احتمال مي‌رود كه در زمان جنگ، مردم توصيه‌هاي ايمني را بيشتر رعايت كرده باشند. نمودار 1 ، نشان مي‌دهد كه با پايان يافتن جنگ، آمار سوانح برق نيز ناگهان افزايش مي‌يابد، يادآور مي‌شود كه در سال 1369 نزديك به 30% حوادث از كل حوادث كار مربوط به برقگرفتگي بوده است. در اينجا خاطر نشان مي‌سازد كه وزارت كار، سوانح برق مربوط به ساختمانهاي مسكوني را ثبت نكرده است. فزون بر آن، درمورد سوانح برق در سطوح مختلف ولتاژ با در نظر گرفتن نوع كار و محل كار و تجهيزات برق، آمار وارقام دسته‌بندي شده در وزارت كار مطلقاً وجود ندارد. با توجه به آنچه گفته شد، شمار سوانح برق نسبت به كل حوادث كار در ايران از 30% هم بيشتر است. بعلاوه، اگر شمار سوانح برق در ساختمانهاي مسكوني را ناديده بگيريم، با وجود اين، از هر سه حادثه‌اي كه رخ مي دهد، يك حادثه « برقگرفتگي» است.      

 

 

3- نقاط ثقل كثرت سوانح برق:

در محدوده فشار ضعيف تقريباً 25% سوانح برق مربوط به كارخانه‌ها و تأسيسات كوچك و بخش توزيع نيروي برق است. نزديك به 17% سوانح برق مربوط به كارخانه‌هاي سازنده ماشينها و وسايل الكتريكي و كارخانه‌هاي ماشين‌سازي است. 7% سوانح برق مربوط است به نيروگاهها و نزديك به  4% سوانح برق مربوط است به ساختمانهاي بلند (جدول3) . در جدول 3 ، اعداد داخل پرانتز سوانح مرگبار را نشان مي‌دهد  .

 

 

 

 

 

 

4- وضعيت كار (نوع فعاليت، كارگاهها، وسايل برقي سهيم در بروز سوانح) :

سوانح برق در حوزه فشار ضعيف مربوط به افراد عادي و غير متخصص، بيشتر به علت نقص در سيم رابط و سايل برقي خانگي رخ داده است. سوانح برق در محدوده فشار ضعيف مربوط به متخصصان برق به علل زير روي داده است: تغيير و توسعه، تعمير و آزمايش و اندازه‌گيري وسايل و تجهيزات بر قدار در پستهاي برق و كارخانه‌ها و كارگاهها. پاره‌اي از حوادث فقط و فقط به علت كار كردن غير مجاز و خودسرانه روي داده است. و برخي از سوانح مرگبار نيز به علت كاركردن در نزديكي تجهيزات برقدار رخ داده است (جدولهاي4 و 5 و 6) .

1-4- فراواني سوانح: سوانح مرگبار كارخانه‌ها و پستهاي توزيع نيروي برق را با سهميه نزديك به 20% به عنوان نخستين نقطه ثقل فراواني سوانح برق مي‌توان نام برد (جدول5)

فزون بر آن، سوانح مرگبار ناشي از دستگاههاي الكتروموتوردار و افزارهاي برقي را با سهميه نزديك به 15% به عنوان يك ديگر از نقاط ثقل فراواني سوانح برق مي‌توان نام برد (جدول 6) .

  

 

 

 5- نقش سن در ميزان سوانح برق:

جدول 7، توزيع حوادث ناشي از كار را برحسب گروه سني نشان ميدهد. بر اساس اين جدول بيشترين تعداد حادثه مربوط به گروه سني 25 تا 29 سال است. با توجه به آنكه شماركارگران در گروه سني25 تا 29 سال از ساير گروههاي سني بيشتر نيست، ممكن است اين امر مربوط به عدم مهارت كافي كارگران در كار تخصصي خود و يا بي‌احتياطي و بي‌اعتنايي به دستورهاي ايمني باشد. بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه كار آموزي كارگران در زمينه كار تخصصي و مسائل ايمني پيش از شروع به كار از ضروريات است و در ميزان كاهش حوادث مي‌تواند موثر باشد. نمودار 2، توزيع آسيبديدگان را در گروههاي مختلف سني در پايان سال 1365 نشان مي‌دهد.

 

 

 

 

 

نمودار (2)- توزيع آسيب ديدگان در گروههاي مختلف سني در پايان سال 1365

  

6- مسئله استعداد به حادثه: 

اساساً هر فردي در ايجاد حادثه استعداد ثابت و معيني دارد. و عامل انسان     (human  factor ) براي هر فرد، كميت ثابتي است. در زمينه استعداد به حادثه مقايسه‌هاي مختلفي را مي‌توان انجام داد، مثلاً‌ اگر آمار حوادث مربوط به دو گروه سني 20 تا 25 سال و 30 تا 35 سال را بايكديگر بسنجيم، در مي‌يابيم كه گروه سني 20 تا 25 سال در ايجاد حوادث به مراتب مستعدترند. بنابراين،‌ از ديدگاه روانشناسي مي‌توان گفت كه «جواني» مي‌‌تواند يكي از عوامل ايجاد حوادث باشد. سنجش و مقايسه ديگر آنكه افراد عصبي و مبتلا به ناراحتيهاي روحي نسبت به افراد سالم در ايجاد حادثه مستعدترند . در بررسي فراواني سوانح، همچنين مي‌توان افراد مبتلا به بيماريهاي مشخص و معلولين را با يكديگر مقايسه كرد.

بطور كلي هنگام سنجش و مقايسه، طيف خصوصيات افراد مستعد به حادثه و افراد غير مستعد بسيار گسترده است. سه گروه از چنين خصايصي را مي‌توان با هم سنجيد: پريشاني حواس يا حواس پرتي قبل از بروز حادثه، حالات و خصوصيات روحي و جسمي هنگام بروز حادثه و رفتار فرد هنگام آزمايش معين.

پاره‌اي از خصوصيات در بسياري از افراد يكسان است، مانند: سن، جنسيت يا موقعيت خانوادگي، آشكار است كه زنان نسبت به مردان در ايجاد حادثه كمتر مستعدند، و بي شك زنان محتاطترند و سطح تخطي و تخلف نيز در آنان كمتر است. پزشكان معتقدند كه اين دو مورد ذاتي و هورموني (Hormonal) است. زن، اساساً رفتاري كم خطا دارد.

پژوهشهاي مانهايمر (Manheimer) وملينگر (Mellinger) در سال 1967 و تحقيقات راينهارت (R einhart) در سال 1977 نشان مي‌دهد كه محروميتهاي دوران كودكي مي‌تواند در جواني به درجه خلافكاري زياد، بي‌نظمي و بي‌‌‌انظباطي و تخلفاتي، كه قوياً باكثرت حوادث در ارتباط مي‌باشد، بيانجامد    .

پژوهشهاي اسكوري (Schori) وجونز(Jones) در سال 1977 نشان مي‌دهد كه افراد سيگاري نسبت به افراد غير سيگاري حوادث بيشتري را بوجود آورده اند. بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه افراد سيگاري نسبت به افراد غير سيگاري در ايجاد حوادث مستعدترند.

 

8- نتيجه:

شمار سوانح برق براي نمونه در كشور آلمان ازسال 1969 تا 1979 تقريباً 19% كل حوادث كار بوده است. گفتني است كه درايران، شمار سوانح برق در سال 1369 نزديك به 30% كل حوادث كار بوده است. و اين رقم در مقايسه با آمار سوانح برق آلمان، كه شبكه برق آن با آهنگ تندتري روبه گسترش است، نگران كننده است بمنظور تقليل حوادث برق گرفتگي توصيه‌هاي زير مي‌تواند تا حدودي زيادي موثر باشد.

كاربرد گسترده كليد خودكار ايمني براي كاهش شمار برقگرفتگيهاي مرگبار و غير مرگبار در خانه‌ها و كارخانه‌‌ها، بيمارستانها، ديگر ساختمانهاي مسكوني حقيقتاً از اهم اقدامات ايمني است. بنابراين براي جلوگيري از خطرات جاني و ممانعت از سوختن وسايل برقي و تبديل خانه و كارخانه پرمخاطره امروزه به خانه و كارخانه ايمن فردا، كاربرد گسترده اين كليد جداً توصيه مي‌شود.

-  آموزش پرسنل، بويژه كارگران قبل از آغاز به كار

-  استانداردكردن و كنترل مرغوبيت وسايل برقي

- رعايت دقيق تدابير ايمني و مقررات مصوبه كانونهاي مهندسي برق

- سود جستن از ترانسفورماتورهاي ايمني (مانند ترانسفورماتور فشا ركم حفاظتي، ترانسفورماتور جداكننده و جز اينها)

- نصب تابلوهاي هشدار دهنده با رنگهاي مورد تأييد مؤسسات استاندارد‌گذاري در محلهاي مناسب

و اما سزاوار نيست كه علت اصلي سوانح برق را فقط در « تكنيك» جستجو كنيم، خوب است در علت بي‌احتياطي خود نيز اندكي انديشه كنيم.

   

    منابع:

1-     آمارهاي حوادث كار، وزارت كار، سال 1369

2-     2-      Der Elektrounfall, hagg. Von k.brinkmann und H.schaefer, springerverlag, heidelberg, 1982

3-     3-     Abbott 1978, kastrup et al. 1978; Der Elektrounfall.

4-     4-     Atherley 1977; D’Allones 1965; hagger und Dax 1977; Koranyi 1977; smaet und schmidt 1962.

5-     5-     Manheimer; mellinger, (1967) personality characteristics of the child accident repeater . child Dev 38: 491-513.

6-     6-     Schori; Jones, (1977) the effect of smoking on risk-taking in a simulated passing task. Hum Factors 19: 37-45.

 

اندازه‌گيري ميدان الکتريکي در اعماق سلول با نانوولت‌متر امكان‌پذير شد

يک ولت‌متر نانومقياس بي‌سيم که در دانشگاه ميشيگان توسعه يافته است، باور معمول درباره محيط فيزيکي داخل سلول را تغيير داده است.

به گزارش ايسنا، اين ولت‌متر مي‌تواند در آينده به محققان کمک کند تا به برخي سوالات بغرنج پزشکي همچون دليل رشد بي‌رويه سلول‌هاي سرطاني يا نحوه بهبود عصب‌هاي آسيب‌ديده پاسخ دهند.

رائول کاپلمن، استاد شيمي و فيزيک کاربردي دانشگاه ميشيگان درباره اين ولت‌متر گفت: «ايده اصلي نهفته در پشت اين زمينه تحقيقاتي، پيگيري فرايندهاي سلولي (طبيعي و غيرطبيعي) از طريق بررسي ويژگي‌هاي فيزيکي درون سلول است. تحقيقات درباره تغييرات شيميايي درون سلول مدت‌هاي زيادي است که صورت مي‌گيرد، اما حال ما علاقه‌مند به اندازه‌گيري ويژگي‌هاي فيزيکي محيط درون سلول هستيم، زيرا فرايندهاي فيزيکي و شيميايي به هم مرتبط مي‌باشند».

وي گفت: «اين ابزار جديد کروي بوده و داراي قطر 30 نانومتر مي‌باشد که هزار برابر کوچک‌تر از ولت‌مترهاي موجود است. اين ابزار يک وسيله فتونيکي است، يعني به جاي استفاده از الکترون‌ها، از نور براي انجام عملکرد خود استفاده مي‌کند.»

کاترين تينر، همکار سابق کاپلمن در دوره فوق دكتري كه اکنون در سازمان غذا و داروي آمريکا کار مي‌کند، از اين نانوولت‌متر براي اندازه‌گيري ميدان الکتريکي اعماق درون سلول استفاده کرده است. (کاري که تاکنون غير ممکن بود).

کاپلمن مي گويد دانشمندان قبلاً ميدان‌هاي الکتريکي غشاي سلول را اندازه‌گيري کرده بودند و اين کار در مورد محيط درون سلول انجام نشده بود.

محققان با استفاده از اين روش جديد يک ولت‌متر را به سادگي وارد سلول نمي‌کنند، بلکه از هزاران ولت‌متر استفاده کرده و آنها را در فضاي درون سلول منتشر مي‌کنند.

به گزارش ايسنا از ستاد ويژه توسعه فن‌آوري نانو، هر واحد، يک نانوذره است که حاوي مولکول‌هاي رنگي حساس به ولتاژ مي باشد. زماني که اين مولکول‌ها رنگي با نور آبي برانگيخته مي‌شوند، از خود نور سبز و قرمز منتشر مي‌کنند که نسبت اين دو نور بيانگر شدت ميدان الکتريکي موجود در منطقه مربوطه مي باشد.

جالب اين است که اندازه گيري‌هاي تينر نشاندهنده ميدان الکتريکي بالا در سيتوسل (ماده ژل‌مانندي که بيشتر حجم داخل سلول را تشکيل مي‌دهد) بود.

کاپلمن مي‌گويد: «باور عمومي بر اين بوده است که ميدان الکتريکي درون سيتوسل صفر است، اما تمام 15 ناحيه‌اي که ما اندازه گرفتيم داراي ميدان الکتريکي بسيار قوي(15 ميليون ولت بر متر) بودند.»

اگر بخواهيم مقايسه‌اي انجام دهيم، شدت ميدان الکتريکي موجود در يک منزل معمولي 10 ولت بر متر و شدت ميدان الکتريکي در زير يک خط انتقال برق، 10 هزار ولت بر متر مي‌باشد. هنوز دليل اين ميدان بسيار قوي شناخته شده نيست، اما اين يافته راه را براي تحقيقات بيشتر مخصوصاً در زمينه تفاوت ميان اين ميدان الکتريکي در سلول‌هاي سالم و بيمار (مثلاً سلول‌هاي سرطاني) و استفاده از آن براي درمان بيماري‌ها باز کرده است.