تحلیل و بررسی بانک های خازنی

پروژه دانشجويي آقاي مهندس علي مصلي نژاد

مصرف کننده های صنعتی ، كشاورزي و حتي مصرف كننده هاي خانگي علاوه بر توان اكتيو ، نياز به تامين توان راكتيو دارند چونكه اينگونه مصارف الكتريكي در دوره هايي از زمان انرژي الكتريكي را به صورت انرژي مغناطيسي ذخيره نموده و سپس در زمان هاي بعدي آنرا به سيستم باز مي گردانند.

تامين اين انرژي اضافي هر چند كه بازگردانده شود باعث افزايش جريان در شبكه الكتريكي خواهد شد و بنابراين سطح مقطع هادي ها و استقامت مكانيكي برج هاي نگهدارنده اين هادي ها بايستي افزايش يابند. در غير اينصورت جريان الكتريكي كه بدين سان افزوده مي شود افت انرژي بيشتري بصورت تلفات حرارتي در شبكه الكتريكي ايجاد مي نمايد و نيز باعث افت ولتاژ بيشتر در مسير عبور جريان خواهد شد.

هر چه بار مصرفي در شبكه الكتريكي بيشتر اندوكتيو باشد توان راكتيو بيشتري در شبكه بايستي جاري شود و اختلاف فاز بين شدت جريان و فشار الكتريكي بيشتر مي شود البته در ايده آل ترين شرايط اين اختلاف فاز صفر بوده و نتيجتاً توان ظاهري ، يعني حاصل ضرب شدت جريان الكتريكي و فشار الكتريكي ، با توان حقيقي يا توان اكتيو برابر مي شود اما .....

 

منبع : سايت مهندسي شبكه هاي انتقال و توزيع برق

يک نيروگاه خورشيدي در اسپانيا شبها هم برق توليد مي کند

1391/04/02

فنآوری منحصر به فرد به کارگرفته شده در یک نیروگاه خورشیدی در اسپانیا امکان تولید برق در شبها و روزهای ابری را نیز فراهم کرده است.
به گزارش مونیتورینگ اخبار خارجی واحد مرکزی خبر به نقل از بی اف ام تی وی، دوهزار و ششصد قطع آینه، نور خورشید را به برج مرکزی این نیروگاه منعکس می کنند. گرمای برج توسط ترکیبی از نمک مذاب جذب می شود و در مخزنی بزرگ نگهداری می شود. این نمک مذاب که بیش از پانصد درجه سانتیگراد گرم می شود می تواند گرما را تا چندین ساعت در خود نگه دارد.
این فنآوری منحصر به فرد موجب می شود حتی در شب نیز تولید برق در این نیروگاه خورشیدی امکان پذیر شود.
بخار ناشی از گرم شدن نمک مذاب مانند نیروگاههای کلاسیک به کار گرفته می شود. این بخار توربین را می چرخاند و در نهایت برق تولید می کند.
ساخت این گونه نیروگاهها در سراسر جهان می تواند انتشار دی اکسید کربن را سالانه سی هزار تن کاهش دهد.
این نیروگاه سالانه نیاز برق سی هزار واحد را تامین می کند.

چرا پرنده‌ها دچار برق گرفتگي نمي‌شوند؟

بي‌شك هنگام عبور از خيابان، پرندگاني را ديده‌ايد كه در حين پرواز، ناگهان روي سيم‌هاي انتقال برق فرود مي‌آيند و احتمالا اين سوال براي شما مطرح شده است كه به رغم وجود جرياني با ولتاژ بالا در اين سيم‌ها چرا اين پرندگان دچار برق گرفتگي نمي‌شوند؟

حقيقت اين است كه روي اين سيم‌ها هيچ پوشش عايقي هم وجود ندارد و به همين علت قرار گرفتن اين سيم‌ها در ارتفاعات كم مي‌تواند بسيار خطرناك باشد. تنها دليلي كه موجب مي‌شود پرندگان بندرت در اين شرايط، دچار برق گرفتگي شوند، اين است. كه وقتي پرندگان روي اين سيم‌ها مي‌نشينند تنها با سطح سيم‌ها در تماس هستند و بدن آنها با هيچ جاي ديگري در ارتباط نيست. انرژي الكتريكي نيز مانند ديگر انواع انرژي در جهتي حركت مي‌كند كه به حالتي از موازنه يا تعادل دست يابد. به عبارت ديگر، انرژي از مناطقي كه انرژي در آنجا بيشتر است، به مناطقي كه با كمبود انرژي مواجه است جريان پيدا مي‌كند و هميشه براي رسيدن به اين وضعيت، مسيري را انتخاب مي‌كند كه با مقاومت كمتري در طول مسير حركت روبه‌رو شود. اگر پرنده يك پاي خود را روي سيم برق قرار دهد و پاي ديگرش را روي سطح زمين يا سيم ديگري با ولتاژ كمتر بگذارد، با مشكل برق گرفتگي مواجه خواهد شد، اما در شرايطي كه هر دو پايش روي يك سيم برق باشد یا يك پاي اين پرنده روي سيمي با همان ولتاژ قرار گرفته باشد، هيچ خطري پرنده را تهديد نخواهد كرد. بنابراين جريان هيچ مسيري را براي انتقال پيدا نخواهد كرد و در همان مسير سيم كه كمترين مقاومت ممكن را دارد باقي مي‌ماند.

مي‌توان گفت، تنها در شرايطي كه جريان از بدن پرنده عبور كند و از يك مسير با ولتاژ بالا به مسير ديگري با ولتاژ پايين منتقل شود، پرنده دچار برق‌گرفتگي مي‌شود. انسان‌ها نيز اگر دو دست خودشان را روي يك سيم برق بگذارند و از آن آويزان شوند، تا زماني كه به زمين يا دكل‌هاي مخابراتي نزديك نشوند با مشكل برق گرفتگي مواجه نخواهند شد، چراكه در چنين وضعيتي هيچ مسيري براي عبور جريان برق از بدن فرد وجود نخواهد داشت. در عين حال هيچگاه به شما توصيه نمي‌كنيم چنين كاري را امتحان كنيد.

براي اثبات اين حقيقت در ذهن‌تان تنها كافي است سرتان را رو به آسمان بلند كنيد و نگاهي به پرندگاني بيندازيد كه روي اين سيم‌ها فرود مي‌آيند و پس از رفع خستگي به پرواز در آسمان ادامه مي‌دهند.

جام جم

خلاقيت و نوآوري در مديريت

 مهمترين دليل نياز به خلاقيت و نوآوري بروز مشكل است. حل مشكل به دو شيوه حل عقلايي و حل خلاقانه مشكل ميسر است. براي ظهور يك ذهنيت خلاق بايد تعريف دقيقي از مشكل ارائه گردد همچنين زمينه استفاده از راه حلهاي گوناگون و سواي از راه حلهاي مرسوم، ايجاد شود.
مسئله حائزاهميت در رابطه با خلاقيت موانع خلاقيت است كه در چهار مورد خلاصه مي شود: ترس از انتقاد و شكست، عدم اعتماد به نفس، تمايل به همرنگي و همگونگي و عدم تمركز ذهن. اضافه مي شود انسدادهاي ادراكي چون ثبات، تعهد، تراكم و بي خيالي از مهمترين موانع ذهني خلاقيت به شمار مي آيند. با آگاهي از انسدادهاي ادراكي خود و اجراي روشهاي خاص مي توان مهارتهاي حل مسئله را به گونه خلاق افزايش داد. به زعم صاحبنظران حل خلاقانه مشكل شامل چهار مرحله آمادگي، تكوين، روشنگري و تاييد است.
يكي از چالشها و وظايف خطير مديران ايجاد يك نظام حمايتي براي پرورش نوآوري است. اجمالا" اصول مديريت براي نوآوري بدين شرح اند: جداسازي افراد از يكديگر و جوركردن افراد باهم، نظارت و گوشزد كردن و درنهايت پاداش دادن به افرادي كه چندين نقش را ايفا مي كنند.


مقدمه

حل مشكل مهارتي است كه براي هر فرد در هر جنبه از زندگي لازم است. به ندرت ساعتي سپري مي شود بدون آنكه يك فرد با نياز به حل نوعي مشكل روبرو نشود. شغل مدير به طور ذاتي حل مشكل است. اگر در سازمان مشكلاتي نبود، نيازي به مديران هم نبود. بنابراين، تصور يك حلال مشكلات فاقد صلاحيت به عنوان يك مدير موفق سخت است. دو روش حل مشكل وجود دارد:
1 – حل عقلايي مشكل؛
2 – حل خلاقانه مشكل.
مديران اثربخش قادر به حل مشكل به صورت عقلايي و خلاقانه هستند، به رغم آنكه مهارتهاي متفاوتي براي هر نوع از اين مشكلها موردنياز است.
حل عقلايي عبارت از نوعي حل مشكل است كه مديران هر روز به طور مستمر در بسياري از موارد به كار مي گيرند. حل خلاقانه مشكل كمتر رخ مي دهد، زيرا توانايي حل خلاقانه مشكل قهرمانان را از بزدلان، حرفه هاي موفق را از ناموفق، مديران كامياب را از مديران سرگردان جدا مي كند و مي تواند اثر شگرفي بر كارايي سازمان داشته باشد.

ادامه نوشته

صنعت برق و اهمیت زیربنایی منابع انسانی

در سالهای اخیر کارکنان توانمند و متعهد صنعت برق کشور به عنوان محور توسعه تحت آرمانی به عنوان آرمان صنعت برق در بعد نیروی انسانی فعال بوده‌اند. یکی از ویژگی‌های این آرمان، تامین برق مطمئن از سوی کارکنان صنعت برق برای میلیونها مشترک بوده است به گونه‌ای که نیروی انسانی صنعت برق باید توانایی، دانش و مهارت کافی را در استفاده از علم و فناوری مرتبط با صنعت برق داشته باشند تا با استفاده از تاسیسات و سازماندهی موجود بتوانند برق مطمئن و پایدار را برای مصرف‌کنندگان تامین کنند. نیروی انسانی صنعت برق در چارچوب این آرمان قطعاَ بهره‌وری بالایی خواهند داشت و از طریق این بهره‌وری از منابع در اختیار تا حد امکان و لزوم بهره می‌گیرند. همه این کوششها بدین منظور انجام می‌شود که برق به عنوان یک کالای استراتژیک ارزشمند به شکل اقتصادی در اختیار مصرف‌کنندگان قرار بگیرد.

نیروی انسانی، امروزه از اهمیت حیاتی و زیربنایی برخوردار است. اگر در آغاز قرن بیستم و میانه این سده و حتی در دهه‌های پایانی این قرن موضوع سرمایه‌گذاری مالی در بخشهای مختلف اقتصادی و صنایع به ویژه صنعت برق بسیار مهم بود این روزها در دهه اول قرن بیست و یکم موضوع نیروی انسانی جزو مباحث بنیادی و اساسی در تمامی صنایع و اقتصاد کشورها از جمله صنعت برق است...

ادامه نوشته

نظام پدافند غیرعامل ( قسمت اول )

 نظام  پدافند غيرعامل در وزارت علوم

این که دولت به پدافند غیر عامل اهمیت بدهد و وزرا و مسئولین دولتی به آن اهتمام کنند تذکر داده ایم و نظرات رهبری به دولت و آن ستاد ابلاغ شده است. امروز پدافند غیرعامل برای ما مهم است. بخش هایی دارند انجام می دهند، اما در عین حال باز بایستی کار کرد، تلاش کرد و این امکانات را در اختیار پدافند غیرعامل قرار بدهید.                              

مقام معظم رهبري

 فصل 1: کليات

1- مقدمه:

وقوع بحران هاي ناشي از بلاياي طبيعي مهلک از يک طرف و پيچيده تر شدن جنگ‌ها و بكارگيري علوم و فن‌آوري در جنگ‌هاي نوين، چهره متفاوتي از پدافند غير عامل را ايجاب کرده است. امروز مردم براي ادامه زندگي نيازمند خدمات متفاوتي هستند، احتياج به محيط آرام و قابل سكونت درون شهرها دارند و بايد ايمني و آسايش كافي داشته باشند.    

درحال حاضر عمده‌ترين هدف پدافند غيرعامل، ايمن سازي و كاهش آسيب‌‌پذيري زيرساخت‌هاي مورد نياز است تا بتدريج شرايطي را براي امنيت ايجاد نمايد. اين‌گونه اقدامات در اكثر كشورهاي دنيا انجام شده است و يا درحال اقدام است. اين اقدامات اگر با برنامه ريزي و هماهنگی انجام شود، به طور خودکار بسياري از زير ساخت‌هايي كه ايجاد مي‌شود، در ذات خود ايمني لازم را بدست خواهند آورد. براي اصلاح‌ زيرساخت‌هاي فعلي هم مي‌توان با ارائه راهكارهايي مثل مهندسي مجدد آنها را مستحكم كرد.

لذا وزارت علوم نيز هم از ابعاد کمک به کشور در شرايط بحران با استفاده از اقدامات آموزشي و پژوهشي پيشگيرانه براي آحاد جامعه در سطح کشور و هم از بعد برنامه ريزي براي دستیابی  به کمترين آسيب پذيري داخلي ممکن در شرايط حاد به اين مهم مي پردازد.

ادامه نوشته

مطالعه عملیات و خطر HAZOP

برگرفته از مقالات آقای دکتر محمدفام

این تكنيك براي اولين بار در سالهاي 1970 بر اساس تكنيكي كه آزمايش بحراني خوانده مي شود توسط صنايع شيميايي سلطنتي بريتانياي كبير معرفي و سپس توسط T.A.Kletz  بصورت قانونمند درآمد. اساساً تكنيك Hazop كه ماهيتي آينده نگر و مبتني بر پيشگيري دارد بعنوان واكنشي به استفاده از متد چك ليست كه مبتني بر فلسفه گذشته نگر بود مطرح گردید. هر چند كه تكنيك مورد نظر اولين بار بمنظور شناسايي و ارزيابي خطرات فرآيندي معرفي و بكار گرفته شد ولي امروزه با معرفي و اثبات توانمنديهاي آن کاربرد تکنیک به ساير سیستم ها و صنايع نيز گسترش يافته است.

تعريف:

كلمه Hazop برگرفته از سه حرف اوليه كلمه Hazard به مفهوم خطر و دو حرف اوليه Operability به معني قابليت عمليات مي باشد . این تكنيك را مي توان از ديدگاههاي مختلف بشرح زير تعريف كرد:

·        روش شناسايي و ارزيابي مشكلاتي است كه مي توانند ريسكي را به افراد و يا تجهيزات تحميل كرده و يا از اثربخشي عمليات جلوگيري كند.

ادامه نوشته

نصب سایبان بر ترانسفورماتورهای توزیع برق اهواز تاثیر مثبت دارد

اهواز - خبرگزاری مهر: نتایج یک تحقیق علمی نشان می دهد که نصب سایبان بر عملکرد ترانسفورماتورهای توزیع برق در شرایط آب و هوایی اهواز تأثیر مثبت دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، نتایج این تحقیق نشان می دهد که نصب سایبان و حذف اشعه خورشید بر روی ترانسفورماتورها، باعث کاهش دمای روغن تا  5.4 درجه سانتیگراد در این دستگاه ها می شود.

همچنین کاهش روغن خنک شدن سیم پیچ و در نتیجه افزایش عمر ترانسفورماتور را به دنبال خواهد داشت.
ترانسفورماتورها نقش مهمی در شبکه توزیع و انتقال برق دارند و گرم شدن بیش از حد آنها در ماه های گرم سال باعث کاهش عمر و راندمان آنها می شود.
این تحقیق در قالب مقاله از سوی عادل محمودی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شهید چمران و ابراهیم حاجی دولو و رضاکیانی نژاد استادان این دانشگاه به سومین کنفرانس اصلاح و بهینه سازی مصرف انرژی الکتریکی ارائه شد و یکی از چهار مقاله برتر معرفی شد.
 
سومین کنفرانس اصلاح و بهینه سازی مصرف انرژی الکتریکی روزهای دوم و سوم اسفند ماه جاری در مجتمع فرهنگی امام رضا (ع) شهرک نفت اهواز برگزار و طی مدت آن 103 مقاله علمی و تخصصی ارائه شد.

بازدید از مجموعه سازه های آبی شوشتر، اولین شهرک صنعتی دنیا

مجموعه آسیاب ها و آبشارهای شوشتر یکی از آثار منحصر به فرد در زمینه تاسیسات آبی در سطح جهان است که آن را می توان اولین شهرک صنعتی دانست.

محوطه آبشارهای شوشتر یکی از اجزای مجموعه سازه های آبی قدیمی شوشتر است که در دوره هخامنشیان و ساسانیان تکمیل و در مسیر شاخه  رود گرگر واقع شده است. ساخنمان های به جا مانده از آسیاب های آبی در این محوطه متعلق به دوره صفویه است. آسیاب های به جا مانده از مجموعه سازه های آبی قدیمی شوشتر با استفاده از فشار آب به گردش می افتادند. تاکنون بیش از 35 آسیاب در این محوطه شناسایی شده است. سرریزه های آب منظره ای بسیار زیبا و استثنایی از آبشارهای مصنوعی به وجود آورده است.


مهندسی آب در خوزستان و در حوزه رودخانه های پرآبی همچون رودخانه دز، کرخه، مارون، بهمن شیرو بخش های دیگر رودخانه کارون، شبکه آبیاری مینو (میان آب) ممتاز است و بناها و تاسیسات آبی این مجموعه در ارتباط با یکدیگر و با برنامه ای یکپارچه کار می کرده، آنچنانکه تمامی بناهایی که هریک در حوزه های کویری و کم آب به تنهایی دیده شده در شبکه آبیاری پیرامون شوشتر به طور مجتمع و یکپارچه دیده می شود.

ادامه نوشته

بازدید از سد دز

مکان :استان خوزستان- 32 كيلومتري شمال شرق انديمشك

مشخصات سد :
نوع سد : بتنی دو قوسی
ارتفاع سد : 203 متر

ارتفاع سد از سطح دریا : 354 متر

ارتفاع پی از سطح دریا : 151 متر

طول تاج سد : 212 متر

ضخامت بدنه سد در پائین : 27 متر

ضخامت بدنه سد در بالا : 5/4 متر

ارتفاع دریچه های آبیاری از سطح دریا : 222 متر

ارتفاع دریچه های آبیاری در بدنه سد : 71 متر

حجم حفاری انجام شده :670000 متر مکعب

حجم بتن مصرف شده در ساختمان سد : 480000 متر مکعب

حجم بتن مصرف شده در عملیات : 125000 متر مکعب
......




سایر قسمت ها :
شروع بتن ریزی : مهرماه 1340
پایان بتن ریزی :آذرماه 1341

آغاز بهره برداری : اسفندماه 1341

حداکثر ارتفاع سطح آب قابل مهار : 352 متر از سطح دریا

حداکثر ارتفاع سطح آب موثر در تولید : 290 متر

حوزه آبگیری رودخانه دز : 225000 کیلومتر مربع

حوزه آبگیری سد : 17000 کیلومتر مربع

اراضی آبخور سد : 125000 هکتار

مشخصات نیروگاه :
نوع توربین : فرانسیس عمودی- ساخت کارخانه هیتاچی ژاپن
سرعت چرخش توربین : 250 دور بر دقیقه

ژنراتور : ساخت زیمنس آلمان به قدرت 65 مگاوات

ولتاژ خروجی ژنراتور ها : 13/8 کیلو ولت – سه فاز- 50 سیکل بر ثانیه

نوع ترانسفورماتورها : 8 دستگاه ترانسفورماتور – سه فاز افزاینده

ظرفیت ترانسفورماتور : 84000 کیلوولت آمپر

نسبت تبدیل ترانسفورماتور : 13/8 به 230 کیلوولت

خطوط انتقال نیرو :
3 خط 230 کیلوولت (سد دز – اندیمشک – اهواز به طول 159 کیلومتر)
2 خط 230 کیلو ولت (سد دز – خرم آباد به طول 158 کیلومتر)
ادامه نوشته

آشنایی با سیستم های اعلام حریق

امروزه از سیستم ها ی اعلام حریق به طور گسترده در ساختمان ها و اماکن مسکونی و صنعتی استفاده می شود تا خسارتهای ناشی از حریق را به حداقل برسانند و همچنین برای اطلاع دادن به ساکنین ساختمان در مواقع بروز حریق از این سیستم ها استفاده می شود تا حدالامکان از تلفات جانی جلوگیری شود. برای تشخیص حریق از اثرات سه گانه آن یعنی دود و حرارت و شعله استفاده می شود. به طور کلی سیستم های اعلام حریق در دو نوع عادی و هوشمند ساخته شده اند.

ادامه نوشته

اثرات جریان هجومی مغناطیسی بر روی کیفیت برق و تولید پراکنده

اثرات جریان هجومی مغناطیسی بر روی کیفیت برق و تولید پراکنده


مخاطرات زندگي در سايه دكل‌هاي برق

چهارشنبه 28 دي 1390
هشدارهايي كه جدي گرفته نمي‌شود
مخاطرات زندگي در سايه دكل‌هاي برق



جام جم آنلاين: شهروندان ساكن منازل اطراف محدوده كابل‌هاي برق فشار قوي در داخل حريم شهرها و بخصوص بزرگراه‌هاي شهري پايتخت از جمله صدر، كردستان، همت، حكيم و... مصداق بارز اين وضعيت ناخوشايند هستند و اين در حالي است كه با وجود هشدارهاي متعدد و دنباله‌دار كارشناسان نسبت به تاثيرات مخرب اين كابل‌ها بر سلامت شهروندان و افزايش احتمال ابتلا به بيماري‌هاي خطرناك تاكنون سازمان‌هاي مسوول در اين زمينه سياست سكوت و بي‌تفاوتي در پيش گرفته‌اند.

ادامه نوشته

اثرات عبور جریان برق از بدن

در این مبحث ابتدا به تعاریف مقدماتی مسائلی نظیر برق، شدت جریان، فشار الکتریکی و

 فرکانس و اثراتی را که روی مقاومت بدن انسان دارند و همچنین عوامل دیگری که امکان

 برق گرفتگی را افزایش می دهند، می پردازیم

ولتاژ:
در یک تعریف برق را چنین می توان تعریف کرد: حرکت الکترون ها که توسط ژنراتورها و مولدها تولید می شود را برق می نامند و برای جابجایی برق از سیم و یا کابل استفاده می شود و در خطوط توزیع از سیم های مسی و در خطوط فوق توزیع از سیم لینکس و در خطوط انتقال در سطح ولتاژ 230 کیلوولت از سیم کاناری و در نهایت در خطوط 400 کیلوولت از سیم کرلو استفاده می شود، ممکن است از سیم های دیگر استفاده شود. اما مهمترین و شناخته شده ترین آنها همان سیم های ذکر شده می باشد و تا کنون آخرین ولتاژی که در ایران استفاده شده است ولتاژ 400 کیلوولت است و در کشورهای پیشرفته مانند روسیه و کانادا تا ولتاژ 1000 کیلوولت هم مورد استفاده می شود و در یک تقسیم بندی کلی ولتاژهای کاربردی در چهار دسته مطرح می شوند که عبارتند از: برق فشار ضعیف 0-400 ولت
برق فشار متوسط 400-20000 ولت
برق فشار قوی ( فوق توزیع)63000 ولت
برق فشار قوی (انتقال)230000 تا 400000 ولت
نکات ایمنی هنگام کار با تأسیسات برقی با سایر تأسیسات غیر برقی ( مانند تأسیسات مکانیکی ) بطور کلی فرق می کند. زیرا تأسیسات غیر برقی در هنگام حادثه، علائمی از خود نشان می دهند که شخص می تواند متوجه حادثه گردد. مانند صدای خرابی موتور، بوی گاز، خروج بخار و غیره، اما برق را نمی توان با چشم دید و نه بوئیدن و یا شنیدن صدایش پی بوجود حادثه برد و فقط بوسیله دستگاه اندازه گیری می توان فهمید که وسیله ای برقدار است و یا نه، به همین علت شخص برقکار باید مراقبت های ویژه ای را رعایت نماید و کاملاً هوشیار باشد.
مقاومت بدن انسان:
مقاومت الکتریکی بدن انسان ثابت نیست و بر اثر عوامل فردی و شرایط محیط کار ممکن است به نسبت 1 تا 100 برابر تغییر نماید، مهمترین عواملی که در تغییر این مقاومت مؤثر است عبارتند از:
الف- حالت روحی فرد: خستگی، گرسنگی، تشنگی، بی خوابی، عصبانیت، خنده، غم و بیماری از عواملی است که مقاومت بدن را می تواند به حد زیادی کم و تغییر نماید.
ب- سطح تماس و فشار تماس:
هر چه سطح و فشار تماس بیشتر باشد مقاومت بدن کمتر می گردد، البته عوامل دیگری غیر از آنچه ذکر شده وجود دارد که می تواند مقاومت بدن را کمتر کند، از جمله وقتی که بدن مرطوب و عرق کرده است مقاومت آن تا حد زیادی کم می شود که در این صورت خطر برق گرفتگی را چندین برابر افزایش می دهد.
بیشترین مقاومت بدن در قسمت پوست است، بطوریکه مقاومت پوست های خشک و سالم گاهی حتی تا چند صد هزار اُهم نیز می رسد، از آنجائیکه جریان برق برای عبور از بدن ناچار است از پوست داخل و خارج شود هر گونه اقدامی که در جهت بالا بردن مقاومت محل ورود و خروج جریان صورت گیرد خطر برق گرفتگی را کاهش می دهد.
دستکش و کفش برای کسی که تأسیسات برقی سرو کار دارد بسیار حائز اهمیت است بعلت اینکه دستکش و کفش باعث افزایش مقاومت در برابر عبور جریان می گردد.
جریان الکتریکی:
جریان الکتریکی که از بدن انسان می گذرد، بستگی به دو عامل دارد اول اینکه مقاومت بدن و دوم فشار الکتریکی یا همان ولتاژ که بدن را تحت تأثیرات قرار می دهد و عامل اصلی برای شوک و نهایتاً مرگ انسان می باشد، در صورتیکه بتوانیم بنحوی از ورود و خروج جریان از بدن انسان جلوگیری نمائیم خطر برق گرفتگی ایجاد نخواهد شد و این کار با استفاده از وسایل ایمنی مانند دستکش عایق، کفش، فرش لاستیکی عایق و غیره امکان پذیر خواهد بود.
جریان الکتریکی را می توان به دو دسته تقسیم کرد.
الف: جریان مستقیم   و   ب:جریان متناوب
جریان مستقیم:
جریانی است که دارای دو قطب متمایز مثبت و منفی می باشد و جهت آن همواره ثابت است (بنا به فرض از قطب مثبت به طرف قطب منفی ) به عنوان مثال این نوع جریان توسط پیل یا باطری تولید می شود و یا توسط دستگاهی یکسو ساز که جریان متناوب را به مستقیم تبدیل می نماید.
مقاومتی که بدن انسان در مقابل جریان مستقیم از خود نشان می دهد بسیار بیشتر از جریان متناوب است، بطوریکه انسان می تواند تا 80 میلی آمپر جریان مستقیم را از بدن خود عبور دهد، بدون اینکه اثر مهمی در سیستم تنفسی و یا قلب بوجود آورد البته خطر دیگری که جریان مستقیم دارد الکترولیز (تجزیه) سریع خون است که می تواند موجب مرگ می شود.
ب: جریان متناوب:
جریانی است که در هر لحظه جهت و در نتیجه قطب های آن عوض می شود همانطوریکه قبلاً گفته شد بدن در مقابل جریان متناوب، ‌مقاومت کمتری از خود نشان می دهد و بر خلاف جریان مستقیم که تا 80 ملی آمپر خطر جدی پیش نمی آمد دراین نوع جریان در25 میلی آمپر خطربرق گرفتگی وجود دارد نکته ای که در اینجا قابل بیان است این است که مسیر عبور جریان برق و مدت عبور جریان نیز در برق گرفتگی و پایین آوردن مقاومت بدن شخص مؤثر است. تجربیات نشان داده است که هر چه مدت عبور جریان برق از بدن بیشتر باشد مقاومت بدن کمتر می گردد یعنی مقاومتی که بدن درمقابل عبور جریان درلحظات اول از خود نشان می دهد، بسیار بیشتر از گذشت چند لحظه می باشد. همچنین مسیر عبور جریان نیز بسیار مهم است زیرا ممکن است از محلی عبور نماید که موجب از کار انداختن سیستم تنفسی یا اختلال در کار قلب یا حتی هر دو گردد چند نمونه از حالت های مختلفی که جریان برق ممکن است از بدن عبور کند به قرار زیر است.
1- از یک دست به یک پا
2- از دست راست به پاها
3- از دست چپ به پاها
4- از پا به پا
5- از دست به دست
خطرناکترین حالت وقتی است که جریان از یک دست وارد و از دست دیگر خارج شود، زیرا در این هنگام جریان برق از قلب و ریه می گذرد و می تواند باعث از کار افتادن آنها و در نتیجه منجر به مرگ شود.
فرکانس:
تعداد دفعاتی که جهت جریان متناوب عوض می شود را فرکانس می گویند بعنوان مثال گفته می شود فرکانس برق شهر 50 هرتز است (HZ50( یعنی اینکه جهت جریان در هر ثانیه 50 مرتبه در سیم تغییر جهت می دهد ، بر خلاف برداشت و تصور ، مقاومت بدن با ازدیاد فرکانس کم نمی شود ، تجربه ثابت کرده که فرکانس 50 تا 400 هرتز مهلکترین فرکانس می باشد و فرکانس های بیشتر فقط موجب سوختگی در محل گردیده است اگر چه فرکانس های کمتر از 50 هرتز خطر مرگ را کاهش می دهد ولی استفاده از آن باعث اتلاف مقادیر زیادی انرژی در خطوط می گردد که از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نیست.
در جدول زیر نتیجه آزمایشاتی را که بر روی سگها با فرکانس های مختلف صورت گرفته جهت اطلاع آورده شده است . 
فرکانس بر حسب هرتز فشار الکتریکی بر حسب ولت تعداد سگ های مورد آزمایش درصد مرگ 

فرکانس بر حسب هرتز

فشار الکتریکی بر حسب ولت

تعداد سگ های مورد آزمایش

درصد مرگ

    50       

   120-117

       10

 100

    100

   120-117

       21 

  45

    125

   121-100

       10

  20 

    150

   125-120

       10

   0

و همچنین جدول مقاومت نقاط مختلف بدن انسان در زیر آورده شده است.

              مقاومت بر حسب اهم

بیشتر از 220ولت

220 ولت

127ولت 

کمتر از 65 ولت

مسیر جریان در بدن

     650  

 800

 2500

    3200

 کف دست تا شانه

     800

1200 

 2800

    3600

  شانه تا پا

   1200

 1600

  3400

   4400

مسیر کف دست تا پاهاو مسیر کف دست راست تا کف دست چپ

جدول فوق نشان می دهد که در ولتاژ های پایین مقاومت بدن بیشتر از ولتاژهای بالاست و با بالا رفتن ولتاژ مقاومت بدن تنزل می کند لازم به توضیح است مقاومت بدن بعد از مرگ حدود 60% افزایش می یابد خطرات و صدماتی که برق به بدن انسان وارد می کند دو نوع است.
الف: صدمات داخلی ب:صدمات خارجی
الف- صدمات داخلی : صدماتی است که بر اثر عبور جریان از بدن تأثیر روی مغز و قلب و یا سیستم تنفسی ایجاد می کند ، صدمات داخلی بسیار مهم است و موجب قطع تنفس، قطع تپش قلب و یا هر دو با هم می شود در این حالت اگر سریعاًٌ از طریق تنفس مصنوعی و یا ماساژ قلبی و یا دیگر راه ها ( بستگی به نوع صدمه ) به شخص مصدوم کمک نشود احتمال مرگ بسیار بالا خواهد بود بطوری که اگر در دقیقه اول به او کمک شود 90 درصد احیا و پس از 6 دقیقه 10 درصد و بعد از گذشت 12 دقیقه احتمال حیات و بازگشت به زندگی بسیار کم خواهد شد.
ب- صدمات خارجی: صدمات خارجی به دو صورت امکان پذیر خواهد بود.
1. پاشیدن جرقه به شخص، در این حالت بدون اینکه بدن شخص در معرض عبور جریان قرار گیرد بر اثر پاشیدن جرقه سوختگی هایی در سطح پوست بوجود می آید که گاه ممکن است خطرناک و کشنده باشد.
2. رعایت نکردن فاصله مجاز: در این حالت شخص مستقیماً در معرض عبور جریان برق قرار می گیرد بدین گونه که با رعایت نکردن فاصلة مجاز بین خود و خطوط و تجهیزات فشار قوی و نزدیک شدن به آنها جریان شدیدی در حدود چندین آمپر همراه با قوس الکتریکی از بدن می گذرد و عکس العمل آنی و فوری ایجاد می نماید که این عکس العمل باعث تکان و پرتاب شدید شخص حادثه دیده شده و در نتیجه قطع عبور جریان برق از بدن می گردد.
این نوع برق گرفتگی به دلیل اینکه به مدت بسیار کمی جریان برق از بدن شخص عبور می کند صدمات داخلی را بوجود نمی آورد ولی سبب سوختگی های بسیار شدید که ممکن است مرگ را به همراه داشته باشد موجب خواهد شد.
فاز قرمز: اگر فردی دچار برق گرفتگی شد به طریقی که مسیر عبور جریان قلب باشد. یعنی از یک دست وارد و از دست دیگر خارج شود همزمان با انقباض بطن چپ باشد فرد برق گرفته در این زمان که 02/0 ثانیه است، می میرد که این حالت را در اصطلاح فنی پزشکی فاز قرمز می گویند.
برق گرفتگی یک نوع شک الکتریکی می باشد. بعبارت ساده تر یک نوع اتصالی است که جهت روشن شدن مطلب به انواع اتصالی می پردازیم:
1- فاز به زمین : در این حالت که حدود 90% حوادث چه از نظر شبکه و چه از نظر برق گرفتگی شامل می شود را در بر می گیرد، فرد یا ارتباط مستقیم با فاز و نول شبکه قرار گرفته و یا ارتباط مستقیم به فاز و زمین قرار می گیرد.
2- فاز به فاز: در این حالت فرد ارتباط به دو فاز پیدا می نماید، در مورد شبکه، عبور پرندگان با بال های بلند از بین دو فاز می تواند حوادثی را برای تأسیسات داشته باشد.
3- دو فاز به زمین: در این حالت ضمن ارتباط شخص به دو فاز جریان از طریق زمین هم برقرار می گردد یا به عبارتی تخلیه الکتریکی به زمین انجام می شود. در ارتباط با حوادث تأسیسات، زمانی که یک حیوان مانند گربه بین دو فاز قرار گرفته و ارتباط با زمین هم دارد موجب قطع و حوادث در تأسیسات برقی می گردد.
4- سه فاز با هم: این حالت زمانی اتفاقی می افتد که فرد روی سه فاز قرار بگیرد، ‌در ارتباط با حوادث تأسیسات این حالت را به هنگام افتادن شاخه درخت روی سه فاز در شبکه خواهیم داشت و باعث قطع جریان برق می گردد.
پس می توان نتیجه گرفت زمانی که شخصی را برق می گیرد برای او یکی از چهار حالت ذکر شده اتفاق می افتد و در منازل بیشترین اتفاق برق گرفتگی حالت اول است ( فاز به زمین ) زیرا که کنتور تک فاز تشکیل شده از یک فاز و یک نول و حالت های 2 الی4 برای کسانی که درکارگاه یا تأسیسات فشار قوی مانند خطوط انتقال و پستهای برق مشغول فعالیت می باشند ممکن است پیش بیاید.

چگونه محیط کار خود را طراحی کنیم؟ ( قسمت اول)

منبع: نویسنده: علیرضا تاجریان
باشگاه تحلیل‌گران جوان آریا

چگونگی طراحی محیط کار رابطه مستقیمی با افزایش یا کاهش عملکرد سازمانی دارد؛ عواملی وجود دارد که اگر در طراحی محیط کار مورد توجه قرار نگیرد، کارهای سازمانی به درستی انجام نمی گیرد و با کاهش بازده مواجه خواهیم شد. بنابراین در ابتدا با پرداختن به عوامل زیر، به الگوهایی مناسب جهت طراحی محیط کار خواهیم رسید.
● عواملی که در طراحی محیط کار باید مورد توجه قرار گیرد۱) اولین عاملی که در طراحی محیط کار باید مورد توجه قرار گیرد، عامل «سرو صدا» است. عامل «سرو صدا»رابطه آشکار و قابل پیش بینی با عملکرد افراد در محیط کار دارد؛ سر و صدا باعث کاهش عملکرد افراد و ناخشنودی آنها می شود.
برای کاهش سرو صدا، خذف یا به حداقل رسانیدن میزان سرو صداهای ناخواسته در محیط کار، می توانید از گوشی های ضد صدا استفاده کنید، و یا در محیط هایی به کار مشغول شوید که با وسایل ضد صدا مجهز شده باشند.
توصیه می شود برای طراحی بهتر محیط کار و برای کاهش میزان سر و صدای ماشین ها در محیط کار، از «فن آوری مهندسی» استفاده شود؛ به عنوان مثال استفاده از عایق لاستیکی در ماشین تحریر باعث می شود حرکات ارتعاشی آن کاهش پیدا کند یا بهره گیری از فن آوری اشعه لیزر باعث می گردد سرو صدای دستگاه های چاپگر رایانه ها، کاهش یابد.
۲) دومین عاملی که در طراحی محیط کار باید مورد توجه قرار گیرد، «موسیقی» است. پخش موسیقی در محیط کار باعث می شود شرایط کار برای افراد، مطبوعتر شود. موسیقی باعث می شود دوره های ملالت و خستگی کاهش پیدا کند و کارکنان هشیار باقی بمانند.
موسیقی موزاک نوع خاصی از موسیقی تلقی می شود که در بسیاری از کشورهای جهان، مورد توجه سازمان قرار گرفته است. این نوع موسیقی ترکیب معینی از انواع آهنگ های ویژه است. در این برنامه : الف) هر روز ۴۸۶ آهنگ پخش می شود.
ب) هر آهنگ به نحوی انتخاب شده است که شنیده آن باعث حواس پرتی کارکنان نمی شود. ج- هر ۱۵ دقیقه یک آهنگ پخش می شود. د- آهنگ هایی که در آغاز پخش می شوند- در مقایسه با آهنگ هایی که در پایان شنیده می شود- کمتر محرک هستند.
هر چند به طور کلی، نتایج تحقیقات در تایید این نکته است که کارکنان از شنیدن موسیقی در محل کار خود لذت می برند و معتقدند با شنیدن موسیقی در هنگام کار، بر میزان تولید آنان افزوده می شود، اما باید توجه داشت که ممکن است موسیقی باعث افزایش عملکرد شغلی افرادی شود که به کار دستی مشغول هستند، اما اثربخش بودن آن برای کارهای پیچیده ای که نیاز به تمرکز فکری دارد، مورد تردید است. نتایج یک تحقیق نیز نشان داده است که موسیقی بر تولید کارگران کم هوش، اثر ندارد.
۳) «درجه حرارت» سومین عاملی است که در طراحی محیط کار باید در نظر بگیریم. درجه حرارت عاملی است که بر عملکرد شغلی و سلامت کارکنان اثر مستقیم دارد. بسیاری از مشاغل نیازمند آن است که کارکنان در درجه حرارت شدید کار کنند ( صنعت فولاد ، ریخته گری) و برخی مشاغل دیگر نیز وجود دارد که کارکنان باید وظایف شغلی خود در درجات حرارت بسیار پایین انجام دهند (صنایع بسته بندی) .
نتایج تحقیقات نشان می دهد که درجه حرارات موثر و زیاد، بر عملکرد شناختی، جسمی و ادراکی افراد اثر می گذارد. عواملی از جمله الف) نوع کار، ب) مقدار فعالیتی که یک فرد در زمان معینی انجام می دهد و ج) تعداد و فراوانی دوره های استراحت «مجاز» متصدی شغل، باعث کاهش تاثیرات منفی درجه حرارت بر عملکرد شغلی و سلامت کارکنان می شود. بنابراین در طراحی محیط کار باید به این سه عامل مهم نیز توجه داشت؛ یعنی با توجه به نوع و ظرفیت کار ، «دوره های استراحت» را پیش بینی نمود.
۴) چهارمین عامل که در طراحی محیط کار، مورد بحث قرار می گیرد، «بهره گیری مناسب از رایانه ها» ست. استفاده از رایانه ها در طی دو دهه گذشته و بهره گیری فزاینده از آن باعث شده است طراحی محیط کار نیز دچار تحول و دگرگونی شود.
باید توجه داشت که با وجود پیشرفت هایی که در زمینه کارآیی و کیفیت کار رایانه ها حاصل شده است، مشکلات ویژه ای نیز در پیش روی مدیران سازمان ها، قرار گرفته است. شاید یکی از شناخته ترین این مشکلات، استفاده از پایانه های رایانه، صفحات کلید رایانه و ترس از «رایانه ها» باشد.
افرادی که با رایانه ها کار می کنند، در رابطه با سلامت خود شکایاتی دارند. برخی از افراد نیز از ناراحتی و صدمه دست و مچ خود شکایت می کنند.
برخی از افراد که با رایانه کار می کنند، اعتقاد دارند که «نمایشگرها» خطرناک هستند و از بعضی نشانه های مرضی شکایت دارند، اما نتایج تحقیقات نشان داده است که فشار روانی حاصل از احساس فقدان کنترل شخصی در موقع کار با رایانه و نیز کار فزاینده ای که با رایانه می توان انجام داد، باعث چنین اعتقادی می شود.
همچنین نتایج تحقیق دیگری نشان می دهد هر چند کار کردن با رایانه ها، ممکن است باعث فشار چشم شود، اما باعث صدمه دایمی چشم نمی گردد. اما برای این مشکل نیز راه حلهای ساده ای وجود دارد؛ به عنوان مثال می توانیم انعکاس نور صفحه رایانه را با تغییر زاویه آن کاهش دهیم، از صفحات ویژه برای کاهش انعکاس نور استفاده کنیم یا شدت نور اتاق کار را چنان تغییر دهیم که از شدت انعکاس نور صفحه رایانه، کاسته شود.
راه دیگر کاهش فشار وارد بر چشم، در هنگام کار با رایانه، استفاده از رایانه هایی است که صفحات نمایش آن بزرگ است و تبدیل نیرو در آن به خوبی انجام می گیرد.
دلیل بسیاری از نشانه های مرضی گزارش شده به وسیله متصدیان رایانه ها، طراحی ضعیف یا نادرست محیط کار این نوع کارکنان است. نتایح تحقیقاتی که در زمینه طراحی بهینه میزکار رایانه و نحوه نشستن افراد در پشت آن، انجام شده است، نشان می دهد که زاویه بهینه آرنج در هنگام کار با رایانه، «۹۹» درجه و درجه تمایل تنه بدن، «۱۰۴» درجه است. بنابراین باید متصدی شغل و فردی که محیط کار را طراحی می کند آموزش لازم در این خصوص به کارکنان بدهد تا به شیوه خاصی بنشینند و برای آنان نیز صفحات کلید قابل جدا شدن و میزهای قابل تغییر، تدارک ببیند.
«نشانگان مجرای مچ دستی» (CTS) و «نشانگان تاندونی» از جمله صدمات ناشی از فشار تکرار شونده (RSI) هستند که به دلیل حجم زیاد کار کارکنان سازمانها با رایانه دیده می شود.
برای اجتناب از مبتلا شدن به عارضه نشانگان مجرای مچ دستی، استفاده کنندگان از رایانه ها می توانند از طریق آشنایی با شیوه های درست کار کردن با صفحات کلید، انجام تمرینات برای گرم کردن مچ دست و انگلشتان، استراحت دادن به مچ دست، استفاده از صفحات کلید ویژه، استراحت های کوتاه مدت در طی ساعات طولانی کار با صفحات کلید و بالاخره کنار گذاشتن کار در موقی که احساس بی حسی و درد آغاز می شود، به میزان قابل توجهی خود را از ابتلای به این عارضه حفظ کنند و در محیط کار سالم، شاداب و دقیق باشند.
توصیه می شود که در طراحی محیط کار، صفحات کلید بین ۲۳ و ۲۹ اینچ از کف اتاق (با توجه به قد استفاده از رایانه ) فاصله داشته باشد و نوک کلیدها نیز بلندتر از ۲ تا ۵/۲ اینچ از سطحی باشد که کار در آن انجام می گیرد.
چنان که گفتیم یکی از مشکلات خاص استفاده کنندگان از رایانه ها در محل کار، «ترس از رایانه ها» ست. ترس از رایانه ، در واقع همان ترس از فن آوری است و رایانه ها به خودی خود باعث ترس یا اضطراب نمی شوند، بدین طریق، بهترین راه برای معرفی رایانه ها یا فن آوری جدید به کارکنان، شرکت دادن آنان در دوره های آموزشی اثربخش است.
● طراحی محیط کار
در طراحی محیط کار، می توانیم از نوع خاصی از طراحی محل کار که اصطلاحاً به آن «فضای باز» گفته می شود، استفاده کنیم؛ در این نوع طراحی محیط کار، دیوارهای اتاق ها برداشته شده و فضای کار وسعت پیدا می کند. واحدهای مختلف کار با توجه به ماهیت آن تقسیم بندی می شود و هر واحد کار نیز نزدیک واحد کار مرتبط دیگر، قرار می گیرد. هدف اصلی ابداع کنندگان این طرح آن بوده است که با خذف دیوارهای اتاق کار، کارکنان بتوانند با یکدیگر بهتر ارتباط برقرار سازند، کمک رسانی به آنان ساده تر انجام گیرد و سرپرست واحد نیز بهتر بتواند فعالیت های افراد تحت نظارت خود را جهت دستیابی به هدفهای از پیش تعیین شده سازمان، هماهنگ سازد.
در طراحی فضای باز، از سه روش می توانیم استفاده کنیم؛ در طراحی از نوع «ساده یا بی آلایش» که ضمناً به آن «طرح اتاق کارکنان» نیز گفته می شود، میزهای کار همه کارکنان در سالن بزرگی که کاملاً باز است و بین بخشهای مختلف آن نیز دیواری وجود ندارد، گذاشته می شود. در طرح با «برنامه یک ریخت» میزهای کار افراد در فاصله های یکسان از هم قرار می گیرند و این میزها به وسیله اتاقک های مستطیلی شکل، از هم جدا می شود. در طرح معروف به «جایگاه کار با شکل اختیاری» از طرح های مختلف به گونه ای استفاده می شود که نیازهای مختلف هر یک از کارکنان در محیط برآورده یا تامین شود.
هر چند اجرای طرح فضای باز محل کار می تواند باعث افزایش تماس و ارتباط افراد با یکدیگر شود (بر میزان اجتماعی شدن کارکنان ، افزوده می شود) و هزینه های آن نیز در مقایسه با روشهای سنتی کمتر است (شبکه های ارتباطی افزایش می یابد و هزینه های ساخت محل کار، هزینه های مربوط به تغییر محل کار افراد، هزینه های مربوط به روشنایی و مصرف برق کاهش پیدا می کند)، اما غالباً باعث کاهش بهره وری و رضایت شغلی کارکنان می شود (حریم افراد تنزل پیدا می کند. بهره وری کاهش پیدا میکند. رضایت از کار تنزل پیدا می کند. انگیزش و رضایت کارکنان از کار و میزان تمرکز فکری آنان، تنزل پیدا می کند. سرو صدای محیط کار، افزایش پیدا می کند.) بنابراین توصیه می شود در طراحی محیط کار، از «فضای ذخیره سازی» استفاده کنید که در آن افراد توانایی لازم را برای سازگار کردن یا کنترل خود بر فضایی که در آن کار می کنند، دارند. بنابراین اتاق کار مستقل و شخصی بهتر از محیط کار باز است و تاثیر مثبتی برای عملکرد افراد دارد.
عامل مهم دیگری که باید در طراحی کار مورد توجه قرار گیرد، وجود «پنجره» در اتاق کار است. تحقیقات نشان داده است افرادی که در اتاق بدون پنچره کار می کنند، دو برابر افراد دیگری که در اتاق های پنجره دار هستند، از پوستر، عکس و نقاشی در اتاق کارشان استفاده می کنند. ضمناً این پوسترها نیز بیشتر مناظر و چشم اندازهای موجود در طبیعت را نشان می دهند تا منظره یا عکس شهرها را.

چگونه محیط کار خود را طراحی کنیم؟ ( قسمت دوم )

● چگونه محیط کار خود را با توجه به ادارک مشتریان طراحی کنیم؟
اگر بخواهیم در طراحی محیط کار، ادارک مراجعان (مشتریان) را مدنظر قرار دهیم باید از طرح میز کار «باز» و یا «بسته» استفاده کنیم. در طراحی میز کار «باز»، میز کار فرد در مقابل دیوار گذاشته می شود و مراجع باید در کنار متصدی شغل بنشیند، اما در طراحی میز کار «بسته»، میز کار متصدی شغل به گونه ای قرار می گیرد که مراجع در جلوی او می نشیند.
به مدیران توصیه می شود اگر دوست دارند که مراجعان، کارکنان او را دوستانه تر، قابل اطمینان تر، بی آلایش تر، جالب تر و برونگرا ادارک کنند، از طرح میز کار «باز» استفاده کنند. اما باید توجه داشت که استفاده از طرح میز کار «باز» در صورتی امکان پذیر است که کارکنان در محیط های آرام و خلوت کار می کنند.
به مدیران توصیه می شود در کنار استفاده از طرح میز کار «باز» در محل کار افراد، از گل و گیاه و پوستر نیز استفاده کنند تا محیطی راحت تر، پذیراتر و میهمان نوازتر برای مراجعان تداعی کنند.
به مدیران که کارکنان آنها در محیط های شلوغ کار می کنند، توصیه می شود از محیط میز کار «بسته» استفاده کنند ، چرا که وقتی مراجعان کارکنان را در در اتاق کار مستقل و شخصی مشاهده کند که محل کار او تمیز و در قفسه های اتاق کار او نیز پرونده های زیادی دسته بندی شده است، او کارکنان آن سازمان را افرادی منظم، فعال و علاقمند به پیشرفت ادارک خواهد کرد.
● چگونه محیط کار را با توجه به شخصیت خود طراحی کنیم؟
۱) مدیری که «دورنگرا» بوده و می خواهد این پیام را ارسال کند که دوست ندارد، دیگران مخل آسایش او باشند، اتاق کار او شلوغ و آشفته و ترتیب چیدمان میز کار او باید از نوع «بسته» باشد، در مقابل مدیری که «برونگرا و مردم محور» بوده و می خواهد بی آلایشتر باشد و ارتباط های خود را با مرئوسان بهبود بخشد، باید از دفتر کار «باز» استفاده کند.
۲) مدیری که «سلطه گر» و علاقه مند به پیشرفت است، توصیه می شود دکوراسیون اتاق کار خود را با لوازم و مبلمان استاندارد تزئین نماید.
۳) به مدیران «متظاهر » توصیه می شود عکس های مربوط به گردش و تفریح و مسافرت خود را در اتاق کارشان قرار دهند تا بدین وسیله دوران خوش خود را به یاد آورند. ضمنا، در اتاق خود ساعت دیواری داشته باشند تا زمان خروج از محل کار را فراموش نکنند.
۴) به مدیران «درونگرا» توصیه می شود در اتاق کار خود گل و گیاه و تابلوی نقاشی قرار دهند تا بدین وسیله کارشان تداعی کننده محل زندگی آنان باشد.
۵) به مدیران «منظم» (سازمان دار) توصیه می شود در اتاق کار خود کاریکاتور قرار دهند تا نشان دهند هر چند تمیز و وسواسی هستند، اما از حس شوخ طبی نیز برخوردارند.

رنگ در سازمان (قسمت اول )

مقدمه:
محیط کار باید از نظر زیبایی و هماهنگی مثل گردشگاه پاکیزگی و بهداشت مثل آرایشگاه دلبستگی و تعلق خاطر مثل زادگاه روحیه کار و تلاش مثل ورزشگاه معرفت اعتقادی واخلاقی مثل عبادتگاه اندیشه و دانش مثل دانشگاه هنر و خلاقیت ومحصول جدید مثل نمایشگاه رعایت نظم و انضباط مثل اردوگاه کار، تولید وصنعت مثل کارگاه
جستجوی مشکل کار و تولید و حل آن مثل شکارگاه امنیت خاطر و حل مشکلات زندگی مثل پناهگاه باشد.
اولیـن نشانـه هـای هنر نـزد بشـر به دوران غـار نشیـنی او و حکـاکی تصاویر روی دیـواره غــارهــای لاسکو باز می گردد. این خود نشان دهنده نیاز و حساسیت انسان بدوی به جنبه های مختلف زندگی است که اگر بخواهیم آن را با مفاهیم امروزی بسنجیم پر بیراه نیست اگر بگوییم انسان از آغاز خلقت به دنبال مدیریت بر زندگی خویش بوده است. اما این پیوند مدیریت با هنر که ظاهراَ آن زمان به شکل نوعی دکوراسیون و هنر محیطی ظهور پیدا می کند؛ همچنین همزیستی انسانها با یکدیگر از یک سو و لزوم سازگاری وی با محیط پیرامونش از سوی دیگر ناخودآگاه سبب ظهور رهبری و مدیریت می شود. در واقع تاریخ مدیریت را باید از جایی بدانیم که انسان مالک می شود، خواه مالک یک غار و خواه صاحب یک خانواده، به هر تقدیر این روند با ظهور خاندان ها و قبایل از مدیریت به رهبری تغییری وجهه می دهد و با یکجا نشین شدن آدمی و ظهور تمدنهای اولیه به صورت جدی مفهوم مدیریت مطرح می شود. هرچند در آن زمان به این رهبری و مدیریت به عنوان یک علم نگاه نمی شد اما در بررسی تاریخ تمدن بشر گونه هایی جدیدی از مدیریت نظامی و مدیریت شهری را می توان یافت.
پس ازاعصاری که هنر و مدیریت نزد بشر رو به تکامل می نهد در دوران رنسانس به اعتلایی نسبی می رسد. این اعتلا نیز مرهون ظهور مشاغل و پیشه ها بود که در آن افراد به دنبال فروش بیشتر و در نتیجه مدیریت بهتر بوند و جالب تر آنکه تا این زمان هنر و مدیریت همپای هم و در کنار هم پیش رفته اند. اما تحول اساسی ذهن بشر پیرامون دو مفهوم هنر و مدیریت از انقلاب صنعتی و رونق کارخانه داری شکل می گیرد، یعنی زمانی که صاحبان مشاغل و کارخانه داران از یک سو به مفاهیم مدیریتی توجه نشان می دهند و از دیگر سو به نقش مهم هنر و چگونگی محیط کار گوشه نظری دارند. شاید همین امر هم باعث ظهور مفهومی به نام ارگونومی شد.
با ظهور هنر دکوراسیون و جدی شدن مفاهیم هنر محیطی در قرون اخیر بحث داغ سازگاری محیط کار با کارکنان قوت گرفت تا امروزه به صورت یک علم در کنار هنر به ادامه حیات بپردازد و جالب آنکه محکم ترین پیوند علم و هنر نیز در همین زمینه است.
در این نوشتار سعی نگارنده بر این است تا با بیان تجربیات و تعاریفی که از منابع بسیار محدود استخراج کرده است بپردازد و بیشتر با تکیه بر دانش و تجربیات هنری خود پلی را میان هنر و مدیریت ایجاد کند پلی که قصد ندارد تا مفاهیم مدیریت هنری و یا هنر مدیریتی را بررسی کند بلکه تلاش می کند تا نقش هنر را مدیریت سازمان واکاوی کرده و بر لزوم آگاهی نسبی مدیران از مفاهیم اولیه هنر تاکید کند.
این نوشتار مبتنی بر این فرضیه شکل گرفته است که به نظر می رسد نقش و کارکرد رنگ در سازمان به پویایی و افزایش کارایی سازمان منجر می شود و در پی پاسخ به این سوال است که آیا وجود حداقل اطلاعات هنری در یک سازمان و توجه مدیران آن به مفاهیم هنری می تواند باعث افزایش راندمان کاری سازمان شود یا خیر؟ و اینکه میزان این اثر گذاری تا چه حد است؟
امید آنکه علیرغم نقصان های فراوان علمی که باعث شد تا نتوانم نام مقاله را بر این سطور بگذارم و تنها به عنوان نوشتار بر آن تاکید کنم پاسخگوی سوال بالا باشد.

شرایط محیطی عامل موثر در کار کردن

شرایط محیط نقش بسیار مهمی در انجام کارها دارد. یک کار یکسان در دو شرایط و موقعیت جداگانه می‌تواند نتایج متفاوتی به بار ‌آورد. عموماَ شرایط و موقعیتهای محیطی مساعد برای انجام کار و متناسب با نوع کار، روند انجام کار را سرعت می‌بخشد. از عمومی‌ترین شرایط محیطی ، نور ، فضا ، سروصدا و ... است. هر چند برای برخی مشاغل شرایط محیطی ویژه و اختصاصی‌تری نیاز هست. تحقیقات مختلف مربوط به حوزه روانشناسی صنعتی و سازمانی نشان می‌دهد انجام کار در محیطهای دارای نور مناسب ، تهویه هوای مناسب و فضای کافی تاثیر مثبتی روی شیوه عمل کارگران دارد.
اما لازم است پیش از هر چیز به تناسب محیط کار با آرایش ظاهری آن توجه شود بنابراین بهتر است تا به طبقه بندی مشاغل هم توجه کنیم. مشاغل مختلف را بر اساس ملاکهای متفاوتی می‌توان تقسیم بندی کرد. ممکن است بر اساس اینکه مشاغل به چه شیوه‌ای انجام می‌پذیرند؟ چگونه انجام می‌گیرند؟ چه ویژگیهایی برای افرادی که به این مشاغل می‌پردازند، درنظر گرفته می‌شود؟ مکانهایی که در آنجا انجام می‌گیرند و ... دسته بندیهای مختلفی وجود داشته باشد. اما در اینجا فقط به طبقه بندیهایی اشاره شده است که اثرات مستقیمی در چگونگی آرایش محیط کار دارد.

الف : طبقه بندی مشاغل بر اساس فعالیت فکری و بدنی
برخی از مشاغل مشاغلی هستند که عمدتا با نیروی جسمی سروکار دارند. و فرد در انجام آنها انرژی فیزیکی صرف می‌کند و عمدتا از اعضای بدن خود و بویژه دستها استفاده می‌کند. در مقابل کارهایی نیز وجود دارند که فعالیت فکری نقش بیشتری در آنها دارد. البته تفکیک این دو دسته از مشاغل نیز به این سادگی نیست. ما در کلیه کارها و فعالیتها چه بدنی باشند و چه نباشند به ناچار از نیروی فکر و توان ذهنی خود استفاده می‌کنیم.
همینطور در کارهایی که بیشتر به عنوان فعالیت فکری دسته بندی می‌شوند به نحوی از اعضای بدن خود نیز استفاده می‌کنیم. هدف از این دسته بندی نقش بیشتر هر یک از دو بعد فکری و بدنی در این فعالیتها است. برای یک نویسنده توان فکری اهمیت زیادی دارند هر چند از دستهای خود برای نوشتن استفاده می‌کند. و برای یک کشاورز که عمدتا کار بدنی انجام می‌دهد کار فکری نیز در مورد نحوه این اعمال بدنی اهمیت دارد.

ب: طبقه بندی مشاغل بر اساس ابزارهای مورد استفاده و مکان
برخی از مشاغل به ابزارهای خاص و یا مکان خاص نیاز دارند و برخی چنین محدودیتی را دارا نیستند و در هر گونه محیطی می‌توان به انجام آن مشغول شد. برخی مشاغل نیاز به هوای آزاد دارند و برخی در محیطهای بسته قابل انجام هستند.

اما آنچه که در این طبقه بندی ها حائز اهمیت است تناسب است. اینکه نور، فضا، رنگ و سایر عناصر بصری موثر بر روحیه کارکنان در هر محیط چگونه باشد مهم است. ممکن است یک طراحی بسیار زیبا و حتی گرانقیمت در یک محیط کاری اثری مخرب داشته باشد. مثلا در یک محیط کاری مبتنی بر فعالیت های فکری که نیاز به آرامش ، تفکر و گفتگو باشد، وجود رنگ های گرم و بویژه قرمز نتایج خوبی نخواهد داشت.

آشنایی با مفهوم و فواید ارگونومی

از آنجاییکه در ادامه مطلب اشاراتی به علم ارگونومی می شود، لازم است تعریف مختصری از این واژه ارایه دهم تا بهتر بتوان از مولفه های آن در كار استفاده نمود. به طور كلی ارگونومی علم هماهنگ كردن توان فیزیكی، توان روانی و محیط كار و تكنولوژی است. براساس این تعریف زمانی كاركنان دارای عملكرد مطلوبی هستند كه بتوان در سازمان بین ابعاد و توان فیزیكی، روانی و محیط كار سازگاری و تعادل ایجاد نمود. به همین علت در مدل عملیاتی توسعه منابع انسـانی برای افزایش كارآیی و بهره وری عمدتاً از ارگونومی استفاده می شود و این به خاطر آن است كه ارگونومی به مقدار زیادی موجب صرفه جویی در وقت و انرژی شده و كاركنان با حداقل صرف انرژی فیزیكی و روانی، حداكثر كار یدی و فكـــــری را برای سازمان به ارمغان می آورند.

برای استفاده از ارگونومی در افزایش بهره وری لازم است اقدامات زیر صورت گیرد:

1 - اندازه گیری ابعاد فیزیكی كاركنان از نظر قد، اندازه بدن، وزن و میزان چابكی و انعطاف پذیری بدن با ابزارها و وسایل موجود در علم پزشكی.
2 - اندازه گیری ابعاد و ویژگی های روانی و شخصیتی كاركنان كه در این زمینه باتوجه به مطالعات و پیشرفتهای روان شناسی می توان كاركنان را از ابعاد و زوایای مختلف مورد شناسایی و تحلیل قرار داد. مولفه های روانی مورد نیاز در علم ارگونومی عبارت از ویژگیهای شخصیتی، علایق، رضایت شغلی، درون گرایی و برون گرایی، هوش عاطفی، هوش منطقی و انگیزه ها، ادراكات، مفروضات ذهنی واختلالات روانی فرد است.
3 - بررسی ویژگی های شغلی و ایمنی در مشاغل سازمانی كه چه فعالیتهای ریز و درشتی و با چه ابعادی از حجم و كیفیت و در چه محدوده زمانی و نیز با چه تاثیرگذاری بایستی انجام شود.
4 - بررسی شرایــط ماشین آلات، تجهیزات و به طور كلی محیط فیزیكی كار. در ارگونومی مشخص كردن مولفه های فوق كار زیاد دشواری نیست و با برنامه ریزی و بكارگیری ابزارهای مربوطه می توان آن را انجام داد. آنچه برای عملیاتی كردن ارگونومی در افزایش بهره وری مهم است نحوه تركیب و تنظیم مولفه ها است. در صورت وجود ناهماهنگی بین مولفه ها، عملكرد و بهره وری كاركنان تك بعدی شده و افت می كند ولی در صورت ایجاد هماهنگی بین مولفه های ذكرشده در توان كاركنان سینرژی ایجاد شده و عملكرد كاركنان به شدت افزایش می یابد.
همچنین این موارد باعث می شود تا در ادامه این مطلب و بخش اشاره به اثرات روانی رنگ در سازمان ارتباط بهتری برقرارشود.

بعضی از دستاوردهای واقعی عملیاتی شدن ارگونومی در كار را می توان چنین بیان نمود:
افزایش رضایت شغلی؛
خستگی كم و دل بستگی به كار؛
سلامت جسمی و روانی كاركنان؛
افزایش راندمان كاری و بهره وری؛
صرفه جویی در انرژی روانی و جسمی؛
هماهنگ شدن مشاغل با شرایط كاركنان؛
تسلط بر محیط كار و مدیریت بر ابزارآلات.
از این بحث مختصر می توان نتیجه گرفت رنگ ها مکمل خوبی برای افزایش اثرات مولفه های ارگونومی هستند.

آشنایی با مفاهیم رنگ ها

رنگ های سرد وگرم
شامل حس درونی رنگ هاست که از طبیعت الهام گرفته است
قرمز زرد نارنجی و بنفش مایل به قرمز گرم هستند و رنگ های آبی سبز و بنفش مایل به آبی از رنگهای سرد محسوب می شوند.
عموماَ ترکیب رنگهای هر گروه نیز به شرط عدم تمایل به تیرگی شدید از گرمی و سردی همان گروه تبعیت می کنند.

تضاد رنگ ها
خصیصه ای از رنگ است که بستگی تام به مشخصات رنگ های مجاور دارد و عبارت است از اختلاف بین تیره و روشن در یک تصویر. اگر تضاد کم باشد تصویر مسطح دیده می شود و حالت عمق و برجستگی آن از بین می رود.
تضاد رنگ متعلق به شخصیت های شاد، پر تحرک و اجتماعی است و عدم تضاد مربوط به شخصیت های آرام، خنثی و تاثیر پذیر است. اما این تعبییر همه جا عمومیت ندارد بلکه به تناسب شرایط زمانی و مکانی متغییر است.

مکمل
حالتی از همنشینی رنگ هاست که در آن رنگ ها دو به دو در کنار هم بیشترین هماهنگی و هارمونی را با هم ایجاد می کنند و بیننده را آزار نمی دهد. در عین حال خلا کمبود رنگ را پر می کنند.
برای درک بهتر باید به دایره رنگ توجه کنیم.

اثرات روانی رنگ ها در محیط کار

تحقیقات کم و پراکنده ای پیرامون اثرات رنگ بر افزایش کارایی در سازمان و نیز مخاطبان سازمان انجام گرفته اما هیچ یک از این تحقیقات به صورت تخصصی به این موضوع نپرداخته است و همچنان این موضوع در مهجوریت به سر می برد. شاید دلیل اصلی آن تنوع حوزه های فرهنگی و مدیریتی در سازمانها باشد که در کنار توجه به ابعاد روانشناختی فردی ابراز نظر مطلق و علمی را دشوار می کند. اما از مجموعه این نظرات و با نگرشی بر منابع موجود که در پی نوشت این مطلب خواهد آمد مطالب زیر نوشته شده است.

آبی
نشان از آرامش وخشنودی دارد. یکپارچگی و احساس تعلق و در برخی موارد امنیت و ثبات.
از نظر سمبلیک یا نمادین آبی نشانه آسمان، آب، و دریا است. خلق و خوی آرام و طبیعت زنانه و روشنی و درخشش دنیای باستان را نیز در خود دارد.
اثر روانی آن سرماست.
ادراک حسی آن طعم شیرین است. محتوای عاطفی ان ملایمت و اندام آن پوست است.
مناسبترین رنگ برای بیان معنای فلسفه، تفکرو تعقل است.
با تفاسیر بالا می توان دریافت که کارکرد اصلی این رنگ در سازمانهایی مبتنی بر فعالیت های فکری و یا سالن جلسات و اتاق فکر است.

قرمز
رنگ انرژی است. نبض را تند می کند، فشار خون را بالاتر می برد. معنای آرزو می دهد و بیانگر میل و اشتیاق، هوس و هیجان است. از دیگر سو نماینده آرزوی شدید برای زندگی و تجربه گرایی است.
از نظر سمبلیک قرمز نماد خون و آتش است و طبیعت مردانه را به یاد می آورد.
اثر روانی آن گرماست.
ادراک حسی آن به صورت میل و اشتها و طعم تند بروز می کند و اندام آن ماهیچه های سخت و اندام های تناسلی است.
قرمز یک رنگ مادی است و مناسب برای بیان مفاهیم خطر، اراده و جنگ.
در سازمانهایی مبتنی بر فعالیت های جسمی استفاده می شود و البته از آنجاییکه رنگی معترض است در مجموعه های سیاسی نیز از آن استقبال می شود. در ارگونومی این رنگ را رنگ اخطار می نامند و باید به خاطر داشته باشید که استفاده نامناسب از آن بویژه به صورت تک رنگ و با شدت بالا موجبات استرس در محل کار را فراهم می کند. ترکیب ترام های تیره این رنگ در کنار رنگ های موسوم به سنگین مثل قهوه ای و سیاه مناسب برای شرکت های صنعتی مناسب است.

زرد
رنگ تلقین است و می تواند دیگران را تشویق به انجام کاری کند؛ در حالی که قرمز رنگی محرک اما بدون تلقین است. زرد مانند قرمز نبض را تند می کند اما با اثر کمتر. زرد بیانگر روشنی، درخشش، شادمانی، حساسیت، توسعه طلبی بلا مانع،تکسین خطر و تنفر یا امید است ( اگر زرد در پس زمینه سیاه باشد تنفر و اگر در کنار سبز استفاده شود امید را نشان می دهد)
از نظر سمبلیک نماد خورشید، گرمای دلپذیر و در مسیحیت سمبل هاله جام شراب مقدس که عیسی مسیح در شب آخر زندگی سر کشید.
اثر روانی آن گرمای ملایم است.
ادراک حسی آن زنده دلی و اندام آن سیستم های عصبی و بینایی است. طعم زرد بیشتر گس است اما با ترکیب رنگ های روشن شیرین و با رنگ های تیره تلخ می شود.
زرد یک رنگ ماورایی و مناسب برای بیان مفاهیم ؛ توجه و دقت و شادی است.
در محیط های پویایی که قصد دارد تا جوانی و تحرک را نشان دهد به کار می آید و ترجیحا باید از هارمونی آن با رنگ های تیره خودداری کرد چرا که ترکیبی نا امید کننده را ارائه می دهد. این رنگ مناسب برای سازمانهای برونگرا، تجاری و فعالیت های مبتنی بر ارائه خدمات به مشتری است.
در ارگونومی این رنگ برای نشان دادن خطر مواد سمی به کار می رود.

رنگ های مکمل نیز بیشتر ترکیبی از موارد رنگ های اصلی هستند اما می توان آنها را نیز همانند موارد فوق دسته بندی کرد.
اما در این میان تنها رنگ سبز که رنگ نشاط و جوانی و سمبل محیط زیست است مناسب برای فعالیت سازمانهای فرهنگی است.
رنگ های سیاه و سفید یا خنثی هم بیشتر مفهوم بخش سایر رنگ ها هستند خواه با ترکیب و یا همنشینی.

از آنچه که در بالا گفته شد به راحتی می توان فهمید که رنگ غالب در سازمان شامل رنگ دیوارها، درها، پنجره ها، مبلمان و حتی رنگ بندی تابلوهای روی دیوار و سایر اقلام محیط کار چگونه باید باشد. 
 

نقش رنگ درآراستگی و ایمنی محیط کار و زندگی

رنگ پدیده ای است که از دو جنبه فیزیکی و شیمیایی مورد بحث می باشد و در جهان رنگ، کیفیت مشاهده رنگ ها از طریق قیاس و توسط چشم و مغز صورت می گیرد.
مشاهده رنگ یک واقعیت پسیکوفیزیولوژیکی می باشد که از واقعیت شیمیایی رنگ متمایز است، یعنی مساله رویت رنگ با ساختمان بنیادی رنگ تفاوت دارد.
همان گونه که ارتعاشات صوتی می تواند از راه گوش خوشآیند و لذت بخش و قابل درک باشند، رنگ نیز پدیده ای است که از راه چشم اثرات مفید یا مضری می تواند در مغز انسان داشته باشد و لذا مساله رنگ از بسیاری جهات بررسی می گردد به نحوی که:
1- هنرمند به اثرات رنگ از نظر زیباشناسی توجه دارد و نفوذ معنوی رنگ و خلاقیت آنرا بررسی می نماید.
2- روان شناس علاقه مند به شناسایی قدرت اثر تشعشعات رنگی روی مغز و روح آدمی است.
3- فیزیولوژیست اثرات نور و رنگ را بر روی اعضا مختلف بدن مطالعه می نماید و مساله دیدن یکی از مسائل مورد مطالعه فیزیولوژیکی می باشد.
4- شیمیست بر روی ساختمان ملکولی رنگ ها و رنگدانه ها و ذرات جسم سنگین و تهیه رنگ از مواد اولیه و غیره بررسی می نماید.
5- و بالاخره فیزیکدان نوع انرژی- نوسانات- اختلاط انوار رنگی طیف- تجزیه نور- فرکانس و طول موج اشعه های رنگی و رده بندی رنگ ها و اندازه گیری آنها را مورد بحث قرار می دهد.
6- در صنایع نیز رنگ به عنوان عامل کمکی در تامین ایمنی، وسایل ارتباطی ، تزیین، رمز و نشانه، حفاظت و نظایر اینها و برای مقصود معین به کار گرفته می شود.
از این تاثیر امروزه در ساختمان منازل مسکونی و دفتر کار استفاده می شود و برای انتخاب در کارگاه ها و ماشین ها بکار می رود زیرا انتخاب رنگ مناسب باعث ازدیاد قدرت کارگران و افزایش حجم تولید می گردد، به طوری که یک کارخانه جوراب سازی در آلمان توانست با استفاده از این مسئله تولید خود را 20% افزایش بخشد.

رنگ در سازمان (قسمت دوم )

صفات رنگ و استفاده گوناگون از آن
مهمترین جزء نور رنگ است و هنگامی که رنگ به درستی استفاده شود علاوه بر محیط باز و خوشحال کننده می تواند به قابلیت دید هم کمک نماید چنانکه تزیین یا دکوراسیون با مفهومی خاص در مورد اطاق استراحت، اطاق غذاخوری و سینماها و خانه ها و کارخانجات و غیره همیشه مطرح است و از رنگ به نحو مطلوب استفاده می شود. رنگ ها نباید صرفاً به خاطر ارزش و تاثیر زیبایی ظاهری استفاده شود بلکه باید به لحاظ ارزش عملی آنها و استفاده برای مقصودی معین به کار می رود. با توجه به صفات رنگ تجربه شده است که رنگ های روشن خود را برجسته و بسیار نمایان نشان می دهند مانند رنگ زرد و قرمز و نارنجی که به رنگ های گرم شهرت دارند و این رنگ ها موثرترین و پرقدرت ترین رنگ ها برای علامت هشدار دهنده می باشند.
رنگ سبز نیز یک رنگ با قابلیت دید زیاد است و کمتر برجسته می نماید و خصلت جلب کمتری دارد.
رنگ سبز و آبی کاملاً مخالف رنگ قرمز می باشند و از رنگ های سرد و غیرزننده می باشند و آبی اساساً یک رنگ آرامش بخش است.
رنگ های ارغوانی و بنفش از رنگ های مجلل و فاخر می باشند. از این رنگ ها در پرده برداری از پیکره ها و مراسم ویژه مختلف استفاده می شوند و گاهی افسردگی را تداعی می نمایند و آرام بخش می باشند. بنفش کم رنگ از رنگ های جذاب می باشد.
قرمز تیره و بنفش تیره و سیاه تیره ترین رنگ ها است و قابلیت دید کمتری دارند و فضا را محدودتر نشان می دهند.
در کارگاه هایی که زن کار می کند و فقط کارکنان زن می باشند از رنگ های روشن و ملایم که جاذبه قوی دارند استفاده می گردد.
رنگ های گرم و روشن در کارگاه های فلزکاری نامناسب و غیرمعمول است مثلاً هیچ گاه معقول نیست که مثلاً برای دستگاه پرس از رنگ صورتی استفاده می شود.

اثرات روانی پسیکولوژی رنگ
از دیر زمان اثر روانی رنگ در اشخاص مختلف مورد توجه دانشمندان بوده است و با مرور زمان گسترش یافته است. با یک آزمایش و تعویض رنگ ها بر روی پرده ای از یک سالن نمایش و کنترل حرارت و رطوبت سالن و اظهارات دو نفر ناظر رنگ ها در سالن در خصوص حرارت و مطبوعیت رنگ ها و کنترل نبض و درجه حرارت بدن آنها در هر 15 دقیقه ثابت گردیده است که با تغییر رنگ ها در هر 15 دقیقه درجه حرارت بدن و نبض دو نفر ناظر صفحه مرتباً تغییر یافته است.
و نیز ثابت شده است جعبه هایی که رنگ روشن و باز دارند کمتر سنگین بوده و جعبه های سیاه رنگ سنگینی بیشتر دارند و همچنین اطاق هایی از بیمارستان ها که رنگ آبی دارند و یا شیشه های آبی رنگ دارند اثر خوبی روی بیماران دارد و به همین دلیل است که اطاق عمل جراحی در بیمارستان ها به رنگ آبی می باشد.
برای رنگ آمیزی کاغذ تحریر و مطبوعات نیز مطالعات زیادی شده است. اشخاصی که نزدیک بین هستند و چشم آنها در مطالعه زیاد خسته می شود باید کاغذهای سبز و آبی به کار برند که بسیار مناسب است.
این رنگ ها در کارخانجات هم مناسب اند چون خستگی کارگران را کم نموده و سردرد آنها را رفع می نماید و مانع از حرکات نامناسب می شود.

رنگ های ایمنی
چشم به طور طبیعی به طرف روشن ترین و رنگین ترین بخشی که در دیدش قرار می گیرد جلب می شود. سیاه و سفید حداکثر تضاد را دارند. تلفیق سیاه و زرد تاثیر بصری بیشتری دارد و به همین مناسبت برای مشخص کردن موانع و محدوده های خطر از علامت راه راه سیاه و زرد استفاده می شود.
در کارخانجات علائم هشداردهنده اظطراراً می بایست در معرض دید قرار گیرد و واضح باشد و این علامت ها از لحاظ دید و رنگ باید کاملاً شاخص از محیط اطرافشان باشد و قرار گیرد و نیز حداکثر درخشندگی را هم داشته باشند.
عملاً برای سطوح عمودی مانند بام، سقف، دیوارها، تیرهای ساختمانی، ستون و خرپاها از رنگ هایی مانند خاکستری یا سیاه و یا سفید استفاده می شود تا رنگ های جلب توجه کننده به خوبی از آنها متمایز باشد.
در صنایع سنگین که احتمال خطر زیاد دارند مانند صنایع نورد، لوکوموتیو، عمل رنگ در درجه اول اهمیت است. در صنایع سبک مانند کارگاه های بافندگی، مونتاژ، صنایع مربوط به ساختن ترانزیستور از جنبه های تزئینی رنگ بیشتر استفاده می گردد.
سقف کارگاه معمولاً بزرگترین سطحی است که از کف کارگاه دیده می شود و با رنگ زرد می توان یک محیط آفتابی و گرم ایجاد نمود و نقاشی کرد. تیرهای سقف و خرپاها را با سفید می توان نقاشی نمود. در سطوح سقف و دیوارها گاهی از قرمز استفاده می شود تا نوعی احساس گرمی و شعف و مسرت نمایند و رنگ قرمز برای قسمت های توزیع مواد و ابزار و سکوهای بارگیری قابل قبول می باشد. قرمز موثرترین رنگی است که برای ضروری ترین علایم خطر( مانند برق، ترانسفورماتور پایه ها و کابل های هوایی و غیره مورد استفاده می باشد. )
برای علامت آتش نشانی، محفظه وسایل آتش نشانی و جرثقیل ها و امثال اینها رنگ قرمز مورد استفاده قرار می گیرد و چنانچه از این رنگ در سطحی وسیع به عنوان تزئین استفاده شود تاثیر قاطع خود را به عنوان رنگ هشداردهنده از دست می دهد و به تدریج برای اشخاص، عادی می شود و مفهوم خاص دیگری نخواهد داشت.
از لحاظ براقی رنگ در رنگ آمیزی سقف و دیوارها یک جلای مات بهترین رنگ از لحاظ دید و پراکندگی ناموزون نور است.
رنگ آمیزی دیوار و سقف به رنگ روشن با بازتاب زیاد و رنگ های تیره و ستون های ساختمان به رنگ های خنثی" مانند خاکستری" زمینه ای را بوجود می آورد که در آنها علامت هشداردهنده مشخصی را نشان می دهد.
امروزه ثابت شده است که ماشین کارخانجات اگر با رنگ های بخصوصی علامت گذاری و رنگ شوند از بسیاری از خطرات احتمالی جلوگیری می نماید چون توجه و دقت شخص بیشتر گشته و از خود بهتر دفاع می کند و در نتیجه خطر کم می شود و به همین لحاظ رنگ های نامبرده در زیر را برای خطرهای مختلف تعیین نموده اند که جنبه بین المللی دارد:
رنگ زرد برای خطرهای مکانیکی
رنگ لیمویی برای خطرهای حرارتی
رنگ آبی برای توجه و دقت
رنگ سبز برای امنیت
رنگ قرمز برای آتش سوزی و خطرات شدید

نور نیز اهمیت به سزایی دارد و اثر آن در رنگ مورد توجه است چنانکه در نتیجه رنگ آمیزی نامتناسب شیئی و یا وجود بعضی از پرتوهای اجاق بخاری، رنگ را تغییر می دهند.
مثلاً در نور مصنوعی اغلب رنگ های آبی تبدیل به خاکستری می شوند و در نتیجه تزئین و دکوراسیون اطاق و ساختمان نتیجه معکوسی خواهد داشت و آن نتیجه ای که مورد نظر است نمی هد.
کارخانجات وسایل الکتریکی سعی نموده اند لامپ های تعبیه نمایند که تا اندازه ای از تغییر رنگ جلوگیری گردد و از رنگ های مطلوب استفاده شودکه متخصص و دکوراتور می تواند در این مورد راهنمایی لازم را بنماید و خانواده ها در اثر تجربه نیز می توانند نتیجه مطلوب را در رابطه نور با رنگ به دست آورند.
از آنچه که گفته شد به راحتی می توان اینگونه نتیجه گیری کرد که توجه به رنگ در محیط کار منجر به افزایش راندمان کاری و کاهش صدمات ناشی از ناهنجاری های محیط کار می شود. البته نباید نگاهی مطلق گرا داشته باشیم چرا که در کنار این آرایش و رنگ بندی توجه به سایر عوامل انسانی و محیطی بر روند کار اثرگذار است همچنین توجه جدی به مفاهیم رنگ در ملل مختلف و فرهنگ های گوناگون را نیز نباید فراموش کرد.
در پایان باید گفت که بهترین پشتوانه برای این نوشتار تحقیقات عملی و لابراتواری است که امیدوارم بزودی شرایط آن محقق شود.
 

منبع:

1- نقش رنگ درآراستگی و ایمنی محیط کار و زندگی سپیده سروش مهر
2- ماهنامه تدبیر شماره 146 تیر ماه 1383
3- دانشنامه رشد ( مقالات اینترنتی)
4- مطالعه ای در چندوچون محيط كار در مراكز توليدی و صنعتی محيط كار و انسان بهره ور(گزارش از: مريم خليلی عراقی، مهرانگيز يقين لوو فرانك جواهردشتی)
5- مفهوم رنگ در ملل مختلف، حمیدرضا نیک نژاد 1386

عوامل موثر در برق گرفتگی

شدت جريان

شدت جريان در برق گرفتگي عامل اصلي و مخاطره آميز مي باشد. به عبارت ديگر، عامل مرگ مصدوم شدت جريان مي‏باشد. جريان برق با شدت دو ميلي آمپر فقط لرزش خفيفي در بدن ايجاد مي‏كند و جريانهاي بالاتر از نه ميلي آمپر سبب بروز شوك زودگذر در سطح بدن مي‏شود و در جريانهاي بالاتر از سي ميلي آمپر خطر مرگ انسان را تهديد مي‏كند. بطور كلي مقدار جرياني كه از بدن عبور مي كند، بستگي به عوامل زير دارد:

  • پتانسيل (ولتاژ) برقي كه شخص در معرض آن قرار گرفته است.
  • شرايط عايق بودن مكاني كه حادثه در آن محل اتفاق افتاده است.
  • مقاومتي كه پوست يا لباس شخص يا مجموعه آنها از خود نشان مي‏دهند.
  • محل تماس بدن با جسم هادي.
  • فشار و ميزان سطح تماس بدن با جسم هادي.

مسير جريان برق

 وقتي جريان برق وارد بدن مي‏شود، مسير خود را از راهي كه كمترين مقاومت را دارد، انتخاب مي‏كند و از نقطه‏اي نزديك اتصال به زمين خارج مي‏شود. اين ورود و خروج سبب از بين رفتن بافتها و ضايعات شديد مانند از بين رفتن عضو و حتي مرگ مي‏شود. بطور خلاصه جريان برق ممكن است از دست چپ به دست راست و بالعكس ، از دست راست به دست پاي راست يا چپ، از دست چپ به پاي چپ يا راست و يا از پاي راست به چپ و بالعكس و يا از ميان سيستم عصبي مركزي عبور كند، در هر حال اگر جريان برق به طريقي از بدن عبور كند كه قلب در مسير آن قرار گيرد، اين بدترين و مخاطره‏آميزترين حالت براي مصدوم مي‏باشد.

نوع جريان

در برق گرفتگي نوع جريان نيز بسيار مهم است. جريان برق متناوب خطرناك‏تر از جريان برق مستقيم است. زيرا جريان متناوب باعث انقباض دايمي عضله شده و قطع جريان وصل شده به بدن طولاني مي‏شود و در نتيجه آسيب وارده نيز تشديد مي‏شود. البته در ولتاژهاي بالا، جريان مستقيم اثر تخريبي بيشتري دارد و چون قوسهاي الكتريكي جريان مستقيم سوزانده تر است بنابراين شدت سوختگي در جريان مستقيم به مراتب بيشتر از جريان متناوب است. از جمله منابع برق مستقيم مي‏توان از باطري‏ها ، شارژرها و خازنها نام برد.

مقاومت بدن

با توجه به عناصر مختلف تشكيل دهنده بافتهاي بدن، عبور جريان برق از آنها حرارتهاي مختلف و در نتيجه ضايعات متفاوتي را ببار مي‏آورد. مقاومت بافتهاي بدن به ترتيب عبارتند از: استخوان ، چربي ، تاندون ، پوست ، عضله ، عصب و عروق خوني. به عبارت ديگر استخوان بالاترين مقاومت و مايعات داخل رگها كمترين مقاومت را دارند. پوست بدن نيز مقاومتهاي مختلفي نسبت به جريان برق دارد. هر چه پوست ضخيم تر و جثه فرد بزرگتر باشد، مقاومت بدن نيز بيشتر خواهد بود و هر چه پوست مرطوبتر باشد، مقاومت آن كمتر مي‏شود. مي‏توان مقاومت بدن را بين 500 تا 1000 اهم در نظر گرفت. بنابراين اگر مثلاً از دو دست ولتاژ 220 ولت بگذرد، جرياني با شدت 440 تا 220 ميلي ‏آمپر از بدن عبور خواهد كرد كه خطرناك است.

جريان قوي يا ولتاژ بالا

جريانهاي قوي سبب انقباضات عضلاني شديد، بيهوشي شديد، بيهوشي فوري، فلج تنفسي و سوختگي‏هاي شديد مي‏شود ، انقباضات عضلاني گاهي سبب پرتاب مصدوم و در نتيجه شكستگي استخوان مي‏گردد. همچنين ولتاژ زياد موجب ايجاد قوس الكتريكي و حرارتي معادل 2500 تا 4000 درجه سانتيگراد مي‏شود كه حاصل آن گاهي ذغال شدن يك عضو و حتي تمام بدن مي‏باشد. بنابراين در حوالي سيستم‏هاي انتقال انرژي برق با ولتاژ زياد، خطر ايجاد قوس الكتريكي و سوختگي فوق‏العاده شديد وجود دارد. در ضمن حتي در مواردي كه عبور جريان برق قطع مي‏شود، بلافاصله نبايد به مدار نزديك شد، زيرا اثر “خازني“ مدار مي‏تواند با تخليه الكتريكي خود، سبب قوس الكتريكي شده و صدماتي را ببار آورد.

منبع:سایت مهندس کاظمی

عبور جریان و بدن انسان

عبور جریان برق عامل مؤثرخطربرای انسان یاهرموجود زنده دیگر می باشدکه البته وجوداختلاف سطح باعث عبوراین جریان می گردد. البته درفشارضعیف اگر جریان  1 تا 1/0 آمپر ازقلب بگذرد، خطرجانی خواهد داشت.
آزمایش هاوبررسی های مختلف نشان داده است که :
1- جریان هایی تا 02/0 آمپربرای انسان قابل تحمل است.
2- جریان های تاحدود 05/0 آمپرخطرناک وجریان های از1/0 آمپربا بالا خطرجانی دارد.
عبورجریان ازقلب باعث می شودکه عمل منظم تپش قلب نامنظم شده ودررسیدن خون به مغز وقفه ای حاصل گردد، درنتیجه انسان پس از چند دقیقه به هلاکت می رسد.
برای نجات برق زده بلادرنگ از تنفس مصنوعی کمک گرفته شودکه بهترین نوع آن از راه دهان به دهان است.
شدت جریان مهلک ومقاومت بدن انسان هامتفاوت است. مقاومت بین اعضای مختلف بدن انسان به طورمتوسط برابر است با:
دست ودست : تقریبا  4000 اهم
دست وپا:تقریبا  4500 اهم
پا وپا : تقریبا 6500 اهم
هردودست ودوپا : تقریبا 1800 اهم
درضمن بدن مرطوب بوده ودست ها عرق کرده باعث کم شدن مقاومت وعبورجریان زیادتری می شود ، لذا می توان گفت که حتی اختلاف سطح 20 ولت نیز محصوص و اختلاف سطح 60 ولت ممکن است خطرجانی داشته باشد.
البته اثر مرگبارجریان بستگی به فرکانس صنعتی 50 هرذتس خطرناک ترین آنها می باشد. درفرکانس های زیاد نمی تواند موجبات منقبض شدن اعضای بدن انسان رافراهم سازد. به طوری که عبورجریان به شدت چندین آمپر بافرکانس خیلی زیاد نیزممکن است برای انسان بی خطرباشد وبه همین جهت است که درپزشکی ازجریان بافرکانس زیاد برای درمخان استفاده می شود.
دربرق گرفتگی فشارقوی جریان هایی از1تا100 آمپروبیشترممکن است ازبدن انسان عبورکندبدون این که مستقیما باعث ازکارافتادن قلب شود.ولی درعوض این جریان های شدید باعث خراب کردن وسوزاندن بافت های بدن به خصوص تجزیه آب بدن می شودوبه کلیه آسیب فراوان می رساند. درضمن عبور جریان زیادازبدن باعث سوزاندن محل ورود و زخم برداشتن عمیق درمحل خروج جریان می شود که ممکن است متعاقبا منجربه مرگ گردد.

سیستمهای حفاظتی و مسائل مخصوص آن (قسمت اول )

عباس كيوان

دفتر فني شبكه ـ شركت توانير

 چكيده:

در‌اين مقاله سعي گرديده است بطور خلاصه وظائف سيستمهاي حفاظتي، اجزاء سيتمهاي حفاظتي و شبكه ضعيف از نظر سيستم حفاظتي مورد بحث و بررسي قرار گيرد.

ضمناً برخي از اشكالات موجود در سيستم حفاظتي شبكه سراسري نيز به بحث گذاشته شده است.

 شرح مقاله:

سيستم حفاظتي الكتريكي جزئي از شبكه است كه اطلاعات اصلي شبكه مثل ولتاژ و جريان را دريافت نموده و حالتهاي غيرعادي مثل اتصال كوتاه را تشخيص داده و عمل لازم را مثل جدا نمودن قسمت معيوب از بقيه شبكه انجام مي‌دهد. چون عمل سيستم حفاظتي هميشه منجر به‌ايجاد تغييراتي در شبكه مي‌گردد كه از آن جمله مي‌توان قطع خطوط و يا قطع واحدهاي توليدي را نام برد، عملكرد مطمئن آن از اهميت خاصي برخوردار است.

توجه به‌اين واقعيت كه وصل نابجاي يك كنتاكت در سيستم حفاظتي مي‌تواند منجر به از دست رفتن كل شبكه گردد باعث‌اين مسئله مي‌گردد كه مطالعه دقيق و همه جانبه در زمينه سيستمهاي حفاظتي و شناخت اشكالات، بررسي مسائل طراحي سيستمهاي حفاظتي و استفاده از امكانات آن مي‌تواند كمك عمده‌اي به شناخت مسائل

پايداري شبكه نمايد.

 1ـ وظائف سيستمهاي حفاظتي:

اگر بخواهيم وظائف سيستمهاي حفاظتي را در شبكه بطور خلاصه بنويسيم مي‌توان گفت:

 1ـ1ـ سيستم حفاظتي اتصال كوتاه را در شبكه تشخيص داده و قسمتي از شبكه كه در آن اتصالي بوجود آمده است را از بقيه شبكه جدا مي نمايد. بطور مثال وظيفه رله ديستانس تشخيص اتصالي روي خطوط و جدا كردن خط معيوب از بقيه شبكه مي‌باشد و يا وظيفه رله ديفرانسيل تشخيص اتصالي در داخل ترانسفورماتور و جدا كردن آن از بقيه شبكه مي‌باشد.

 2ـ1ـ سيستم حفاظتي حالت بهره‌برداري غير عادي در يك جزء از شبكه را تشخيص داده آن جزء را براي آنكه صدمه نبيند از بقيه شبكه جدا مي نمايد. مثلاً رله بار زياد و يا ولتاژ زياد، ترانسفورماتور و ژنراتور را در

حالتهاي بهره‌برداري غير عادي از بقيه شبكه جدا مي نمايد.

3ـ1ـ سيستم حفاظتي حالت بهره‌برداري خارج از حد قابل قبول را تشخيص داده و عمل لازم جهت برگرداندن

شبكه بحالت عادي را انجام مي‌دهد. مثل تشخيص ولتاژ زياد و يا كم در يك قسمت از شبكه و ارسال فرمان براي در مدار قرار گرفتن راكتور و يا خازن جهت كنترل ولتاژ, يا تشخيص فركانس پايين در شبكه توسط رله‌هاي فركانسي و قطع مرحله‌اي با رجعت كنترل فركانس و يا تشخيص ولتاژ غير نرمال در ثانويه ترانسفورماتور و ارسال فرمان تغيير نسبت تبديل ترانسفورماتور به تپ چنجر جهت عادي كردن ولتاژ.

 4ـ1ـ چون در وضعيت خاص بهره‌برداري از شبكه و يا اشكال در مدارهاي ثانويه ترانسفورماتورهاي جريان و ولتاژ ممكن است رله‌هاي حفاظتي عملكرد ناخواسته داشته باشند‌اين حالتهاي خاص را مي‌توان توسط رله‌هاي  

ديگري تشخيص و از عملكرد رله‌هاي حفاظتي اصلي جلوگيري نمود.

مثلاً در حالتهاي خاص از نوسان قدرت ممكن است رله‌هاي حفاظتي ديستانس ويا جريان زياد خطوط عمل نمايند كه در ‌اين حالت مي‌توان نوسان قدرت را توسط رله‌هاي حفاظتي نوسان قدرت تشخيص داده فرمان بلوكه كردن به رله‌هاي حفاظتي اصلي (ديستانس و جريان زياد) صادر نمود و يا در صورت سوختن فيوز ترانسفورماتور ولتاژ، اطلاعات ولتاژ به رله ديستانس داده نميشود در صورتيكه اطلاعات جريان را رله دريافت مي نمايد. رله ديستانس ‌اين حالت را با حالت اتصالي در خط يكسان فرض نموده و عمل مي نمايد با قرار  دادن رله‌هاي مخصوص كه سوختن فيوز را تشخيص ميدهند مي‌توان از عملكرد بيمورد رله ديستانس جلوگيري نمود.

 5ـ1ـ آمار ثابت نموده كه اكثر اتصالهايي كه روي خطوط بوجود مي‌آيند گذرا مي‌باشند. بنابراين سيستم حفاظتي مي‌تواند در هنگام بوجود اتصالي روي خط، كليدهاي آن خط را (تكفاز يا سه فاز) قطع نموده و بعد از مدت معيني از ارسال فرمان قطع، فرمان وصل مجدد با آن كليدها صادر نمايد. كه در‌ اين صورت شبكه بعد از مدت بسيار كوتاهي بحالت قبل از حادثه برمي‌گردد. بكارگيري سيستم وصل مجدد اتوماتيك در شبكه‌هاي 400 و 230 كيلووات مي‌تواند كمك زيادي به پايداري شبكه در حالتهاي گذرا نمايد. وظائف سيستمهاي حفاظتي و مثالهاي مورد بحث در برگيرنده تمام كار سيستم حفاظتي نيست و شرح كامل آن خارج از حوصله‌اين مقاله است.

 2ـ اجزاء سيستمهاي حفاظتي:

اجزاء سيستمهاي حفاظتي در شبكه را مي‌توان بشرح زير خلاصه نمود:  

 1ـ2ـ ترانسفورماتورهاي جريان و ولتاژ كه اطلاعات شبكه را به رله‌هاي حفاظتي مي‌دهند ‌اين اطلاعات شامل جريان و ولتاژ شبكه مي‌باشد كه به مقدار متناسبي كاهش پيدا كرده است و قابل اندازه‌گيري توسط رله ها مي‌باشد و همچنين اطلاعات فركانس شبكه نيز توسط ترانسفورماتور ولتاژ به رله ها داده مي‌شود.

بطور خلاصه جريان شبكه به مقدار استاندارد 1، 2 و 5 آمپر و ولتاژ آن نيز به 100، 110، 120 ولت كاهش پيدا مي‌كند، بدين ترتيب مي‌توان رله‌هاي حفاظتي را براي جريان و ولتاژ خاصي استاندارد نمود.

 2ـ2ـ رله‌هاي حفاظتي: كار رله‌هاي حفاظتي دريافت اطلاعات از شبكه توسط ترانسفورماتورهاي جريان و ولتاژ، تشخيص حالت غيرعادي مثل فركانس زياد يا كم، ولتاژ زياد يا كم جريان زياد امپدانس كم و ... انجام عمل لازم مبني بر رفع حالت غيرعادي است كه در بخش قبل توضيح كاملتر آن داده شد. بايستي توجه داشت كه رله‌ها بايستي داراي مشخصاتي مثل دقت عملكرد سرعت عملكرد، قابليت اطمينان باشند.

3ـ2ـ كليدهاي قدرت جزئي از سيستم حفاظتي است كه در صورت لزوم مثلاً وجود اتصال كوتاه در خط و يا ترانسفورماتور و يا ژنراتور فرمان لازم را از رله‌هاي حفاظتي دريافت نموده و قسمت معيوب را از بقيه شبكه جدا مي نمايد.

لازم به توضيح است عملكرد رله‌هاي حفاظتي حتماً به قطع ديژنكتور ختم نمي‌گردد بلكه مي‌تواند فرمان وصل آن باشد و يا ارسال فرمان به تپ چنجر باشد كه در فصل (2) توضيح آن آمده است.

 4ـ2ـ سيستم‌هاي تغذيه كه كار آنها برقراري تغذيه جهت قسمتهاي مختلف مثل رله‌هاي حفاظتي رله‌هاي كمكي ـ ارسال آلارم ـ ارسال فرمان تريپ به بريكرو باشد.

سیستمهای حفاظتی و مسائل مخصوص آن (قسمت دوم )

5ـ2ـ سيستم‌هاي آلارم و ثبت اطلاعات: چون زمان بروز حادثه تا رفع آن ممكن است كمتر از چند دهم ثانيه طول بكشد در‌اين زمان فرصت كافي براي بررسي چگونگي بوجود آمدن حادثه و عملكرد رله‌هاي حفاظتي وجود ندارد. بنابراين مي‌توان اطلاعات حادثه را مثل شكل موجهاي جريان و ولتاژ ـ عملكرد كليدهاي قدرت، عملكرد رله‌هاي حفاظتي ـ زمان شروع حادثه را توسط دستگاههاي ثبات حادثه ثبت نموده و در موقع مناسب از آنها جهت تجزيه و تحليل شبكه در هنگام حادثه استفاده نمود.

همچنين سيستمهاي آلارم جهت هشدار داده به اپراتور در صورت وجود اشكال و انجام عمل مقتضي همچنين دادن اطلاعات تكميلي حادثه براي بررسي حادثه بكار مي‌رود.

 6ـ2ـ سيستم‌هاي تله پروتكشن: ‌اين سيستمها ارتباط حفاظتي دو طرف شبكه را برقرار مي‌سازند مثلاً ارتباط رله‌هاي ديستانس خط در دو طرف، بطور كلي ارتباط حفاظتي موجود در شبكه ‌ايران سه نوع مي‌باشد.

الف: ارتباط حفاظتي بين رله‌هاي ديستانس دو طرف خط جهت تسريع نمودن عمل و يا عمل طبق برنامه از  پيش تعيين شده.

ب: ارتباط حفاظتي بين رله‌هاي حفاظتي كمكي مثل اتصال زمين جهت ارسال فرمان قطع شرطي.

ج: ارسال فرمان تريپ از يك طرف به طرف ديگر.

با توضيحاتي كه داده شده عملكرد مطمئن سيستمهاي تله پروتكشن (بخصوص بند ج) از اهميت خاصي برخوردار است.

 3ـ شبكه ضعيف از نظر سيستم حفاظتي:

در‌اين قسمت از مقاله كه در واقع بخش اصلي و مورد نظر آنرا تشكيل مي‌دهيد شبكه ضعيف از نظر سيستم حفاظتي و برخي اشكالات موجود در شبكه (بدون ذكر نام و محل آن) مورد بحث قرار مي‌گيرد.

 1ـ3ـ تعريف شبكه ضعيف از نظر سيستم حفاظتي: شبكه ضعيف از نظر سيستم حفاظتي شبكه‌اي است كه در آن سيستم حفاظتي بطور دلخواه واز پيش تعيين شده عمل ننمايد و يا بعد از عملكرد دلخواه و از پيش تعيين شده شبكه بحالت عادي باز نگردد.

 2ـ3ـ ضعف شبكه از نظر سيستم حفاظتي را مي‌توان به دو دسته تقسيم نمود.

1ـ ضعف شبكه

2ـ ضعف سيستم حفاظتي

ضعف شبكه از نظر تداوم تشويق و تسلسل عملكرد رله‌هاي حفاظتي بدان معناست كه:

 1ـ2ـ3ـ در هنگام قطع يك خط بعد از اتصالي توسط رله‌هاي حفاظتي مربوط خطوط ارتباطي ديگر داراي بار پيش از حد مجاز گردند كه در‌اين صورت رله‌هاي حفاظتي آن خطوط نيز ممكن است عمل نمايند.

 2ـ3ـ3ـ در حالتهاي اضطراري ولتاژ شبكه از حد كنترل خارج گردند و منابع كنترل ولتاژ مثل راكتور يا خازن در دسترس نباشد. در‌اين صورت رله‌هاي حفاظتي راكتورهاي در مدار (مثل جريان زياد) و يا در ترانسفورماتور مثل (Over  Flux) عمل نموده باعث باعث بيشتر بالا رفتن ولتاژ گردند در واقع عملكرد رله‌هاي حفاظتي در اين حالت در جهت عكس عمل مي نمايند و نه تنها باعث بهبود وضع شبكه نمي گردند بلكه شبكه را بحالت غير پايدارتر مي برند.

 3ـ3ـ3ـ در هنگام حادثه (مثل اتصالي روي يك خط و قطع آن توسط رله‌هاي حفاظتي مربوطه) در شبكه نوسان زياد قدرت بوجود‌ آيد در نتيجه رله‌هاي نوسان قدرت (Power  Swing  Relays) نتوانند از عملكرد رله‌هاي ديستانس خطوطي كه اتصالي روي آنها وجود ندارد جلوگيري نموده و باعث قطع خطوط بيشتري گردند در  نتيجه شبكه را بيشتر بحالت ناپايدار ببرند. ضمناً رله‌هاي جريان زياد خطوط نيز ممكن است در‌ اين حالت عمل نمايند و باعث قطع  خطوط مربوط گردند.

 4ـ3ـ3ـ در هنگام قطع يك واحد كه بار نسبتاً زيادي از شبكه را تامين مي نمايد بقيه شبكه متلاطم گردد مثلاً افت شديد فركانس و يا افت شديد ولتاژ و يا افزايش شديد جريان پيش ‌آيد كه مي‌تواند باعث عملكرد استارترهاي رله‌هاي ديستانس خطوط گردد. ‌اين مسئله عمدتاً در مورد شبكه هائي كه نسبت توليد يك واحد با كل توليد شبكه رقم قابل ملاحظه‌اي را تشكيل مي‌دهد بسيار زياد اتفاق مي افتد.

مثلاً در يك شبكه 50000 مگاواتي خارج شدن يك واحد MW1200 يعني قطع %2.4 توليد باعث افت فركانس به ميزان 0.13 Hz/Sec (افت فركانس بين 50 و 49 هرتز با ضريب قدرت 0.85 , ثابت اينرسي H=4) در صورتيكه در كي شبكه 7000 مگاواتي خارج شدن همان واحد يعني قطع %17 توليد باعث افت فركانس به ميزان 1.11Gz/Sec (افت فرانس بين 50 و 49 هرتز با ضريب قدرت و ثابت اينرسي H=4 ) يعني حدود 8/5 برابر شبكه قبلي ميگردد. در شبكه با مشخصات فوق كه نسبت توليد يك واحد نسبت به كل شبكه زياد است عملكرد رله‌ها در هنگام خارج شدن يك واحد قابل پيشگيري نيست و فقط قطع بار در سريع‌ترين زمان ممكن توسط رله‌هاي فركانسي ممكن است بتواند از قطع شبكه جلوگيري نمايد.

 5ـ2ـ3ـ تغيير نحوه بهره‌برداري از شبكه (تغيير Co nfiguration) تغيير نحوه بهره‌برداري از شبكه مثلاً خارج كردن خطوط ـ ترانسفورماتورها و در ميزان اتصال كوتاه شبكه تغييراتي بوجود مي آورد كه در برخي موارد ممكن است محاسبات ستينگ انجام شده روي رله ها كه براي شبكه قبل انجام گرديده است در شبكه جديد صادق نباشد ‌اين مسئله در شبكه بيشتر در عملكرد رله‌هاي حفاظتي كمكي مثل جريان زياد و يا اتصال زمين تاثير مي‌گذارد چون ‌اين رله‌ها در شبكه با جريان عمل مي نمايد ولي رله‌هاي حفاظتي اصلي ترانسفورماتور مثل Diff و يا Restricted و يا رله‌هاي حفاطتي اصلي خط مثل رله ديستانس و يا ديفرانسيل خط تا حد زيادي از حالت بهره‌برداري از شبكه مستثني هستند.

 3ـ3ـ ضعف سيستم حفاظتي:

1ـ3ـ3ـ عدم هماهنگي عملكرد رله‌هاي حفاظتي: در واقع هنگام بروز حادثه در يك نقطه از شبكه انتظار آن است كه رله‌هاي حفاظتي مربوط عمل نموده، قسمت معيوب را از بقيه شبكه جدا تا بقيه شبكه بكار عادي خود

ادامه دهد.

قطع ساير خطوط و تجهيزات بوسيله رله‌هاي حفاظتي مي‌تواند ناشي از عدم هماهنگي عملكرد رله‌هاي حفاظتي باشد. همانطور كه قبلاً نيز توضيح داده شد تغيير نحوه بهره‌برداري از شبكه نيز مي‌تواند در عدم هماهنگي عملكرد رله‌هاي حفاظتي نقش موثري‌ ايفاد نمايد.

 2ـ3ـ3ـ اشكال رله حفاظتي: حفاظتي مي‌تواند قبل از وقوع حادثه معيوب باشد و هيچكس از آن اطلاعاتي نداشته باشد و بعد از بروز اتصالي و عملكرد ساير رله‌ها با تجزيه و تحليل گزارش حوادث اشكال آن مشخص گردد.

البته در رله‌هاي مدرن وجود اشكال در داخل رله بوسيله آلارم مشخص مي‌گردد و مي‌توان اشكال آنرا سريعاً رفع نمود ولي در اكثر رله‌هاي حفاظتي موجود‌اين اشكال وجود دارد.

يك رله حفاظتي مي‌تواند در هنگام حادثه دچار اشكال گردد كه‌ اين مي‌تواند ناشي از اشكالات طراحي باشد. همچنين يك رله مي‌تواند از دقت لازم برخوردار نبوده و يا به حالتهاي گذرا حساس باشد.

 3ـ3ـ3ـ وجود رله‌هاي حفاظتي بدون كنترل جهت مثل رله‌هاي اتصال زمين بدون جهت (Non directiona) و جريان زياد بدون جهت (Non  directional  0/C)‌ اين رله‌ها مي‌توانند در مواردي عملكرد ناخواسته داشته و باعث ارسال فرمان قطع نابجا گردند. 

 4ـ3ـ3ـ عدم هماهنگي در طراحي سيستمهاي حفاظتي پستها: بررسي‌اين مسئله اهميت زيادي جهت توسعه شبكه در آينده دارد، در واقع ساخت يك پست جديد در يك نقطه از شبكه نمي‌تواند بدون در نظر گرفتن سيستمهاي حفاظتي پستهاي مجاور انجام گيرد بطور مثال ارتباط دو سيستم حفاظتي ديستانس با يكديگر و يا طراحي سيستم حفاظتي E/F  خط كه در يك طرف ممكن است رله داراي مشخصات Inverse  Time   باشد و در لاجيك تريپ آن دريافت سيگنال از طرف ديگر خط وجود نداشته باشد ولي رله  E /F  طرف ديگر همين خط داراي مشخصه عملكرد با زمان ثابت  (Definite  Time) بوده و در لاجيك تريپ آن ارسال سيگنال ازطرف ديگر لازم باشد (سيستمermissive  Trip  ) كه ‌اين دو سيستم را نمي‌توان با هم از نظر عملكرد هماهنگ نمود.‌ اين اشكالات اگر در مراحل اوليه ساخت پست مطروح و برطرف نگردند ممكن است بصورت دائم در شبكه باقي بماند و هميشه باعث ‌ايجاد مسئله  گردد.

 5ـ3ـ3ـ اشكالات طراحي رله‌هاي حفاظتي وجود اشكالات رله سيستمهاي حفاظتي مي‌تواند هم در بهره‌برداري عادي از شبكه اختلال‌ ايجاد كند و هم در حوادث مثلاً فرض كنيد منبع تغذيه يك رله ديستانس مرتباً دجار اشكال گردد و يا رله ديستانس يك خط در حالتي كه خارج از مدار است توسط ولتاژهاي القائي خط مجاور عمل نمايد، ‌اين اشكالات در طراحي رله‌ها در هنگام انجام آزمايشات كارخانه‌اي استاندارد و يا آزمايشات قراردادي كه كارخانه انجام ميگيرد مي‌تواند مشخص و در همان مراحل ساخت برطرف گردند.

 6ـ3ـ3ـ اشكال سيستم تله پروتكشن همانطور كه قبلاً توضيح داديم سيستم تله پروتكشن يكي از اجزاء سيستم

حفاظتي است كه يكي از موارد كاربرد آن ارسال فرمان قطع از يك طرف به طرف ديگر مي‌باشد. ارسال فرمان قطع در ژنراتورهائي كه فاقد كليد بوده و كليد ترانسفورماتور مربوط به آن در پست ديگري قرار دارد و يا خطوط داراي راكتور بدون كليد موارد استفاده دارد. بنابراين سيستم بايستي از قابليت اطمينان عملكرد فوق العاده‌اي برخوردار باشد در موقع نياز حتماً عمل نموده و در حالتهاي عادي حتماً عمل ننمايد. در واقع عملكرد ناخواسته ‌اين سيستم در شبكه مي‌تواند صدمات جبران ناپذير وارد آورده و يا به قطع شبكه منجرگردد.

 7ـ3ـ3ـ در نظر گرفتن سيستم حفاظتي بيش از حد و كمتر از حد استاندارد ميزان حفاظت تجهيزاتي كه در شبكه مورد استفاده قرار مي‌گيرد تابعي از قدرت تجهيزات، محل كاربرد، ميزان اهميت آن و مسائل اقتصادي مي‌باشد. اگر يك سيستم  قدرت با اهميت كمتر، قدرت كمتر و در جاي كم اهميت بكار رود داراي حفاظتي بيش از حد نياز باشد و بالعكس يك سيستم قدرت با اهميت زيادتر و قدرت بيشتر داراي حفاظت كمتر از حد استاندارد باشد در مسائل هماهنگي عملكرد آن همچنين قابليت اعتماد سيستم حفاظتي مسائل بوجود مي آورد.    

مثلاً ممكن است يك ترانسفورماتور 80 مگاولت آمپر داراي حفاظت ديفرانسيل، ديستانس در هر دو طرف  Retricted  E/F  در هر دو طرف، رله جريان زياد در هر دو طرف و همچنين E/F  در هر دو طرف باشد در صورتيكه يك ترانسفورماتور با قدرت 180 مگاولت آمپر حتي فاقد رله ديفرانسيل باشد و بايستي آنرا به  وسيله رله‌هاي جريان زياد محافظت نمود.

حتي فاقد رله ديفرانسيل باشد و بايستي آنرا بوسيله رله‌هاي جريان زياد محافظت نمود. بهر حال يكي از مسائل 

مهم در سيستمهاي حفاظتي در نظر گرفتن تجهيزات حفاظتي اپتيمم با در نظر گرفتن وضعيت شبكه و مسائل اقتصادي باشد.

 4ـ نتيجه:

اجزاء و وظائف سيستمهاي حفاظتي با تغييري بسيار جزئي در تمام شبكه‌هاي برق يكسان است ولي نوع شبكه

و طراحي سسيتم حفاظتي ممكن است بسيار متفاوت باشد. بين مسائلي كه در سيستمهاي حفاظتي شبكه‌هاي     بسيار بهم پيوسته (High  interconnected  system  ) وجود دارد با شبكه‌هاي بطور ضعيف بهم پيوسته (interconnect system  Loosely) تفاوت اساسي وجود دارد در شبكه‌هائي كه ظرفيت يك واحد توليدي نسبت به كل بار شبكه رقم قابل ملاحظه‌اي را تشكيل ميدهد مسائل تسلسل عملكرد رله ها بوجود مي‌آيد كه به  بحث درباره آن پرداختيم.

براي برطرف نمودن ضعف شبكه از نظر سيستم حفاظتي لازم است بررسي و مطالعات لازم شبكه انجام گرفته تغييرات، اصلاحات لازم در آن بوجود مي‌آيد مثلاً در طرحهاي توسعه اضافه نمودن خطوط، راكتور، ژنراتور در محلهاي مناسب در نظر گرفته شود كه بحث در مورد آن خارج از موضوع مقاله است.

جهت برطرف نمودن ضعف سيستم‌هاي حفاظتي لازم است.

1ـ در طرحهاي توسعه مثل نصب يك پست و يا خط، هماهنگي طراحي سيستم حفاظتي با خطوط و پستهاي مجاور آن انجام گيرد.

2ـ اشكالات سيستم حفاظتي موجود بررسي و تغييرات لازم در آنها بوجود‌ آيد.

3ـ هماهنگي عملكرد رله‌هاي حفاظتي مورد مطالعه قرار گرفته و محاسبات ستينگ اپتيمم رله‌ها انجام گيرد.

4ـ با پيشرفت رله‌هاي حفاظتي مي‌توان حفاظت تجهيزات را بصورت مستقل در نظر گرفت كه عملكرد رله‌ها مستقل از نحوه بهره‌برداري از شبكه باشد. بكارگيري سيستم حفاظتي واحد (Unit protection) مي‌تواند تا حد زيادي كمك به هماهنگي عملكرد رله‌هاي حفاظتي نمايد. 

عیب یاب اتوماتیک خطوط انتقال هوایی  

شرکت های برق همواره به دنبال اتوماتیک کردن عملیات نگهداری خطوط انتقال هوایی بوده اند.
 تاکنون بازرسی های مربوط به این خطوط بصورت چشمی و از روی زمین انجام شده است.
اگرچه ماشینهای متحرک به همراه ویدئو و یا ضبط کننده های ویدیوئی 8mm نیز وارد بازار
شده اند، ولی اینگونه ماشینها نیز متکی به دقت بینایی بشر می باشند.
شرکت SATO KENSETSU KOGYO اقدام به طراحی و ساخت یک عیب یاب اتوماتیک خطوط
 انتقال هوایی نموده است که این سیستم با بکارگیری سیم پیچ ها و مدارات عیب یاب،
 خرابی های روی خطوط انتقال را به شکل سیگنالهای الکتریکی دریافت می نماید.
اطلاعات بر روی نوارهای کاست ضبط می گردد و می توان حدود و موقعیت خرابی را به
شکل مقادیر عددی بدست آورد. بطور همزمان این سیستم تصاویری را ضبط می نماید که
از روی آنها می توان خرابی را به صورت تصویری نیز مشاهده نمود. این دستگاه طوری
طراحی شده است که در صورت وجود موانعی برروی خطوط انتقال به صورت اتوماتیک متوقف
 خواهد شد.
این سیستم از دو بخش که شامل جزء عیب یاب و یک درایو می باشد تشکیل شده است.
دستگاه عیب یاب قابلیت حرکت به جلو، توقف و حرکت به عقب را توسط سیستم
کنترل از راه دور و از روی زمین دارد  (FM radio Controlled system)
حدود و موقعیت خط معیوب بر روی یک ضبط کننده اطلاعات دوکاناله ضبط می گردد.
در صورت بیشتر بودن میزان خرابی نسبت به مقدار تنظیم شده از قبل، این دستگاه
شروع به گرفتن تصاویر بصورت اتوماتیک خواهد کرد. اطلاعات بدست آمده در روی زمین
 مجددا" ارزیابی می گردد که از روی آن اطلاعات و تصاویر گرفته شده می توان میزان
خرابی را تشخیص داد. در جداول (1) و (2) مشخصات دو نمونه از این دستگاه آمده است.
همچنین شکل زیر یک نمونه از این عیب یاب که برروی خط انتقال حرکت می کند را نشان می دهد.
شکل (1) : یک نمونه عیب یاب اتوماتیک
( قطر 13.0 ) 100 mm ( قطر 7.8  ) HDC 38 mm
( قابل دسترس برای GSP , OPGW , ACSR )
( این دستگاه می تواند از Linear sleeve و میله آرمورد عبور کند )
خط انتقال
قابل دسترس
این دستگاه می تواند با سرعت 22 m/min بصورت افقی حرکت نماید و بر روی خطوط با شیب 30 درجه به سمت بالا و پایین حرکت نماید.
قابلیت حرکت
تغذیه مدار : باطری12 ولت      Ni – cd   دو قطعه
تغذیه درایو : 12 ولت باطری ذخیره سربی  یک قطعه
( این دستگاه می تواند با هر بار شارژ مسافت 1500 متر را طی نماید. )
تغذیه
 
جزء عیب یاب 11 kg   ( شامل باتریهای 4 kg برای تغذیه مدار و درایو )
جزء درایو    14 kg
وزن
 
طول 990 mm   ،   عرض 400 mm    ،    ارتفاع 610 mm
ابعاد

جدول (1) : مشخصات دستگاه 4 کاناله ( برای اندازه کوچک )

( قطر 24.0 ) ACSR 240 mm ( قطر 7.8  ) HDC 38 mm
( قابل دسترس برای GSP , OPGW , ACSR )
( این دستگاه می تواند از Linear sleeve و میله آرمورد عبور نماید )
خط انتقال
قابل دسترس
این دستگاه می تواند با سرعت 25 m/min بصورت افقی حرکت نماید و بر روی خطوط با شیب 25 درجه به سمت بالا و پایین حرکت نماید.
قابلیت حرکت
تغذیه مدار : باطری 12 ولت  Ni – cd    دو قطعه
تغذیه درایو :  12 ولت     باطری ذخیره سربی    یک قطعه
( این دستگاه می تواند با هر بار شارژ مسافت 1500 متر را طی نماید. )
تغذیه
 
جزء عیب یاب   12 kg  ( شامل باتریهای 4 kg برای تغذیه مدار و درایو )
جزء درایو     14 kg
وزن
 
طول 990 mm   ،   عرض 450 mm    ،    ارتفاع 670 mm
ابعاد

جدول (2) : مشخصات دستگاه 6 کاناله ( برای اندازه متوسط )

منبع :   شرکت Sato Kensetsu 

شش فن از فنون توسعه شغلی

مترجم : علیرضاصالحی امین
(كارشناس ارشد مدیریت بازرگانی)

پس از اینکه در حرفه تان آموزشهای لازم را دیدید، به منظور یاری رساندن به سازمان وارتقای جایگاه شغلی خود، ممکن است تنها نگاهی به نردبان ترقی استرس زای سازمانی که در آن مشغول به کار هستید، داشته باشید و نه بیشتر. به نظر می رسد اگر نقش خود را درست ایفا نمایید، زمینه های شغلی دشوار و تغییرات پایدار می تواند کلیدی برای ورود به شغلی کامل و پویا باشد.در این صورت است که یک تصمیم گیری  مشکل پیش رو دارید؛ شغلی که تصور می کردید بی نقص ترسیم شده است، رو به سوی افول خواهد گذاشت یا شما را به سوی ده سال بعد و وضعیت مبهمی رهنمون می سازد. هر چند به شغلتان عشق می ورزید اما در جستجوی موقعیت های پویا و انعطاف پذیری هستید که ضمن فراهم کردن ذره ای اطمینان در خلال این مدت غیر قابل پیش بینی، به شما اجازه خلاقیت دهد. مسیرهای شغلی که والدین تان طی نمودند را به تصویر می کشید. آنها یک موقعیت شغلی را در شرکت یا سازمان خود تضمین نموده بودند و از جانب وفاداری شان به سازمان خود به خوبی پاداش مقطعی و ترفیع و مزایای چندگانه دریافت می نمودند. اما آنان با چرخه بی پایان کار مقطعی و بازار عقب مانده ای که در آن هر کودک تازه واردی بیشترین و جدیدترین مهارت خود را بطور آزمایشی بکار می بندد، مواجه نبودند. آیا آنان احساس فشار و سختی می کردند؟ آیا آنان چنان گرفتار کارشان بودند که از تحرک واهمه داشتند؟ اگر شما در این باره تجربه متضادی داشتید چه می کردید؟ دراین بازار، یکسال کارکردن درهمان شغل و همان سازمان، به نظر می رسد شبیه فرار از یک تعطیلی مجانی باشد. البته در این میان چیز دیگری هم هست؛ ممکن است شغلتان را دوست داشته باشید امّا شغل کنونی، شما را به جایی که قصد رسیدن دارید سوق نمی دهد. چگونه قادر خواهید بود در کاری که ترجیح می دهید انجام دهید، در مقایسه با کاری که تجربه آن را دارید، مانور دهید؟ اگر شما از پیرامون شغلی خود آگاهی نداشته باشید از دیگران چه انتظاری هست؟! هر چند به نظر می رسد برنامه ریزی شغلی برای همگان موضوع آشکاری باشد اما تعجب آور است که تنها معدود افرادی هستند كه فرصتی را برای طرح ریزی شغلی شان تخصیص می دهند. این در حالی است که حتی بدون مطالعه شرایط یک بازی، آن را شروع نخواهیم کرد تا چه رسد به یک شغل. بنابراین لازم است یک شروع خوب داشته باشید تا آمادگی لازم را جهت کار کردن با شغل ایده آل به مدت 1،2یا 5 سال در خود ایجاد نمایید. در این راستا باید به مزایای موقعیت شغلی و حدود مسئولیت آن توجه داشته باشید. چه مدت از هفته را در اداره بسر می برید؟ آیا در حال نظم دادن به امور خود هستید؟ صادق باشید و به تحقیقات خود ادامه دهید. آیا اهداف شما واقع گرایانه است؟ آیا نیاز است به منظور به دست آوردن حقوق و مزایای مورد نظر خود، شغل یا سازمان خود را تغییر دهید؟ آیا قادر هستید محیط سازمانی دلخواه خود را شکل دهید؟ آیا بدنبال خواسته هایتان هستید یا اینکه به شغل کنونی چسبیده اید که به قدر کافی مزایا دارد؛ اما شاید این کار را یک یا دو سال بیشتر ادامه ندهید. حتی بدتر، آیا مادامی که تمایل دارید در شرایط فعلی بمانید، خواهید ماند؟ درشغل فعلی چه اندازه نفوذوقدرت دارید؟ بدون رهایی از شغلتان چگونه بسوی جایی که خواهان رسیدن آن هستید، حرکت می کنید؟و یا بی تحرک اوضاع رارهاخواهیدساخت؟

آن چه مهم به نظر می رسد این است که در کنار تردید و بلاتکلیفی، فصول بیکاری و کم کاری، کارهای مقطعی وجولانگاههای کوتاه مدت صنعتی، جوامع اقتصادی امروزی نیز هرم سازمانی را مسطح(تخت) ساخته اند. هیچ کس انتظار ندارد در شغل فعلی خود سی سال دوام آورد و این چنین تغییراتی در محیط کار بدین معنی است که ترقی از طریق ترفیع تنها راه میل به رشد و تعالی شغلی است.

شش فن از فنون توسعه شغلی

 راههای زیادی جهت رسیدن به شغل ایده آل وجود دارد. گزینه ها کدام است و چگونه می توان مزایای مربوط به این انتخابها را بدست آورد؟ جهت انتقال از موقعیت فعلی(همراه با مجموعه ای از مهارتهای ترکیبی، حقوق و رضایتمندی) به سوی هدف 5 ساله كه قبلا ترسیم شده، شش راه مختلف وجود دارد که به شرح آن ها می پردازیم.

1- جابجایی افقی

 اولین تغییر را می توان بعنوان جابجایی افقی توصیف نمود. این حرکت شامل تغییر در شغل است اما نه لزوماً در مسئولیت پذیری، موقعیت شغلی یا حقوق و مزایا. زمانی که سازمانها به کندی رشد می کنند یا متوقف می شوند جابجایی افقی یک گزینه مهم شغلی تلقی می گردد. موقعیت فعلی تان ممکن است خواهان طرحهای پویایی نباشد که با زمان تغییر کند و یک موقعیت را از کهنگی و از بین رفتن مصون دارد. یک حرکت افقی می تواند فرصتی از توسعه مهارتی و علمی در یک مکان خاص از سازمان را برایتان فراهم سازد. هر چند به نظر می رسدشما درکارتان بی نظیر باشید اما دوست دارید همچنان یک مدیر نو یا طراح بازی داشته باشید. یک راه جهت توسعه این مهارتها، تمرکزبرمهارتهای فنی وبازرگانی است.ازاطرافیان خود سوال كنید، با رئیس خود درباره روشهای جابجایی در سازمان گفتگو نمایید. درباره برنامه هایتان و کار در محیط های مختلف مذاکره نمایید. رفتن به بخشهای دیگر سازمان شروع تجربه ای نوین خواهد بود که برای موفقیتهای بعدی شما بسیار حیاتی است. جابجایی های افقی در سازمان موجب افزایش مهارتهای قابل عرضه گردیده و شبکه روابط شخصی تان راگسترش می دهد.اگر خواهان یادگیری مهارتهای جدید هستید، یا بدنبال موفقیتهای متفاوت و یا در پی انتقال به نقطه پیشرفت دیگری از سازمان خود هستید، برای دستیابی به منافع خود از "جابجایی افقی" كمك بگیرید.

2- غنی سازی

روش دیگرجهت شروع یکباره شغل عبارت است از: رشد و پیشرفت در همان پست یا عنوان شغلی. غنی سازی فرآیندی است که از طریق آن، شخص جهت بدست آوردن صلاحیتها و قابلیت های بیشتر شغل خود، مسئولیت های شغل فعلی خود را افزایش و یا تغییر می دهد. در این فرآیند با وجود آن که امکان دارد مقام یا عنوان شغلی حفظ شود، اما محتویات شغل تغییر می یابد. کلید تغییر موفقیت آمیز در شغل، مذاکره با سرپرست مستقیم است تا وظایفی با عنوان شغلی کنونی شما ترکیب شود که شما دوست دارید انجام دهید. ممکن است آنچه شما فکر می کردید تنها گزینه شخصی خودتان(درباره غنی سازی) باشد، امّا برای سرپرست شما یک زمان ایده آل باشد تا اجازه دهد شما یک عنوان شغلی دیگر در یک بخش مرتبط با سازمان را برگزینید. شما ممکن است کاندیدای ایده آلی برای آموزش یک عنوان شغلی جدید مثل مدیر برنامه باشید که شرکت نیازمند آن است اما تا کنون مسوولان نتوانسته اند خلاء آن را پر کنند. جهت انجام مؤثر امور باید در انجام مهارتهای جدید استاد باشید و روابط مثبت و مفیدی با مشتریان و دانشگاهیان بر قرار سازید. غنی سازی از طریق ا فزایش قدرت تصمیم گیری، تنوع مهارتهای قابل استفاده، مسئولیت پذیری و یا از طریق خود شغل، شغل فعلی را چالشی تر می سازد. همچنین ممکن است نتایج غنی سازی نمایش بزرگتری برای افراد کلیدی سازمان فراهم سازد. زمانی که شغل فعلی خود را پر معنی تر می سازید آنها(افراد کلیدی سازمان)، ارزشهای بیشتری به مجموعه سازمان می بخشند. در دنیای به سرعت در حال تغییر امروز، هیچ کس قادر نیست همچنان را کد بنشیند. غنی سازی برای جریان داشتن، حیاتی است و جریان داشتن نیزبرای سازمانهای امروزی امری اجتناب ناپذیراست.

3- ترفیع

برخی مسیرهای شغلی وجود دارند که از طریق آن شما به سادگی از نردبان شغلی بالا می روید. مزایای رایج ترفیع در یک سازمان- پول، پرستیژ و قدرت - بخوبی شناخته شده اند. این مزایا در گذشته بین سازمانها مشترک بود. هر چند در سازمانهای امروزی که دارای ساختارهای سازمانی تخت تر هستند، این امتیازات نتایج قابل ملاحظه ای به همراه ندارد. ترفیع، به احتمال قوی، زمانی روی می دهد که توانایی های افراد با نیازهای سازمانی منطبق باشد. بدنبال جهت ها و سمت وسویی باشید که در آن، سازمان تکالیف و مأموریت هایی را دنبال می کند تا شما را برای یک نوع تغییر پایدار آماده سازد. پیدا کردن یک مربی یا راهنما در میان تصمیم سازان کلیدی سازمان، راه خوبی است برای بدست آوردن بینایی استراتژیک و دسترسی به طرحها و برنامه هایی با بینش بالا. شما باید بدانید که ساعات زیادی را صرف کرده و به سختی تلاش نمایید بویژه پس از آن که به هدفهایتان نایل شدید.

4- گزینه های اکتشافی(کاوشی)

هرگز پرسش از افراد موجوددرشبکه خودراکه اوج منزلت وموقعیت شغلی تان را نظاره گرهستند، فراموش نکنید. ممکن است بخوبی برای هر کس غیر از شما این نکته شناخته شده باشد که مقامهای شغلی مولد کمتر عرضه می شوند (نادر هستند). مقامهای مولد اجرایی و راهبران تیم ممکن است این نکته را مشاهده نمایند که کارکنانشان در آینده به ایجاد تغییرنیاز داشته باشند. برای مثال، شما ممکن است طراح یک نوع بازی باشید، امّا آیا درباره این که این موضوع روی مجموعه مهارتهایتان اثر خواهد داشت فکر نموده اید؟ اکنون ممکن است زمان خوبی برای انجام برخی تحقیقات در این زمینه باشد. بسیاری از افراد در حرفه خود به مرحله ای می رسند که دیگر مطمئن نیستند چه گزینه ها و راههایی در دسترسشان قرار دارد و اگر هم بدانند قدر آن گزینه ها را نمی دانند.

 روش های اکتشافی(کاوش) نیاز به آن دارد که در جستجوی جوابهایی برای سوالات زیر باشید: چه کار دیگری می توانم انجام دهم؟ چه جای دیگری (سازمان دیگری) می توانم بروم؟ هدف از این تحقیقات جمع آوری اطلاعات مورد نیازجهت تصمیم گیری راجع به بهینه سازی شغلی است. در خلال کاوش می توانید سایر مشاغلی را که با مهارتها، علائق و ارزشهای شما مرتبط است، شناسایی نمایید. این نوع کاوش ها را می توان از طریق مأموریتهای شغلی کوتاه مدت، مشارکت اجباری در مسئولیتهای موقتی یا مصاحبه های اطلاعاتی(اخباری) انجام داد. در دنیای غیرقابل پیش بینی امروز، موقعیت هیچ کس آنقدرمطمئن نیست که بتواند از عهده اموربخوبی برآید و باید از راهها، گزینه ها و پیشنهادات موجود اطلاع کافی حاصل نماید. فعالیتهای کاوشی همچنین می تواند روشن سازد آیا علائق شغلی شما واقع گرایانه است یا خیر. همچنین این نوع فعالیتها می تواند پتانسیل رشد شغل فعلی تان را اعتبار بخشد. گزینه ها و پیشنهاد ات شغلی را می توان هم با حمایت سازمانی و هم بدون حمایت آن تعقیب نمود. شناسایی این نکته که کدام پیشنهاد یا گزینه ها داخل سازمان یا خارج از آن است، به شما یک حس کنترل شخصی روی شغلتان می بخشد.

 زمانی که شما فعالانه در پی سایر گزینه ها و پیشنهادات شغلی هستید، به احتمال کمی، از مسیر اصلی منحرف شده و بندرت پیش می آید قدرت و اختیار خود را از دست بدهید.

5- همسان سازی مجدد

 هر چند توجه چندانی به موضوع همسان سازی نمی شود، ولی در اكثر موارد اگر قصد ایجاد تغییر در آنچه انجام می دهید، داشته باشید، در واقع یک گام رو به پائین به سایر بخشهای مرتبط سازمان، می تواندجهشی بسوی هدف جدیدتان تلقی گردد. همسان سازی مجدد، شامل یک حرکت رو به پائین در سازمان فعلی یا سایر سازمانهاست.

شما ممکن است یک کارشناس فنی باشید که به مقام مدیریت رسیده باشداما از وظائف جدید خود راضی نباشید.همچنین ممکن است تمایل به بازگشت به پست قبلی داشته باشید و مهارتهایتان را در جهت واقعی خود توسعه بخشید مثل حرف? طراحی برش لبه ابزار. اگر سازمان خود را دوست دارید و مایل به ترک آن نیستید، تمرکز بر این روش می تواند واکنش خوبی باشد، حتی اگر واحد سازمانی تان به هم ریخته یا راه برایتان بسته باشد. افراد به دلایل انتخابی متفاوتی بسوی پایین سازمان جابجا می شوند. همسان سازی مجدد یا انتقال رو به پائین(نوعی جابجایی عمودی) را می توان یک استراتژی برای تطبیق تقاضاهای شغلی با سایر اولویت ها نظیر بازگشت به سوی ادامه تحصیل، الزامات خانوادگی یا بهداشتی و یا یک نوع تغییر شغلی دانست. گاهی اوقات کاهش تقاضای شغلی در یک بخش رو به رشد سازمان می تواند شما را در کنار فرصتهای شغلی جدید قرار دهد. جستجوی مشاغل مختلف اگر به صورت عادت در آید می تواند مجموعه ای از مسئولیتها و چالش ها را رویاروی شما قرار دهد. همچنین، همسان سازی مجدد را می توان یک گام آموزشی تلقی نمود. بدست آوردن مهارتهای اساسی نو می تواند شما را به تجرب? مورد نیاز مجهز سازد تا در یک جهت شغلی متفاوت به حرکت در آیید.

6- انتقال لازمه تحرک داشتن، ترک سازمان است.

شرایطی وجود دارد که تحت آن شرایط، شغل فعلی تان با مهارتها، علایق و ارزشهایتان جور نیست. اگر دارای یک هدف شغلی هستید که در سازمان فعلی تان واقع گرایانه نمی باشد، اگر تخصص فنی شما کمتر از ارزش واقعی آن است و یا خارج از جهت اصلی است، یا اگر قصد توسعه مهارتهای اصلی و پایه ای خود را دارید، توجه به مسأله انتقال یا جابجایی ممکن است بهترین گزینه باشد. مثلا انتقال از یک شهر را بدون هیچ پتانسیلی برای خود و به منظور آموزش مجدد در آنچه واقعاً می خواهید انجام دهید، برگزینید. مثل شروع کوچک در یک کار جدید. انتقال به شهر های جدید ممکن است به شما اجازه دهد به ارزیابی مجدد معادله درآمد- هزینه  خود بپردازید و سرمایه ای را که برای بدست آوردن سازمان جدید نیاز دارید، جذب نمائید. در خلال این مدت ممکن است قادر باشید درحین کار از عهده زندگی هم برآیید. حتی اگر رفتن، ایده خودتان نباشد همچنان می توانید موقعیتی از رشد شغلی برای خود فراهم آورید و بدین ترتیب ابتکار عمل را کماکان داشته باشید. زمان انتقال، زمان ارزشمندی است برای ارزیابی مجدد مسیر شغلی، روشن سازی اولویتها و هدف گذاری جدید. برخی از افراد مصّمم هستند در همان شهری که زندگی می کنند به دنبال موقعیت های شغلی باشند. بدون توجه به این که ممكن است شغل رؤیایی شان در آن سوی کشور یا حتی در خارج از کشور وجود داشته باشد. آیا واقعاً توجه کرده اید که چگونه چنین تحرکی ممکن است موجب پیشرفت شغلی شود یا به زندگی شخصی و خانوادگی شما انگیزه و هیجان بخشد؟ ممکن است به همسرتان یک موقعیت شغلی یا پست سازمانی در شهر دیگری پیشنهاد گردد این موضوع برایتان چگونه است؟ آیا به نظر شما این یک حادثه بد تصور می شود یا رویارویی با وضعیت جدید را نوعی مزیت شغلی می دانید؟ مشاغل روی سنگ و دیوار چیده نشده اند. اگر اجازه دهید مشاغل را هم می توان به روشهای شگفت آوری توسعه بخشید. زمانی که برنامه ریزی شغلی محدود به یک سازمان خاص یا منطقه کوچکی باشد، زنجیره انتخابها و گزینه ها بطور آشکاری محدود می گردد. زمانی که به یک صنعت بزرگ یا به سازمانهای مختلف بسیاری در نقاط جغرافیایی متفاوتی نظر می افکنید، امکانات و مقدورات و دامنه انتخاب های شما بی اندازه وسیع می شود.

نتیجه گیری

هنگام ارزیابی شغلی مهم این است که به عوامل گوناگونی توجه نمایید. تحرک شغلی در خلاء روی نمی دهد. لازم است گزینه های در دسترس خود را با مدیر یا همتایان خود به شور بگذارید. پیدا کردن یک مربی یا مشاور در سازمان فعلی بویژه که قبلاً در موقعیت شغلی مورد نظرشما بوده است، مسیر بزرگی را برای یادگیری راههای جدید جهت نیل به اهداف شغلی تان، فراهم خواهد ساخت. خود را در سازمان، فرد مفیدی سازید و برتری های خود را نسبت به سایرین که در مسیر شغلی شما گام برمی دارند، حفظ نمایید. ممکن است در كمبودها  وکاستی هایی که شما را مجبور به ترک شهر خود و عزیمت به یک شهردیگر می کند و هرگز تصور نمی کردید در آن شهر زندگی کنید، فرصتی برای رشد و ترقی نهفته باشد. هر چند هر تغییری می تواند با ترس و دلهره همراه باشد، اما قادر است زندگی را به وضع بهتری مبدل نماید. اگر چه شما ممکن است گزینه های خاصی را مدنظر قرار داده یا آماده پذیرش آنها باشید، اما ممکن است آن گزینه ها و پیشنهادات در زمان کنونی به سادگی برایتان دست یافتنی نباشند.

فقدان اعتماد یا نبودن روابط، ممكن است گزینه خاصی، خارج از دسترس شما، قرار دهد. رقابت برای فرصتهای محدود عامل دیگری در این زمینه است. همچنین نرخ رشد سازمان، بر قابلیت دسترسی فرصتهای نو تأثیرگذار است. باید اطمینان حاصل نمایید تمام اطلاعاتی که راجع به سازمان و درباره توسعه زمینه شغلی خود و سایر زمینه های شغلی وابسته، می خواستید، از طریق تماس با افراد بدست آورده اید که این موضوع در رأس امور است. اگر فعالانه موضوع برنامه ریزی تغییر شغلی را پیگیری نمایید، در می یابید که بدون وجود برنامه ریزی زمانهایی وجود خواهد داشت که تغییرات به طور ناگهانی بر شما رخنه می کند. با پی گیری برنامه ریزی شغلی بجای دست پاچگی، قادر خواهید بود به ارزیابی موقعیت بپردازید و از طریق3 یا4 روشی که بشرح آنها پرداختیم زمانی که هنوز در حال مانور و ممارست در مورد آن شغل در مسیر و جهت دلخواه هستید، آن را مدیریت نمایید.

 تغییر در گزینه انتخابی خود را (از میان بسیاری از راههای موجود) به منظور ارتقای شغلی خود، پذیرا باشید. در این صورت بدون توجه به مشکلات موجود در سازمان و زندگی خود،کارها در کنترل شما خواهد بود.

جهان به سمت انرژی های پاک می رود

به گزارش سایت آفتاب ،یکی از مواهب ارزشمند طبیعت، انرژی است، بشر از ابتدای تاریخ به شیوه های متفاوت کوشیده است با به کارگیری انرژی های فراوان و در دسترس طبیعت، فعالیت های خود را به آسانی، با کمترین هزینه و بالاترین سرعت به انجام رساند و گامی برای آسایش بیشتر بردارد. نخستین تأمین کننده انرژی خورشید بود. انسان از نور و گرمای آفتاب بهره های فراوان می برد. بعدها انسان با تبدیل و مهار سایر عناصر طبیعت مانند آب و باد و گیاهان بر توان خویش جهت انجام کارهای بزرگتر و دشوارتر افزود. اما با افزایش جمعیت و گسترش و پراکندگی آن و نیز همگام با نیاز روزافزون به انرژی های جدید و کاراتر با بازده بیشتر، کم کم بشر زغال سنگ و سپس نفت و گاز را کشف کرد. به تدریج، وابستگی انسان به سوخت های فسیلی روز به روز بیشتر شده و با پیشرفت علم و فناوری و ساخت ماشین ها و ابزارهای گوناگون و بویژه با رخ دادن انقلاب صنعتی، به کارگیری سوخت های فسیلی به اوج خود رسید. اما در کنار این پیشرفت ها، رفته رفته بشر دریافت، با توجه به ذخایر محدود انرژی فسیلی و افزایش سطح مصرف انرژی در جهان فعلی، دیگر نمی توان به منابع موجود انرژی متکی بود و از طرفی، بهره گیری از این انرژی نیز چندان بدون هزینه نخواهد بود و دیری نپایید که پیامدهای ناشی از سوزاندن سوخت های فسیلی، خود به چالشی تازه برای جوامع انجامیده و مخاطرات و تبعات زیست محیطی همچون تغییر آب و هوا و گرمایش جهانی را به همراه آورد. این عوامل، همراه با بحران های انرژی و بالا رفتن قیمت جهانی نفت، سبب رویکرد دوباره علم به انرژی های تجدیدپذیر طبیعی گردیده است.

● شناخت و جایگاه منابع انرژی تجدیدپذیر خورشید سرچشمه عظیم و بیکران انرژی است که حیات زمین بدان بستگی دارد و همه دیگر انواع انرژی نیز به گونه ای از آن نشأت گرفته اند. این انرژی نتیجه فرآیند پیوسته همجوش هسته ای در خورشید است. در هر ثانیه ۴‎/۲ میلیون تن از جرم خورشید با حرارتی معادل ۱۰ تا ۱۴ میلیون درجه سانتیگراد به انرژی تبدیل شده و با حرارتی نزدیک به ۵۶۰۰ درجه به صورت امواج الکترومغناطیسی در فضا منتشر می شود. اگر فقط یک درصد از صحراهای جهان با نیروگاه های حرارتی خورشیدی به کار گرفته شوند، برق موردنیاز جهان تأمین خواهد شد. هم اکنون شش شیوه شناخته شده تولید برق از نور خورشید، به صورت آیینه سهمیگون، دریافت کننده مرکزی، آیینه های شلجمی (بشقابی یا استرلینگ)، دودکش خورشیدی، استخر خورشیدی و سلول های نوری (فتوولتاییک) است؛ اما امروزه انرژی خورشیدی را بیشتر با به کارگیری سلول های خورشیدی یا راه اندازی نیروگاه های حرارتی مهار می کنند. باد نیز در اصل از تابش خورشید به زمین و تفاوت دمای هوای بین دو ناحیه ایجاد می شود. از آنجا که باد تا زمانی که خورشید به زمین می تابد، به طور پیوسته تولید خواهد شد، یک منبع انرژی تجدید شونده خواهد بود. امروزه انرژی بادی عمدتاً برای تولید برق به کار برده می شود. نیروگاه های کنونی، در جهت حرکت باد تغییر راستا داده و با محورهای افقی یا قائم، انرژی جنبشی باد را به انرژی مکانیکی و سپس آن را به انرژی الکتریکی تبدیل می کنند. حدود ۹۵ درصد مکانیسم های بادی افقی محور هستند. تولید هیدروژن نیز یکی از تکنولوژی های مطرح در این زمینه بوده و عمده ترین گزینه مطرح به عنوان حامل جدید انرژی است که در مقایسه با سایر سوخت ها می تواند با راندمانی بالاتر و احتراق بسیار پاک به سایر اشکال انرژی تبدیل شود. همچنین انرژی زمین گرمایی از گرمای تجزیه مواد پرتوزا و واکنش های شیمیایی مرکز زمین، هسته مذاب کره زمین، پدیده کوهزایی و فشار طبقات ضخیم در حوضه های رسوبی به دست می آید. طبق محاسبات، انرژی حرارتی ذخیره شده در ۱۱ کیلومتری فوقانی پوسته زمین معادل ۵۰ هزار برابر کل انرژی به دست آمده از منابع نفت و گاز شناخته شده امروز جهان است. استفاده از انرژی زمین گرمایی به دو بخش عمده تولید برق و استفاده مستقیم از انرژی حرارتی طبقه بندی می گردد. در حالت اول، از انرژی بخار و سیال خروجی از چاه های حفر شده جهت به چرخش درآوردن توربو ژنراتورها و در نتیجه تولید برق استفاده می کنند. استفاده مستقیم نیز به معنای بهره برداری بدون واسطه از انرژی حرارتی سیالات زمین گرمایی برای ایجاد استخرهای شنا و مراکز آب درمانی، گرمایش ساختمان ها، پرورش آبزیان، فرآیندهای صنعتی، ذوب برف در معابر و... است. اقیانوس ها نیز منبعی عظیم از انرژی حرکتی هستند که به صورت امواج، جزر و مد و جریان های همیشگی سطحی یا زیرآبی ناشی از اختلاف حرارت نقاط گوناگون دیده می شود و به آن انرژی اقیانوسی گفته می شود. نیروی جزر و مد تنها گونه از انرژی اقیانوسی است که هم اکنون از آن در مقیاس تجاری برق تولید می شود . همچنین سوخت های گیاهی به دست آمده از پسماندهای جنگل ها و محصول های کشاورزی جهان می تواند سالانه به اندازه ۷۰ میلیارد تن نفت خام انرژی در دسترس بشر قرار دهد. این میزان ۱۰ برابر مصرف سالانه انرژی در جهان است. از این سوخت ها بیشتر در تولید گرما بهره می برندو اگرچه بازده آنها نسبت به سوخت های فسیلی بالا نیست، اما باعث صرفه جویی اقتصادی چشمگیری می شوند.

● مزایا و معایب استفاده از انرژی های پاک هم اکنون در جهان با توجه به تکنولوژی های به کار رفته ۷۴ هزار و ۲۲۳ مگاوات برق تجدیدپذیر تولید می شود. براساس آمارهای موجود۱۳ ‎/۳ درصد از انرژی اولیه جهانی در سال ۲۰۰۵ از انواع انرژی های تجدیدپذیر تأمین شده است که در این میان سهم انرژی زیست توده ۷۹‎/۷ درصد ، انرژی برق آبی ۱۶‎/۵ درصد، انرژی زمین گرمایی ۳‎/۱ درصد، انرژی خورشیدی ۰‎/۲۹ درصد و انرژی بادی ۰‎/۴۸ درصد، در کنار سهم ناچیزی برای انرژی جزر و مد و امواج بوده است. همچنین دراین سال، انرژی تجدیدپذیر دومین منبع تأمین کننده برق جهان با۱۷‎/۹ درصد سهم بوده است که ۱۶‎/۱درصد از برق جهان با برق آبی، ۱درصد با زیست توده و ۰‎/۸ درصد توسط سایر منابع تجدیدپذیر تأمین شده است. در حال حاضر تأمین انرژی بیش از ۱۶۰ هزار روستا در سراسر جهان برپایه انرژی خورشیدی است. ظرفیت نصب شده نیروگاه های زیست توده در جهان به بیش از۴۴ هزار مگاوات و میزان برق تولیدی نیز به بیش از ۲۵۰ تراوات ساعت رسیده است. همچنین بیش از۶۴ کشور جهان با مجموع ظرفیت نصب شده بیش از ۲۷۸۰۰ مگاوات حرارتی از انرژی زمین گرمایی بهره برداری می نمایند. تولید سالانه بیواتانول درجهان از ۳۳ میلیارد لیتر فراتر رفته که سهم آمریکا و برزیل هر یک ۱۵ میلیارد لیتر بوده است. همچنین ۳‎/۹ میلیارد لیتر نیز بیودیزل تولید شده که سهم آلمان به تنهایی ۱‎/۹ میلیارد لیتر بوده است. انرژی های تجدیدپذیر از منابع طبیعی به دست می آیند که معمولاً هم دوباره بازسازی می شوند. یکی از دلایل مهمی که سبب گسترش روزافزون استفاده از انرژی های تجدیدپذیر در سراسر جهان شده مزایای زیست محیطی این انرژی است. به این ترتیب که از یک سو نیروگاه ها و طرح های کاربرد مستقیم انرژی های تجدیدپذیر آلودگی بسیار کمی تولید می کنند و از سوی دیگر با صرفه جویی در مصرف سوخت های فسیلی، کمک شایان توجهی به پاکیزگی محیط زیست می شود، ضمن این که با جلوگیری از واردات سوخت های فسیلی، موجب رونق بخشیدن به اقتصاد کشورهای بهره مند از منابع انرژی تجدیدپذیر می شود. همچنین نیروگاه های انرژی تجدیدپذیر به دلیل استفاده صرف از انرژی های طبیعی رایگان به نوسانات قیمت نفت وابسته نبوده و می توان بهای برق مصرفی را برای مدت طولانی ثابت نگاه داشت. از طرفی، این نیروگاه ها احتیاح به متخصص عالی ندارند و می توان آنها را به صورت اتوماتیک به کار انداخت. اما فناوری های استفاده از این منابع بی پایان انرژی هنوز در مراحل آغازین رشد خود قرار داشته و بسیار پرهزینه هستند. این صنایع یک تکنولوژی سرمایه بر بوده و هزینه ثابت برای تولید دستگاه و راه اندازی نیروگاه ها، برخلاف هزینه جاری ناچیز آنها، بسیار زیاد می باشد. ضمن این که در کشورهای جهان سوم، کاربرد وسیع و منطقی از این انرژی ها در گرو دسترسی به تکنولوژی ساخت تأسیسات و تجهیزات مربوطه است که به صورت انحصاری در اختیار کشورهای توسعه یافته است.

● چشم انداز جهانی انرژی های پاک بهره برداری از منابع انرژی های تجدیدپذیر طی دو دهه اخیر از رشد بالایی نسبت به انرژی های فسیلی و هسته ای برخوردار بوده است و از سوی دیگر، بهای تمام شده انرژی های تولید شده ازمنابع تجدیدپذیر در این مدت روند نزولی را پیموده است، پیش بینی می شودکه این روند در آینده نیز ادامه یابد. در این راستا، انرژی های تجدیدپذیر در کشورهایی که برای رسیدن به مرحله بهره برداری مستقیم از این نوع انرژی ، برنامه و راهبرد میان مدت و درازمدت داشته و از سوی دولت حمایت هاو سیاست گذاری های مناسب اعمال شده است، از پیشرفت چشمگیری برخوردار بوده است. البته هنوز گروهی این جنبه های نوین انرژی را نوعی تحول گرایی بی مورد می پندارند. همچنین بعضی ها این ایراد را به تکنولوژی تولید انرژی های تجدیدشونده وارد می دانند که هنوز چندان قابل اعتماد نیست ، با این حال استفاده از این نوع انرژی هر روز در جهان در حال گسترش بوده و مزایای بارز این انرژی ها در کنار افزایش بی سابقه قیمت نفت، موجب تشویق بشر در سرمایه گذاری در انجام تحقیقات گسترده و دستیابی به فناوری های جدید جهانی بوده است. مجموع سرمایه گذاری در بخش انرژی های تجدیدپذیر در سال ۲۰۰۵ در سطح جهان ۳۸ میلیارد دلار بوده است. در این سال، چین با شش میلیارد دلار سرمایه گذاری در بخش انرژی های تجدیدپذیر، بزرگ ترین سرمایه گذار در این زمینه منابع در جهان بوده است. آمریکا و اروپا نیز سالانه بیش از۷۰۰ میلیون دلار برای تحقیق و توسعه در زمینه انرژی تجدیدپذیر اختصاص می دهند. هم اکنون بیش از ۷۰ شرکت در زمینه انرژی های تجدیدپذیر فعالیت دارند که سرمایه هر یک از آنها بیش از ۴۰میلیون دلار و سرمایه مجموع آنها بیش از ۳۰ میلیارد دلار بوده است. در هر حال باید اذعان داشت که در عمل عوامل متعددی بویژه هزینه اولیه و قیمت تمام شده بالا، عدم سرمایه گذاری کافی برای بومی نمودن و بهبود کارآیی تکنولوژی های مربوطه، نبود سیاست های حمایتی در سطح جهانی، منطقه ای و محلی، نفوذ و توسعه انرژی های نو را بسیار کند و محدود ساخته است. به نظر می رسد موانع بسیاری برای به کارگیری این منابع در کشورهای در حال توسعه (و از جمله ایران) وجوددارند. در این راستا، شرایط جغرافیایی و محدودیت های ذاتی انرژی های تجدیدپذیر مانند آب و هوا که پتانسیل منطقه را مشخص می کند و موانع تکنولوژیک موجود می تواند یکی از دلایل عدم گسترش انرژی های نو در ایران و سایر کشورهای در حال توسعه باشد. همچنین مهمترین مانع بازدارنده گسترش انرژی های تجدیدپذیر در کشورهای در حال توسعه می تواند عامل مالی باشد که عمدتاً از هزینه های نسبتاً بالای انرژی های نو نسبت به سوخت فسیلی و نیز یارانه های سوخت های فسیلی که قیمت نسبی آنان را پائین آورده و آن را غیررقابتی می سازد، نشأت می گیرد. از دیگر سو، ناآگاهی و نااطمینانی ها در این بخش، باعث پیشداوری های نا به جا می شود که از کمبود اطلاعات در این بخش ناشی می شوند. در نهایت، وجود سازمان های اندک در این بخش، عدم وجود قوانین حمایتی و عدم وجود بازار مناسب و... از موانع نهادی بر سر راه گسترش این انرژی ها در کشور هستند. موضوع دیگری که باید بررسی کرد، نحوه اداره بخش قابل توجه برق تولیدی از منابع تجدیدپذیر است که به بهای تضمینی در بازار رقابتی وارد شبکه می شود. در حال حاضر این موضوع مهمی نیست چون سهم منابع تجدیدپذیر محدود است، اما در آینده این مسئله بروز خواهد کرد.

● پتانسیل و تجربیات به کارگیری منابع انرژی تجدیدپذیر در ایران در ایران بیشترین ظرفیت استفاده از انرژی های تجدیدپذیر مربوط به انرژی خورشید است و پس از آن انرژی باد و زمین گرمایی قرار دارند. ایران بر کمربند خورشیدی زمین قرار داشته و بیشتر مناطق مرکزی و کویری کشور سرشار از منابع انرژی خورشیدی هستند. گفته شده است، در کویر از1۱‎/۵ هکتار زمین، در هر ساعت می توان یک مگاوات انرژی برداشت کرد. مناسب ترین مناطق جهت احداث نیروگاه حرارتی خورشیدی واقع در جنوب و مرکز کشور شامل استان های یزد، فارس، اصفهان و کرمان است. تاکنون ۱۰۳۳ آبگرمکن خورشیدی در شهرهای بوشهر، طبس، یزد، بجنورد، زاهدان و اصفهان نصب و در زمینه بهره برداری از سیستم فتوولتاییک در کاربردهای مستقل از شبکه مانند روشنایی خورشیدی (چراغ های خیابان)، سیستم پمپاژ آب خورشیدی، یخچال های خورشیدی و سیستم متصل به شبکه مانند نیروگاه۳۰ کیلووات طالقان و۵ کیلووات تهران نیز فعالیت هایی شده است. همچنین در دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه شیراز، اولین نیروگاه حرارتی - خورشیدی کشور از نوع سهموی خطی در شیراز و جهت تولید بخار به ظرفیت۲۵۰ کیلووات در مرحله اتمام ساخت می باشد. همچنین به خاطر موقعیت جغرافیایی ویژه کشور، در فصل های مختلف سال بادهای موسمی و غیرموسمی فراوانی می وزد و سرزمین ها و سواحل بادخیز بسیاری وجود دارد که امکان برپایی نیروگاه بادی در آنها فراهم است. فعالیت های ایران برای تولید انرژی از باد بیشتر در دو منطقه منجیل و بینالود متمرکز شده و ۷۵ درصد تولید از این منبع در مزرعه بادی منجیل با ۸۷ توربین و ۱۰۰ مگاوات برق صورت می گیرد. شرکت سدید نیز تجهیزات یک نیروگاه بادی ۳۰ مگاواتی را برای نصب در منطقه دیزآباد خراسان می سازد. در برنامه چهارم توسعه تولید حداقل ۱۵۰ مگاوات در نیروگاه های بادی پیش بینی شده است. از طرفی، ایران برقرار داشتن در کمربند آتشفشانی و لرزه خیز جهان و نیز وجود چشمه های آبگرم بسیار، دارای پتانسیل عظیمی برای تولید انرژی ژئوترمال است. مهمترین و سرشارترین پتانسیل های زمین گرمایی در ایران، مناطق سبلان، دماوند، ماکو و سهند و در رده های بعدی، تفتان، بزمان، کرمان، طبس، شیراز، مرکز ایران و مشهد می باشند. با توجه به مطالعات انجام گرفته، منطقه سبلان پتانسیل تولید ۶۰ مگاوات برق از طریق استفاده از انرژی زمین گرمایی را دارد که در برنامه چهارم توسعه نیز قرار است یک طرح پایلوت نیروگاهی در حد پنج مگاوات نصب شود که در صورت تأمین اعتبارات، نیروگاه ۵۰ مگاواتی راه اندازی خواهد شد. مطالعات اکتشافی حاکی از پتانسیل۲۵۰ مگاواتی در دامنه های جنوبی، غربی و شرقی سبلان نیز می باشد. همچنین پروژه پمپ حرارتی با استفاده از زمین گرمایی جهت تأمین گرمایش و سرمایش ساختمان ها در شهر تبریز از دیگر پروژه های در دست انجام می باشد. در برنامه چهارم مقرر است که تا حداقل۱۰۰ مگاوات برق از این طریق تأمین شود. از طرفی، ایران با داشتن خط ساحلی بسیار طولانی و جزایر متعدد، از جمله کشورهایی است که می تواند بهره های فراوانی از انرژی های اقیانوسی ببرد. از طرفی، در حال حاضر از سوخت زیست توده در ایران عمدتاً به شکل سنتی استفاده می شود. مهم ترین اقدام ایران در زمینه استفاده از منابع زیست توده برای تولید انرژی اجرای پروژه پایلوت تولید بیوگاز در سایت ساوه به ظرفیت ۳۰ مترمکعب بوده است. همچنین طرح هایی برای استفاده از گازهای متصاعد از زباله های متراکم شهری برای تولید برق شروع شده است در نهایت، پروژه های شناخت و بررسی علمی و فناوری های گوناگون تولید، ذخیره، عرضه و مصرف هیدروژن در کشور آغاز شده که در حال حاضر کار تولید هیدروژن به روش الکترولیز قلیایی و ذخیره سازی آن در حال اجرا بوده و با ساخت سیستم های پیل سوختی و اتصال این مجموعه به پانل های فتوولتاییک چرخه کامل تولید، ذخیره و مصرف انرژی پاک براساس هیدروژن انجام می گردد.

● جمع بندی و پیشنهادات بخش انرژی در ایران نیز، حساس ترین و زیربنای اساسی برای کلیه فعالیت های اقتصادی و اجتماعی کشور به شمار می رود و دسترسی به انواع منابع جدید انرژی، برای توسعه اقتصادی آن اهمیت اساسی دارد. در دهه های اخیر، مصرف انرژی در ایران با توجه به علل مختلف از جمله رشد شهرنشینی، فناوری نامناسب در تولید، فقدان مدیریت انرژی و قیمت های پائین و غیرواقعی، به طور سرسام آوری رو به افزایش بوده است، به طوری که با داشتن تنها یک درصد از جمعیت جهان، دارای رشد مصرف انرژی5 تا ۸ درصد و بیش از ۵ برابر متوسط رشد مصرف جهانی بوده و حدود ۹درصد از فرآورده های نفتی دنیا را مصرف می کند. در این راستا، سالانه ۱۰ تا ۱۳ میلیارددلار یارانه انرژی در ایران پرداخت می شود. این در حالی است که فقط هزینه و بار اقتصادی یارانه بنزین معادل بودجه عمرانی۲۰ استان کشور است. اما با ادامه این روند، محدودیت های انرژی در آینده رخ نموده و دسترسی عموم به انرژی، بویژه اقشار آسیب پذیر کاهش یافته و از دیگر سو، قدرت رقابت محصولات داخلی در بازارهای جهانی کاهش یافته و درآمدهای ارزی پیامد آن تقلیل می یابد. این در حالی است که درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز، مهم ترین منبع درآمد ارزی برای تأمین نیازهای گوناگون توسعه اقتصادی- اجتماعی بوده و با اتمام منابع نفت و گاز هیچ منبع ارزان قیمتی برای جایگزینی آن در تأمین نیازهای سرمایه گذاریش نخواهد داشت. از طرفی، معضلات زیست محیطی مصرف سوخت های فسیلی در کشور به تدریج به یک بحران ملی تبدیل گردیده است. در چنین شرایطی است که انرژی های نو در کشور از جایگاهی ویژه برخوردار می گردد. در این راستا، استفاده از انواع پتانسیل موجود برای تأمین نیاز رو به رشد انرژی، بالفعل نمودن تمام پتانسیل های منطقه ای برای تأمین کالای انرژی به صورت منطقه ای، توجه به فاکتورهای زیست محیطی در نیل به توسعه پایدار و گذار از توسعه مرسوم، استفاده از پتانسل های تجدید شونده برای تولید انرژی، برخورداری از فناوری روزآمد ودانش نو، عدم تکیه بر سوخت های فسیلی به عنوان تنها منبع تولید انرژی و حفظ این منابع، کاهش تلفات انرژی، از مزایای انرژی های نو محسوب می شوند. از طرفی، تازگی و نوپایی این فناوری ها خود می تواند فرصت بزرگی محسوب شود. هنوز این فناوری به انحصار کشورهای پیشرفته درنیامده و می توان از همان ابتدا در شکل گرفتن و رشد این فناوری ها نقش فعال داشت. طبق برنامه ریزی های انجام شده تا پایان برنامه چهارم توسعه یک درصد (۵۰۰مگاوات) ظرفیت تولید برق کشور از انرژی های نو تأمین خواهد شد. در حالی که اگر بخواهیم آینده ای سبز مبتنی بر حفظ محیط زیست و اصول توسعه پایدار داشته باشیم قطعاً باید از تمامی ظرفیت های موجود در تولید انرژی استفاده کنیم. اما متأسفانه در این زمینه نارسایی های زیادی در سطح نهادهای ستادی و مسئولان کشور وجود دارد که لازم است در این باره تجدیدنظر شده و زیرساخت های لازم برای آن در همه زمینه ها فراهم شود. در این راستا ضروری است، بهره گیری از انرژی های تجدیدپذیر باید در دستور کار سیاستگذاران انرژی قرار گرفته و با توجه به اهمیت اولویت بندی اعتبارات طرح های توسعه انرژی های نو وکم بودن اعتبارات تخصیص یافته به این بخش، تمهیدات و راهکارهایی چون ظرفیت سازی و بهبود عملکرد و نیز ایجاد انگیزه برای مشارکت بخش خصوصی، برای توسعه هر چه سریعتر این انرژی پاک و ارزان در کشور فراهم گردد.
سایت آفتاب
17/05/1387

ايمني و بهداشت كار در سازمانها

نويسنده: رضا ‏ - دشتگرد

منبع: روزنامه - حمایت

ايمني و بهداشت كار با شرايط فيزيو لوژيكي واجتماعي - رواني نيروي كار كه ازمحيط كار نتيجه ميدهد ارتباط دارد. اگر سازمان تدابير امنيتي و بهداشتي درستي اتخاذ كند،  افراد كمتري دچار صدمات جسمي يا اجتماعي - رواني خواهند شد. بيماريهاي متداول جسمي ناشي از كار شامل نارساييهاي قلبي،  انواع سرطان،  و از دست دادن اندامها يا حتي زندگي است. ساير بيماريهاي ناشي از كار عبارتند از بيماري خوني،  انواع بيماريهاي ريوي،  بروز اختلال در مركز دستگاه عصبي. شرايط اجتماعي - رواني خطرناك و علل اصلي كيفيت نازل زندگي شغلي عبارتند از فشار عصبي،  نارضايتي،  بي عاطفگي،  انزوا طلبي، ضعف بينايي،  فراموشكاري،  بي اعتمادي به ديگران،  بي دقتي،  زود رنجي،  دل شوره،  و پرداختن به مسائل بي اهميت‏.

 هدفها و اهميت بهبود ايمني و بهداشت كار

خسارتهاي مالي و جاني گزافي كه نارسايي ايمني و بهداشت ايمني و بهداشت كار سرچشمه مي گيرد به تنهايي دليل بسنده اي است براي توجيه برنامه هاي بهسازي محيط كار. هدفهاي بهسازي وضع ايمني و بهداشت كار در درجه نخست متوجه حمايت و حفظ كاركنان و در پي آن كاهش هزينه هاست. ‏

هزينه ها: بر اثر فشار عصبي از كار و كيفيت نازل زندگي شغلي هزينه هاي گزافي پديد مي آيد. از مشكلات ديگرس كه سنجش كمّي آن در مقايسه با فشار عصبي و كيفيت نازل زندگي شغلي دشوارتر است،  شايد احساس بي معنا بودن كار و عدم دلبستگي به آن و نيز احساس بي اهميت بودن در كارگران باشد. ‏

‏ براي تخفيف اين دو مجموعه شزايط زيانبار در سازمان،  بايد سرچشمه آن را آماج حمله قرار دا د. همواره دو نوع محيط خطر آفرين وجود دارد كه عبارت است از"محيط فيزيكي كار" و "محيط اجتماعي - رواني كار". زيانهايي كه هر يك پديد ميآورد به عدم اثر بخشي سازماني به شكل غيبت، جابجايي، ادعاي خسارت و هزينه هاي درمان منجر مي شود. بايد در نظر داشت كه اين دو محيط در تمام كاركنان يكسان تأثير نمي گذارد. از اين رو،  شرايط فيزيولوژيكي واجتماعي - رواني و منشأ آنها و پيامدهايشان الگوي ايمني و بهداشت حرفه اي را در سازمان به وجود مي آورد. ‏

مزايا: اگر سازمانها بتواند از شدت سوانح،  بيماريها و فشارعصبي در محل كار بكاهند و كيفيت زندگي شغلي كاركنان را افزايش دهند،  نتايج زير بدست مي آيد: ‏

- بهره وري بيشتر به دليل كمتر هدر رفتن ساعتهاي كار روزانه

- كارآيي بيشتر افراد به دليل درگيري بيشتر آنها در كار

- كاهش هزينه هاي بيمه و درمان ‏

- كاهش هزينه هاي ادعاي خسارت

‏- انعطاف پذيري و انطباق پذيري بيشتر نيروي كار به دليل افزايش مشاركت و احساس مالكيت گزينشها و استخدامهاي بهتر به دليل افزايش جذابيت سازمان به عنوان يك محل كار سالم كاهش مرگ و مير

از آنجا كه هزينه هاي ايمني و بهداشت نا كافي و نارسا بسيار سنگين است، جاي شگفتي نيست كه اكنون سازمانها به بهسازي محيتهاي كار بسيار توجه مي كنند. ‏

 رابطه ايمني و بهداشت كار با ساير وظايف مديران: ‏

فعاليتهاي ايمني و بهداشت روابط گسترده با ساير اقدامهايي دارند كه بطور معمول در واحد مديريت انجام مي گيرد. ‏

 جذب و گزينش:

اگر سازمان بتواند محيطي ايمن،  بهداشتي و راحت براي كار فراهم آورد،  ممكن است بر كاميابي در جذب و نگهداري نيروي كار واجد شرايط و مولد بيفزايد. سازماني كه به محلي نا امن شهرت يافته است افراد واجد شرايط را دشوار خواهد يافت. ‏

 برنامه هاي بهسازي كيفيت زندگي شغلي:

كيفيت نازل زندگي شغلي با انواع شرايط اجتماعي رواني پيوند دارد،  در نتيجه برنامه هاي بهسازي كيفيت زندگي شغلي با ايمني و بهداشت ارتباط مي يابد. كيفيت زندگي شغلي اغلب بر تصور افراد از خط مشيها و ساختارهاي سازماني مبتني است. امروزه بسياري از مؤسسات به پژوهشهايي براي سنجش اين برداشتها دست زده اند. در اين شيوه هاي غير رسمي نيز به كار گرفته مي شود تا روابط بهبود يابد. افزون بر اين،  هيئتهاي ايمني كار و گروهها كيفيت كار نيز در تدوين استراتژيهايي براي بهبود محيط كار مفيد هستند. ‏

 آموزش:

امروزه آموزش ايمني و بهداشت شغلي بخش جدايي نا پذيري از وظايف مديريت منابع انساني است. به دليل وجود شبكه پيچيده قوانين و مقررات ايمني و بهداشت براي پيروي از اين قوانين و مقررات،  مؤسسات همواره براي كاركنان خود دوره هاي آموزشي تشكيل مي دهند. بسياري از مؤسسات تمرينها و آموزشهاي ايمني را با هدف افزايش آگاهي نسبت به ويژگيهاي آن برگزار مي كنند. در برخي سازمانها نيز كارگاههاي تنش زدايي،  داير مي كنند تا با آموزشهاي عملي به افراد كمك كنند تا بهتر با جنبه هاي اجتماعي رواني محيط كار سازگاري يابند. ‏

 خطرهاي ناشي از كار

جنبه هاي فيزيكي و اجتماعي - رواني محيط كار هر دو بر ايمني و بهداشت اثر مي گذارد. هر يك از آنها خطرهاي خاص خود را دارد؛ جنبه فيزيكي سيبب بيماريها و سوانح و جنبه اجتماعي - رواني سبب كيفيت نا مطلوب زندگي شغلي و فشار رواني مي شود. به طور معمول،  فقط محيط فيزيكي كانون توجه اكثر مؤسسات و قوانين ايمني و بهداشت بوده است. اما اكنون سازمانها تأثير خطرهاي اجتماعي - رواني كار را بر سلامتي و بهداشت به طور روز افزوني مي پذيرند. ‏

در نتيجه،  تلاش براي افزايش اينمي و بهداشت كار بايد در بر گيرنده استراتژيهايي براي حذف خطرها از هر دو محيط باشد. بنابراين، ارائه استراتژيهاي اثربخش با درك درستي از عواملي كه بر ايمني و بهداشت سازمانها اثر مي گذارد آغاز مي شود. ‏

 عوامل مؤثر بر سوانح شغلي:

 كيفيت سازمان:

ميزان سوانح بر حسب نوع صنايع متفاوت است. براي مثال در صنايع ساختماني و توليدي نسبت به مؤسسات خدماتي، بازرگاني سوانح بيشتري روي مي دهد. در سازمانهاي بزرگ و كوچك نيز نسبت به سازمانهاي متوسط سوانح كمتري رخ مي دهد. علت اين امر شايد وجود سرپرستاني باشد كه در سازمانهاي كوچك بهتر مي توانند مشكلات ايمني را كشف كنند و از بروز آن جلوگيري كنند. همين طور سازمانهاي بزرگ كه نسبت به سازمانهاي متوسط منابع بيشتري دارند مي توانند افراد متخصصي را استخدام كنند كه تمام تلاش و وقت خود را براي جلوگيري از سوانح و بهبود ايمني صرف مي كنند. ‏

 برنامه هاي ايمني:

سازمانها از نظر ميزان توجه به فنون،  برنامه ها و فعاليتهاي مربوط به افزايش ايمني و جلوگيري از سوانح با هم فرق دارند. اثربخشي اين فنون و برنامه ها بر حسب نوع صنعت و اندازه سازمانها نيز متفاوت است. ‏

 كارگر نا امن:

گرچه عوامل سازماني نقش مهمي در ايمني كار ايفا مي كنند، اما خود فرد نيز مي تواند عامل سانحه باشد. سوانح به رفتار فرد، ميزان خطر در محيط و تصادف بستگي دارد. در برخي كاركنان اساسا" نوعي سانحه پذيري وجود دارد. ‏

كاركناني كه تحريك پذيري پاييني دارند با سوانح بيشتري مواجه مي شوند تا كاركناني كه تحريك پذيريشان بالاست و كاركناني كه سوانح كمتري داشته اند نسبت به آنهايي كه حوادث بيشتري داشته اند خوش بين تر،  ساده دل تر و دلسوزتر بوده اند. ‏

كاركناني كه تحت فشارهاي روحيند و نيز آنها كه جوان تر هستند بيشتر دچار سانحه مي شوند. كساني كه قدرت تشخيص بصري بيشتر دارند كمتر درمعرض سانحه قرار مي گيرند.

 اجراي استراتژيهاي ايمني و بهداشت كار

براي بالا بردن بهداشت كار نيروي كار يك سازمان، نخست بايد خاستگاه عوامل ايانبار شناسايي شود و سپس استراتژيهايي براي بهسازي آنها تدوين شود. كاميابي در اين استراتژيها را بايد با مقايسه درصدهاي ايمني و بهداشت در پيش و پس از اجراي هر يك تعيين كرد. تنها از اين طريق است كه سازمانها مي توانند از اثر بخشي آنچه انجام مي دهند آگاهي يابند. ‏

 استراتژيهاي بهسازي ايمني و بهداشت در محيط فيزيكي كار

برخورداري و بهره گيري از سوابق هم در مورد سوانح و هم در زمينه بيماريهاي محيط فيزيكي كار اقدامي است متداول. اين سوابق را مي توان براي تعيين وضعيت مؤسسه از لحاظ تعداد سوانح و بيماريها به كار گرفت و آن را مبنايي قرارداد براي مقايسه و ارزيابي ساير استراتژيهاي بهسازي محيط كار. فرايند گردآوري چنين آمار و ارقامي ما را از مشكلات ايمني و بهداشت آگاه مي كند. بنابراين،  مي توان آن را به عنوان راهبردي براي بهسازي محيط كار و همچنين راهي براي تعيين اثربخشي ساير استراتژيها در نظر گرفت. ‏

 استراتژيهاي بهسازي ايمني و بهداشت در محيط اجتماعي - رواني كار‏

فنون بسياري وجود دارند كه براي بهسازي محيط اجتماعي - رواني كار مورد استفاده قرار مي گيرند. فنون بهسازي كيفيت زندگي كاري شامل مديريت بر شغل،  طرحريزي شغل،  گروههاي پرورش كيفيت و بازسازي سازماني است. ‏

فنون مديريت بر استرس (فشار عصبي)‏

برنامه هاي مديريت بر استرس(فشار عصبي) به دو دسته تقسيم مي شود: ‏

برنامه هاي مديريت فشار عصبي سازماني

برنامه هاي مديريت فشار عصبي فردي ‏

 برنامه هاي مديريت بر فشار عصبي سازماني:

براي كاهش فشار عصبي شيوه هايي وجود دارد كه سازمانها بايد آن را به كار برند؛ از جمله ارجاع تدريجي وظايف و افزون يك و يا دو وظيفه پس از هر دوره آموزشي، تشكيل گروههاي كار،  ارائه خط مشيهاي جديد و روشن در مورد كارهايي كه دچار ابهامند، و ارائه برنامه هاي مشاوره براي كاركنان كه دچار فشار عصبي هستند. ‏

 برنامه هاي مديريت بر فشار عصبي فردي:

برنامه هاي فردي كه براي برخورد با فشار عصبي فردي ميتوان به كار گرفت عبارتند از: (1) رژيم غذايي مناسب (2) ورزش مرتب (3) هدايت بهداشت جسمي (4) تشكيل گروههاي اجتماعي مفيد. ‏

 ارزيابي فعاليتهاي ايمني و بهداشت كار ‏

اثر بخشي فعاليتهايي كه در زمينه ايمني و بهداشت در سازمانها انجام مي گيرد بر پايه اطلاعات و سوابق قابل ارزيابي است. ‏

 استراتژيهاي محيط فيزيكي كار:

اثر بخشي اين استراتژيها اغلب بر مبناي اثرهاي آنها برغيبت و جابجايي كاركنان،  هزينه هاي درماني و ميزان جبران صدمات،  بهره وري كارآيي (كيفي و كمي ) اندازه گيري مي شود. اين نتايج و اثرها را مي توان در تغيير ميزان سوانح يا بروز بيماريهاي خاص مشاهده كرد. سرانجام،  اثز بخشي نسبي استراتژيها را مي توان با تعيين هزينه هاي برنامه و منافع نسبي آن سنجيد. ‏

 استراتژيهاي محيط اجتماعي - رواني كار:

اثر بخشي اين دسته از استراتژيها با ارزيابي جنبه هاي رواني بهداشت و ايمني و ميزان رضايت شغلي يا بيزاري از آن اندازه گيري مي شود. افزون بر اين،  همان ارزيابيهايي كه مورد استراتژيهاي محيط فيزيكي بيان شد،  در اينجا نيز كاربرد دارد. در حقيقت كار درست آن است كه اثربخشي استراتژيهاي مديريت بر استرس در برابر جنبه هاي جسمي و فيزيكي اندازه گيري شود. ‏

حوادث ناشی از كار در كمین كارگران است

نفت تایمز: بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، سالانه یكصدوبیست میلیون حادثه شغلی در جهان اتفاق می افتد كه در نتیجه آن سه میلیون و پانصد هزار نفر از كارگران جان خود را از دست می دهند.در ایران هیچ منبعی وجود ندارد تا آمار واقعی حوادث ناشی از ناامنی محیط كار را بازگو كند و ما تنها با كنار هم قرار دادن آمارهای متناقضی كه ارائه می شود می توانیم به گوشه ای از حقیقت دست یابیم.

طبق این آمارها تنها 5 درصد از كارگران كه در صنایع بزرگ كار می كنند مورد معاینه ادواری قرار می گیرند.اما با توجه به منابعی چون سازمان تامین اجتماعی یا پزشكی قانونی می توان به طور تخمینی به عمق فجایع ناشی از ناامنی محیط های كارگری در ایران پی برد.

سالیانه  حدود دویست هزار نفر به دلیل سرطان های مرتبط با محیط کار می میرند

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از تلویزیون الجزیره ،  سازمان جهانی بهداشت گزارش داد سالیانه حداقل دویست هزار نفر به دلیل انواع مختلف سرطان مرتبط به محل کارشان جان خود را از دست می دهند.
برخی از این افراد بر اثر استنشاق ماده اسبستوس و برخی نیز به دلیل استنشاق دخانیات می میرند.
سازمان بهداشت جهانی افزود کسانی که در محل کار خود در معرض استنشاق اجباری دخانیات قرار می گیرند دو برابر بیش از کسانی که در اماکنی که استعمال دخانیات در آنجا ممنوع است به سرطان رئه مبتلا می شوند.
هزاران نفر نیز به دلیل استنشاق مواد نفتی در کارخانه های شیمیایی و کارگاه های چسب و حشره‌کش و کائوچو به سرطان خون مبتلا می شوند.

روش نظارت بر وضعيت روغن ترانسفورماتور

دكتر بهروز پهلوانپور/ دكتر حسين حبيب الهي

روغن عايق معدني كه از يك قرن پيش در صنعت برق استفاده شده از سال 1886 مورد استفاده ترانسفورماتورهاي برق بوده است. روغنهاي اوليه بر پايه پارافين خام بود. اكسيداسيون روغن هاي پارافيني حالت لجني غيرقابل حل (Insoluble Sludge)  را ايجاد مي كند تا ويسكوزيته افزايش يابد اين امر باعث افت انتقال حرارت ، داغ كردن ترانسفورماتور و كاهش طول عمر آن مي شود. در نتيجه اين گونه روغن هاي پارافيني به طور موفقيت آميزي جايگزين روغن هاي نفتانيك شدند. اگر چه روغن هاي نفتانيك خاصيت اكسيد شدن بيشتري نسبت به پارافينيك دارند ، محصول اكسيداسيون قابل حل در روغن بوده و كمتر مشكل ساز است. تجربه نشان داده كه روغن مايع عايقي محصولي است كه نياز به نظارت و حفاظت زياد و نگهداري برنامه ريزي شده دارد تا خدمات رضايت بخشي را ارايه دهد.

انتخاب روغن اوليه مهمترين قدم در كارخانه هاي سازنده روغن عايقي است. مقدار درجه پالايش مواد خام و نوع فرآيند و عمل آوري آن ممكن است موجب تغييرات عمده اي در ساختار محصول پاياني شود. در فرايند پالايش ، مناسب ترين صفات روغن خام انتخاب و مواد غير ضروري از آن خارج مي شود.

محصول نهايي داراي ساختارهاي متناسب به صورت حلقه هاي معطر ، نفتانيكها و پارافينهاست. اين فرايند ممكن است شامل بهبود آبي / هيدروژني ، استخراج حلال ، غير مومي كردن ، بهبود اسيد و خاك باشد. اگر چه روش مشخص براي كارخانه اي كه مايع عايقي خوب را مشخص كند وجود ندارد ، بدون در نظر گرفتن روش مورد استفاده در پالايش ، روغن عايقي توليد شده بايد داراي كاركرد بالا ، مختصات جذب گاز ، پايداري شيميايي و مقاومت در برابر اكسيده شدن باشد و علاوه بر آن بالاترين حد غلظت ( اشباع ) هيدروكربن آروماتيك و سولفورونيتروژن موجود را نيز كه از عوامل مهم است ، داشته باشد.

روغن عايق در سرويس

روغنهاي عايقي استفاده شده در ترانسفورماتورهاي هوا-تنفسي ، اكسيژن را تا نقطه اشباع جذب مي كند . در حضور عناصر فلزي و حرارتهاي بالا روغن ، اكسيده شده و در نهايت قابليت دي الكتريكي آن كم مي شود. اين عمل ، بستگي مستقيم به شكل بندي تركيبات قطبي و لجن در روغن دارد. در مرحله اول اكسيده شدن ، تركيبات قطبي غيراسيدي مانند الكلها و آلدئيدها ، كتونها و ... توليد مي شوند. همانطور كه اكسيداسيون صورت مي گيرد اسيدها و در نتيجه لجن تشكيل مي شود. روغن خورنده شده و عناصر جامد تشكيل دهنده حالت لجن در محلهاي مختلف ترانسفورماتور رسوب كرده و لايه اي تشكيل مي شود كه قابليت انتشار حرارت روغن و خواص الكتريكي آن را كاهش مي دهد. به علاوه افزايش اسيديته حلال و لجن ، باعث كاركرد غلط ترانسفورماتور مي شود. حالت لجن و اسيدها به تجهيزات عايقي به خصوص ورقهاي كاغذي معيوب هجوم برده و باعث ضعيف شدن سيستم عايقي مي شوند كه سبب خطاي عمده در ترانسفورماتور و ضرر مالي مي شود.

نظارت بر وضعيت روغن

روغنها يك قسمت از سيستم عايقي ترانسها هستند كه نياز به آزمايش دارند. يكي از روشهاي ساده آزمايش متوالي سالانه است . بر پايه نتايج بدست آمده از آزمايشها براي جلوگيري از خراب شدن كاغذهاي عايق و روغن عكس العمل صحيح صورت مي گيرد. توصيه كلي اين است كه قبل از استفاده از روغن ، آزمايشهاي لازم انجام شود. بايد توجه داشت وقتي روغن در سرويس قرار گرفت ، در زمان استفاده نيز بايد آزمايشهايي انجام شود.

راهنمايي هاي لازم براي نگهداري روغن ترانس در سرويس در كتاب IEC422 ارايه شده است. آزمايشهاي روغن نياز به تجهيزات گراني دارد كه البته گراني آنها به اندازه روغني كه ممكن است خراب شده و اثرات جانبي ديگري داشته باشد ، نيست. بدون در نظر گرفتن اينكه چه نوع آزمايش مشخصي ضروري است بايد آزمايش بر روي يك نمونه مايع معيني انجام شود. نمونه گرفتن دقيق پيش نياز تمام آزمايشهاي استاندارد است.

روغن استفاده شده در انبار ممكن است تغييرات زيادي داشته باشد ، بنابراين نمونه ها بايد به سرعت آزمايش و تاريخ نگاري و يادداشت شوند. در بعضي مواقع آزمايشهاي انجام شده در محل ، نمايانگر و واقعي تر است. پاكيزگي و كنترل كيفيت در بدست آوردن نتايج قابل اطمينان اساسي است.

حالت اسيدي ( اسيديته )

اين آزمايش را مي توان آزمايش مقدار اسيد و يا مقدار خنثي ناميد. وجود اسيد در روغن نتيجه اكسيداسيون روغن در سرويس است. اسيدهاي چرب ارگانيك براي سيستم عايقي مضر بوده و مي تواند سبب خوردگي آهن هنگام وجود رطوبت در روغن شود. با افزايش مقدار اسيد نسبت فاسد شدن روغن نيز افزايش مي يابد. در حالت اسيدي توليد لجن ( رسوب ) نيز غيرقابل اجتناب است.

محتواي اسيد به عنوان اساس مقدار ميلي گرم هاي هيدرواكسيد پتاسيم ( KOH )  كه در خنثي سازي اسيد در يك گرم روغن نمونه استفاده شده ، بيان مي شود.

در گذشته كيت آزمايش نقطه نيم – مقدار ( Semi-Quantitive ) توسط بعضي استفاده كنندگان براي اندازه گيري اسيد ، استفاده مي شد ، كه اين روش بر اساس ASTMD 1902 بوده و به طور معمول در اين خصوص مورد استفاده قرار مي گرفته است. آزمايش نقطه اسيدي به وسيله چكاندن قطراتي از يك محلول اسيدي به يك قطعه كاغذ فيلتري است كه در آن رسوب كرده باشد ، سپس دو قطره از روغن به همان محل اضافه شده و در ادامه با افزايش يك قطره از يك نمايانگر ( Indi-Cator ) كه سبب تغيير رنگ شده ، يا منحني رنگهاي استاندارد مقايسه مي شود. به دليل نتايج غلط بدست آمده ، اين روش منسوخ شده است.

يك روش متناوب آلترناتيو در محل كار ( Field ) براي اندازه گيري اسيديته بر اساس ASTMD 1534  است. در اين نوع آزمايش در محل كار ، 20 ميلي متر از نمونه روغن به داخل يك سيلندر جايگزين شده و محلول نشان دهنده ( انديكاتور ) و هيدروكسيد پتاسيم به روغن افزوده شده و محلول تكان داده مي شود. بعد از ساكن شدن محلول تغيير رنگ مشاهده خواهد شد. روش نيم – كمي و اين روش نمي توانند نتايجي دقيق را مشخص كنند.

روش توصيه شده استاندارد براي اندازه گيري اسيديته يك روغن عايقي در IEC216 مشخص شده است. اين يك روش آزمايشگاهي تست اسيد ، بر اساس تيتراسيون نشان دهنده رنگ است. آزمايش شامل تركيب كردن يك مقدار از نمونه مشخص شده با محلول مناسب با افزودن يك ( نمونه ) نمايانگر و تيتراسيون با KOH به نقطه انتهايي رنگهاست كه آن را مي توان براي روغنهاي استفاده شده و استفاده نشده بكار برد. مشكل آزمايش با اين روش معني كردن تغييرات رنگ در روغنهاي تيره رنگ است. تكرار اين آزمايش براي روغن استفاده شده رنگي خيلي خوب نبوده و مشخص كردن نقطه پاياني براي اپراتور مشكل است.

مختصات مورد نياز براي اسيديته روغن استفاده نشده كمتر از 0.03mg KOH/g است.

بهرحال اين روش به حد مشخص نزديك بوده و نتايج آن ممكن است با نيازها هماهنگ نباشد. بعلاوه اشتباه انساني در اين روش و تغيير رنگ موردي است. بتازگي IEC يك گروه كاري براي تكميل آن معين كرده است.

اسيديته كل روغن ترانس استفاده شده و يا نشده را مي توان با اندازه گيري كميتي ، به وسيله استفاده از روش الكتروشيمي بدست آورد. اين روش شامل اندازه گيري PH يا ميلي ولت ( mV) محلول در درجه حرارت اتاق است. برخلاف اندازه هيدروكسيدپتاسيم الكلي كه براي خنثي كردن اسيدها ، استفاده مي شود. اين روش سريع و دقيق است و رنگ روغن هيچگونه اثري در نقطه انتهايي تيتراسيون نمي گذارد. بوسيله اتومات كردن فرايند ، خطاي اپراتوري به طور مشخص كم مي شود. اين روش به IEC توصيه شده كه مانند يك روش متناوب باري تبديل روش اندازه گيري اسيديته داده شده و در آيتم IEC296 ، بكار رود.

رطوبت

در مدت زمان سرويس يك ترانس ، رطوبت موجود بوسيله تجهيزات تنفس هوا ، پيري طبيعي ، سلولز عايقي ، اكسيداسيون روغن ، تقطير و يا موارد اتفاقي ديگر افزايش يافته و آب موجود در ورق كاغذ به ميزان 5 تا 6 درصد افزايش مي يابد.

وجود رطوبت باعث افزايش نسبي سن روغن و كاغذهاي ايزوله مي شود. كاغذهاي عايقي با يك درصد رطوبت موجود ، 10 برابر سريعتر از زمانيكه 1/. درصد رطوبت وجود دارد باعث خوردگي مي شوند. آب يك مايع قطبي است كه به سوي محيطهاي ميدان قوي الكتريكي جذب مي شود. اسيدهاي قابل حل در آب كه به وسيله اكسيداسيون روغن ، توليد شده اند با آب يا روغن باقي مانده ، كمك به بالا رفتن خوردگي محلهاي فلزي باز در ترانس ها كرده و مانند يك الكتروليز براي تقريباً تمام واكنشها عمل مي كنند.

ثبات سلولز نسبت به آب خيلي بيشتر از روغن است. آب جايگزين روغن در سلولز آغشته به روغن مي شود. اين عمل ممكن است عمر عايق مستقيم را كم و باعث خروج ترانس شود. وجود آب در روغن باعث كاهش مقاومت الكتريكي روغن مي شود. بيشترين حد مجاز آب در روغن ترانس در سرويس ، بستگي به ولتاژ ترانس و مقادير توصيه شده در IEC422 دارد. رطوبت موجود در روغن سرويس بايد به طور منظم تحت نظر قرار گيرد ( دست كم سالي يك بار ) .

در طول زمان ، روشهاي فراواني براي اندازه گيري كميت رطوبت در ميدان دي الكتريكي مورد بررسي قرار گرفته ولي تنها روشي كه از آن زمان توسعه يافت بوسيله كارل فيشر در سال 1930 ارايه شد.

آزمايش به صورت عادي در يك آزمايشگاه با تجهيزات جديد در دسترس ، انجام تيتراسيون به طور اتومات و توانايي اندازه گيري رطوبت زير يك ppm در روغن انجام شده است. اين تجهيزات به وسيله روش IEC تاييد شد و تجهيزات جديد براي انجام آناليزهاي محلي رطوبت در روغن ترانس در دسترس بوده.

مهمترين خاصيت اين دستگاه قابل حمل اندازه گير رطوبت ، حذف رطوبتي است كه ممكن است در نمونه روغن كه بايد آزمايش شود و يا در زمان آزمايش و آناليز در آزمايشگاه آلوده به رطوبت شده ، وجود داشته باشد.

ارزيابي دقيق رطوبت موجود در سلولز فقط زماني كه اطلاعات دقيق رطوبت روغن مشخص باشد ، امكان پذير است. بنابراين موضوع ، سعي در ايجاد ارتباط آب حاوي روغن در ppm به درصد غلظت آب در عايق سلولزي ، است. تخمين عملي وقتي ممكن است كه درجه حرارت بالاي روغن معين و رطوبت موجود نمونه بالاي روغن ، در ppm اندازه گيري شده باشد.

براي حفظ عمر ترانس ، دانستن درجه رطوبت در عايق جامدي ترانس براي تعيين مقدار نياز به آب زدايي يا مشخص كردن نقطه پاياني فرايند خشك كردن مهم است. تجربه بين المللي نشان داده است كه عمر عايق با آب موجود در درجه حرارت داده شده نسبت عكس دارد. آب كمتر باعث عمر بالاي ترانس مي شود.

همچنين نشان داده شده است كه اندازه مقاومت عايقي به قدر كافي براي وسايل قابل اطمينان وضعيت رطوبت در عايق جامد يك ترانس در سرويس و يا در فرايند خشك كردن مورد نياز و يا كامل شده ، حساس نيست.

آزمايشهاي ديگر

آزمايشهاي ديگر براي وضعيت عايقي ترانسها در IEC422 تيتر شده ، مدت و مشخصات آزمايش نيز به صورت استاندارد تيتر شده است. داشتن يك نماي واقعي از وضعيت روغن در سرويس و چگونگي اوضاع در داخل ترانسها بستگي به نتايج آزمايشهايي دارد كه بايد با هم انجام شوند. براي نظارت بر وضعيت روغن عايقي آزمايشهاي كشش داخلي ، فاكتور توزيع دي الكتريكي و مقاومت دي الكتريكي و مقاومتي اهميت دارد اگر چه وجود رطوبت و اسيد در روغن باعث تغييرات مشخص در آزمايشها مي شود ، اسيديته و آزمايش رطوبت براي معيين كردن خرابي روغن استفاده مي شود.

عمليات ترميم ( بهبود ) (Remedial Actions)

برخي عملياتها براي بهبود روغن در صورت اكسيده شدن و يا آلودگي به  PBC اعمال مي شود از جمله :

احياي روغن

منابع در دسترس بودن روغنهاي نفتانيك محدود است. حفاظت و نگهداري و طول عمر مايع عايقي در سرويس بسيار مهم است. احياي روغن استفاده شده ، يك روش مفيد براي نگهداري روغن است. از نظر مالي نيز اين امر مي تواند در صرفه جويي مالي نقش داشته باشد. روش استاندارد براي روغن عايقي كار كرده احياست كه شامل فيلتر كردن از طريق جذب قطبي مواد است و به Fuller`s Earth ( نوعي خاك رس مخصوص ) معروف است.

اين دستوركار به طور معمول وقتيكه اسيديته روغن به 15/. ميلي گرم KOH/g اسيد يا كشش داخلي روغن mn/m 20 برسد بكار مي رود. هنگام احياء كردن به وسيله خاك فولر ، مولكولهاي اسيدي و لجن را خارج ولي تركيبات غيراسيدي قطبي مانند الكلها ، آلدئيدها و كتونها و ... در محلول باقي مي مانند. اين محصولات كاتاليز روغن اكسيده بوده و اگر در روغن باقي بمانند وقتي روغن به سرويس برگشت داده شود آنها مي توانند نرخ اكسيداسيون را تسريع كنند.

از مضرات اين سيستم احياء ، جدا از پايين بودن كيفيت احياء اين است كه فقط مي توان يك بار از روش خاك فولر استفاده كرد. بعد از آن اشباع شده و بايد مانند يك دورريز زايد شيميايي با روغن و محصول اكسيداسيون موجود در داخل آن دور ريخته شود. براي هر 5 تا 15 ليتر روغن از 5/. كيلوگرم فولر خاك استفاده مي شود. اين روش نياز به مقدار مشخص خاك فولر ، دارد كه با نوع جديد دوباره پر شود كه اين امر باعث بالا رفتن قيمت احياء مي شود. بنابراين احياي روغن ، جذابيت و جنبه اقتصادي خود را از دست مي دهد. خاك مصنوعي را مي توان به جاي خاك فولر استفاده كرد كه مي تواند دوباره بازپرورش شده و براي سالها استفاده شود. كيفيت روغن احياء ، با نوع جديد قابل مقايسه است.

فعال كردن مجدد خاك استفاده شده در نيروگاه احياي سيال ، به طور خودكار توسط ستونهاي صافي انجام مي شود. براي كنترل آلودگي گازهاي آلوده از سيكل احياسازي ، بوسيله فيلتر كردن ، گاز تميز مي شود. در اين سيستم رعايت كمترين حد دورريز طوري است كه تمام آلودگيها در زمان سيكل احياسازي از خاك گرفته شده و به صورت قطعات اشباع كوچك روغن در مي آند ( كمتر از 1/. درصد روغن تحت عمل ) .

سيستم را مي توان در روغن داخل تانك مورد استفاده قرار داد. در مدتي كه تانك ترانس در بعضي مواقع تحت انرژي ترانسها است اين عمل منافع زيادي دارد. از جمله اينكه نياز به خارج كردن ترانس از مدار نبوده و نيازي به انتقال يا دور ريختن روغن قديمي نيست.

اين روش شامل سيركولاسيون روغن از ترانس به واحد احياء و برگشت دوباره به ترانس است. اين فرايند به طور پي در پي براي يك زمان معين انجام مي شود تا روغن در ترانس به حالت رضايت بخش برسد. استفاده از اين روش براي افزايش طول عمر ترانس قدرت است. روش مشابهي براي استفاده از ترانسهاي لجن گرفته وجود دارد. اثر جدي رخداد لجن وقتي است كه جذب سلولزها شوند كه مي تواند باعث چروك خوردگي و افت بازده حرارتي شود. در اين صورت افتهاي ترانس باعث قابليت جذب شوك بارگيري مي شود. لجن گرفتگي به مرور زمان اتفاق مي افتد. يك نسبت بين مقاومت داخلي روغن ، اسيديته و محتوي لجن وجود دارد. لجن در هيدروكربنهاي نفتانيك قابل حل است. روغن عايق نفتانيك داغ مي تواند رسوبات لجن در داخل ترانس را حل كند.

درجه حرارت روغن استفاده شده براي لجن زدايي بايد 80 درجه سانتي گراد باشد ( نقطه سمي ) تا لجنهاي چسبيده را حل كند كه مي توان با سيركولاسيون روغن تميز داغ به بالاي ترانسفورماتور به آن دست يافت. روغن آلوده سپس از ته تانك ترانسفورماتور خارج و روغن احياء شده از بالاي ترانسفورماتور وارد مي شود. براي به بيشترين حد رساندن منافع اين فرايند بايد در ترانس تحت انرژي اين عمل صورت گيرد. بايد توجه داشت كه روغن جايگزين مناسبي براي اين مواقع نيست. روغن اكسيده شده موجود در سلولزها پس از خروج روغنهاي جديد را در زمان كوتاه آلوده مي كند. حتي يك مقدار بسيار كم از روغن اكسيده شده جمع شده مي تواند ، مقدار زيادي از روغن را آلوده كند.

رطوبت زدايي از ترانس

براي اطمينان از سيستم عايق ترانس ، بايد مقدار خشكي سيستم اندازه گيري شود. اين امر بخصوص براي ترانسهاي ولتاژ بالا مهم است كه در كمترين حد آلودگي رطوبتي در سرويس نگهداري شود و در مواقع بروز آلودگي بايد تا حد ممكن رطوبت آن را خارج كرد.

زمان شكل گيري رطوبت در ترانسفورماتور را نبايد تخمين زد. رطوبت را مي توان به چند طريق خارج كرد. روش عمومي خشك كردن عملي از طريق روش حرارتي و يا خلاء است كه در كارگاه كارخانه ها و يا در محل انجام مي شود.

عمليات از بين بردن روغن

وقتي كه روغن ترانسفورماتور طوري خراب شد كه از نظر اقتصادي احياي آن ديگر به صرفه نبود و يا امكان سوزاندن و استفاده مجاز ديگري از آن نبود ، بايد طبق مقررات و قوانين دولت اقدام به دور ريختن و نابود كردن آن كرد.

ارزيابي آماري سوانح برق

نادر گلستاني دارياني 

دفتر برنامه‌ريزي شركت توانير

چكيده: امروزه كاربرد فراوان نيروي برق، عموم مردم و بويژه برقكاران و كارگران صنايع مختلف را در معرض مخاطرات جدي قرار داده است. شمار قربانيان و آسيب‌ديدگان سوانح برق با توجه به رشد توليد نيروي برق و كثرت وسايل برقي درخانه‌ها و كارخانجات پيوسته رو به افزايش است. آمار و ارقام كشورهاي مختلف جهان از جمله ايران نسان مي‌دهد، كه شمار زيادي از حوادث كارخانه‌‌‌‌‌ها ناشي از برق گرفتگي است. در اين مقاله ضمن ارزيابي آماري سوانح برق به نقش سن و استعداد به حادثه اشاره خواهد شد. شرح مقاله:‌ آمار حوادث كار در ايران بخوبي نشان مي‌‌دهد كه روزانه دهها حادثه ناگوار در خانه‌ها و كارخانه‌ها روي مي‌دهد. حوادثي مانند برقگرفتگيهاي مرگبار و غير مرگبار ناشي از نواقص فني تجهيزات و وسايل برقي، آتش‌سوزي، انفجار‌‌سيلندر گاز و جز اينها. و هر روز بخشي از اين حوادث در روزنامه‌‌‌ها گزارش مي‌شوند و به آگاهي مردم مي‌رسند. متأسفانه اغلب مشاهده مي‌شود تا حادثه‌اي رخ ندهد و ضايعه‌اي به بار نيايد، به دستورها و توصيه‌هاي ايمني و بكار بستن تدابير ايمني و حفاظتي توجه چنداني نمي‌شود. به عبارت ديگر، با مسئله ارزشمند ايمني، برخورد جدي صورت نمي‌پذيرد. و تنها وقتي بدان توجه مي‌شودكه نتيجه و سودي ندارد. گفتني است كه كاستيهاي آمار حوادث كار در ايران بسيار است. و افزوده مي‌شود كه تشخيص اين كاستيها و جبران آنها مي‌تواند در گسترش و اشاعه دانش و فرهنگ ايمني نقش عمده‌اي را ايفا نمايد. كاستيهاي آمار حوادث كار در ايران را مي‌توان بصورت زير دسته‌بندي نمود:   فقدان آمارهاي درست و واقعي از تعداد سوانح و حوادث كار موجب مي‌شود، كه بعد و ميزان فاجعه دقيقاً‌ شناخته نشود، و مسئله مهم برنامه‌ريزي در جامعه با مشكلات زيادي روبه‌رو شود. به نظر مي‌رسد، عدم آگاهي و اطلاعات ناقص و پراكنده يكي از دلايل عمده كم توجهي نسبت به مسئله ايمني است. يكي ديگر از تنگناها، مشخص نبودن مسئوليت نظارت بر اجراي دستورهاي ايمني از سوي سازمانهاي مختلف جامعه است. اين مسئله باعث شده كه مردم جايگاه ايمني را در جامعه درست نشناسند و ندانند كه نظارت بر اجراي اين نوع دستورهاي كار وظيفه كدام سازمان است. واقعيت اين است كه در ارتباط با مسئله ايمني، كارو تلاش جدي صورت نمي‌گيرد و نظارت درستي در هيچيك از سطوح جامعه وجود ندارد. به منظور فراهم ساختن خانه و كارخانه ايمن شايسته است كه دست‌اندركاران و مسئولان بكوشند تا دانش و فرهنگ ايمني در جامعه شناسانده و آموزانيده شود. فرهنگ ايمني مي‌يابد به خانه‌هاي مردمان راه يابد و در مراكز آموزشي به دانش آموزان و دانشجويان به گونه‌اي روشمند آموزانيده شود. در ايران، آمارهاي وزارت كار، بويژه آمار حوادث كار در سال 1369 بخوبي نسان مي‌دهد، كه حوادث كار عمدتاً از جانب افرادي است در محدوده سني از 24 تا 34 سال،‌ و همين آمار نشان مي‌دهد كه علت اصلي بروز حوادث كار ناآگاهي و بي احتياطي افراد بي‌سواد و كم سواد است. در آمارهاي وزارت كارآمده است،‌كه درسخواندگان بويژه دارندگان دانشنامه ليسانس و بالاتر از آن، بندرت در بروز سوانح كار نقش داشته‌اند  . 1-    سوانح برق در رابطه با تماميت حوادث كار در ايران: جدول1، حوادث ناشي از كار را در سال 1369 بر حسب شمار آسيبديدگان و عامل اصلي ايجاد حادثه به تفكيك ادارات كل كارو امور اجتماعي نشان مي دهد. درجدول1، آمار برقگرفتگي در شهرها و استانهاي مختلف ايران به ترتيب نزولي تنظيم شده است. همانگونه كه پيداست سوانح برق عمدتاً در تهران رخ داده است. شمار آسيبديدگان  كل حوادث كار در تهران 402 نفر گزارش شده است. كه از شمار آسيبديدگان حوادث كار در شهرها و استانهاي ديگر بيشتر است. در سال 1369 ، 5 مورد از حوادث كار مربوط است به نابسنده بودن نور محيط كار، بنابراين رعايت شدت روشنايي استاندار، بويژه در محيطهاي جدي مانند كارخانه‌ها الزامي است. و ياد‌آور مي‌شود كه شدت روشنايي غير استاندار و نابسنده صد در صد در كاهش اشتياق به كار موثر مي‌باشد. در سال 1369 ، نزديك به 170 مورد حادثه برقگرفتگي گزارش شده است. و افزوده مي‌شود كه 208 مورد از حوادث ثبت شده مربوط به (نا هوار بودن زمين ) بوده است . فزون بر آن آمار حوادث مربوط به وسايل و افزار دستي و داربستها و نردبانها نيز قابل توجه است. 2-  آمار سوانح برق در ايران ازسال1364 تا 1370 : بنابر گزارشهاي اداره كل بازرسي كار وزارت كار و گزارشهاي مدون سازمان تأمين اجتماعي شمار آسيبديدگان ناشي از برقگرفتگي در سالهاي مختلف به شرح زير مي‌باشد (جدول 2). در ايران، تا سال 1367 نمودار آمار برقگرفتگي افت و خيز زيادي نداشته و احتمال مي‌رود كه در زمان جنگ، مردم توصيه‌هاي ايمني را بيشتر رعايت كرده باشند. نمودار 1 ، نشان مي‌دهد كه با پايان يافتن جنگ، آمار سوانح برق نيز ناگهان افزايش مي‌يابد، يادآور مي‌شود كه در سال 1369 نزديك به 30% حوادث از كل حوادث كار مربوط به برقگرفتگي بوده است. در اينجا خاطر نشان مي‌سازد كه وزارت كار، سوانح برق مربوط به ساختمانهاي مسكوني را ثبت نكرده است. فزون بر آن، درمورد سوانح برق در سطوح مختلف ولتاژ با در نظر گرفتن نوع كار و محل كار و تجهيزات برق، آمار وارقام دسته‌بندي شده در وزارت كار مطلقاً وجود ندارد. با توجه به آنچه گفته شد، شمار سوانح برق نسبت به كل حوادث كار در ايران از 30% هم بيشتر است. بعلاوه، اگر شمار سوانح برق در ساختمانهاي مسكوني را ناديده بگيريم، با وجود اين، از هر سه حادثه‌اي كه رخ مي دهد، يك حادثه « برقگرفتگي» است.      

 

 

3- نقاط ثقل كثرت سوانح برق:

در محدوده فشار ضعيف تقريباً 25% سوانح برق مربوط به كارخانه‌ها و تأسيسات كوچك و بخش توزيع نيروي برق است. نزديك به 17% سوانح برق مربوط به كارخانه‌هاي سازنده ماشينها و وسايل الكتريكي و كارخانه‌هاي ماشين‌سازي است. 7% سوانح برق مربوط است به نيروگاهها و نزديك به  4% سوانح برق مربوط است به ساختمانهاي بلند (جدول3) . در جدول 3 ، اعداد داخل پرانتز سوانح مرگبار را نشان مي‌دهد  .

 

 

 

 

 

 

4- وضعيت كار (نوع فعاليت، كارگاهها، وسايل برقي سهيم در بروز سوانح) :

سوانح برق در حوزه فشار ضعيف مربوط به افراد عادي و غير متخصص، بيشتر به علت نقص در سيم رابط و سايل برقي خانگي رخ داده است. سوانح برق در محدوده فشار ضعيف مربوط به متخصصان برق به علل زير روي داده است: تغيير و توسعه، تعمير و آزمايش و اندازه‌گيري وسايل و تجهيزات بر قدار در پستهاي برق و كارخانه‌ها و كارگاهها. پاره‌اي از حوادث فقط و فقط به علت كار كردن غير مجاز و خودسرانه روي داده است. و برخي از سوانح مرگبار نيز به علت كاركردن در نزديكي تجهيزات برقدار رخ داده است (جدولهاي4 و 5 و 6) .

1-4- فراواني سوانح: سوانح مرگبار كارخانه‌ها و پستهاي توزيع نيروي برق را با سهميه نزديك به 20% به عنوان نخستين نقطه ثقل فراواني سوانح برق مي‌توان نام برد (جدول5)

فزون بر آن، سوانح مرگبار ناشي از دستگاههاي الكتروموتوردار و افزارهاي برقي را با سهميه نزديك به 15% به عنوان يك ديگر از نقاط ثقل فراواني سوانح برق مي‌توان نام برد (جدول 6) .

  

 

 

 5- نقش سن در ميزان سوانح برق:

جدول 7، توزيع حوادث ناشي از كار را برحسب گروه سني نشان ميدهد. بر اساس اين جدول بيشترين تعداد حادثه مربوط به گروه سني 25 تا 29 سال است. با توجه به آنكه شماركارگران در گروه سني25 تا 29 سال از ساير گروههاي سني بيشتر نيست، ممكن است اين امر مربوط به عدم مهارت كافي كارگران در كار تخصصي خود و يا بي‌احتياطي و بي‌اعتنايي به دستورهاي ايمني باشد. بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه كار آموزي كارگران در زمينه كار تخصصي و مسائل ايمني پيش از شروع به كار از ضروريات است و در ميزان كاهش حوادث مي‌تواند موثر باشد. نمودار 2، توزيع آسيبديدگان را در گروههاي مختلف سني در پايان سال 1365 نشان مي‌دهد.

 

 

 

 

 

نمودار (2)- توزيع آسيب ديدگان در گروههاي مختلف سني در پايان سال 1365

  

6- مسئله استعداد به حادثه: 

اساساً هر فردي در ايجاد حادثه استعداد ثابت و معيني دارد. و عامل انسان     (human  factor ) براي هر فرد، كميت ثابتي است. در زمينه استعداد به حادثه مقايسه‌هاي مختلفي را مي‌توان انجام داد، مثلاً‌ اگر آمار حوادث مربوط به دو گروه سني 20 تا 25 سال و 30 تا 35 سال را بايكديگر بسنجيم، در مي‌يابيم كه گروه سني 20 تا 25 سال در ايجاد حوادث به مراتب مستعدترند. بنابراين،‌ از ديدگاه روانشناسي مي‌توان گفت كه «جواني» مي‌‌تواند يكي از عوامل ايجاد حوادث باشد. سنجش و مقايسه ديگر آنكه افراد عصبي و مبتلا به ناراحتيهاي روحي نسبت به افراد سالم در ايجاد حادثه مستعدترند . در بررسي فراواني سوانح، همچنين مي‌توان افراد مبتلا به بيماريهاي مشخص و معلولين را با يكديگر مقايسه كرد.

بطور كلي هنگام سنجش و مقايسه، طيف خصوصيات افراد مستعد به حادثه و افراد غير مستعد بسيار گسترده است. سه گروه از چنين خصايصي را مي‌توان با هم سنجيد: پريشاني حواس يا حواس پرتي قبل از بروز حادثه، حالات و خصوصيات روحي و جسمي هنگام بروز حادثه و رفتار فرد هنگام آزمايش معين.

پاره‌اي از خصوصيات در بسياري از افراد يكسان است، مانند: سن، جنسيت يا موقعيت خانوادگي، آشكار است كه زنان نسبت به مردان در ايجاد حادثه كمتر مستعدند، و بي شك زنان محتاطترند و سطح تخطي و تخلف نيز در آنان كمتر است. پزشكان معتقدند كه اين دو مورد ذاتي و هورموني (Hormonal) است. زن، اساساً رفتاري كم خطا دارد.

پژوهشهاي مانهايمر (Manheimer) وملينگر (Mellinger) در سال 1967 و تحقيقات راينهارت (R einhart) در سال 1977 نشان مي‌دهد كه محروميتهاي دوران كودكي مي‌تواند در جواني به درجه خلافكاري زياد، بي‌نظمي و بي‌‌‌انظباطي و تخلفاتي، كه قوياً باكثرت حوادث در ارتباط مي‌باشد، بيانجامد    .

پژوهشهاي اسكوري (Schori) وجونز(Jones) در سال 1977 نشان مي‌دهد كه افراد سيگاري نسبت به افراد غير سيگاري حوادث بيشتري را بوجود آورده اند. بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه افراد سيگاري نسبت به افراد غير سيگاري در ايجاد حوادث مستعدترند.

 

8- نتيجه:

شمار سوانح برق براي نمونه در كشور آلمان ازسال 1969 تا 1979 تقريباً 19% كل حوادث كار بوده است. گفتني است كه درايران، شمار سوانح برق در سال 1369 نزديك به 30% كل حوادث كار بوده است. و اين رقم در مقايسه با آمار سوانح برق آلمان، كه شبكه برق آن با آهنگ تندتري روبه گسترش است، نگران كننده است بمنظور تقليل حوادث برق گرفتگي توصيه‌هاي زير مي‌تواند تا حدودي زيادي موثر باشد.

كاربرد گسترده كليد خودكار ايمني براي كاهش شمار برقگرفتگيهاي مرگبار و غير مرگبار در خانه‌ها و كارخانه‌‌ها، بيمارستانها، ديگر ساختمانهاي مسكوني حقيقتاً از اهم اقدامات ايمني است. بنابراين براي جلوگيري از خطرات جاني و ممانعت از سوختن وسايل برقي و تبديل خانه و كارخانه پرمخاطره امروزه به خانه و كارخانه ايمن فردا، كاربرد گسترده اين كليد جداً توصيه مي‌شود.

-  آموزش پرسنل، بويژه كارگران قبل از آغاز به كار

-  استانداردكردن و كنترل مرغوبيت وسايل برقي

- رعايت دقيق تدابير ايمني و مقررات مصوبه كانونهاي مهندسي برق

- سود جستن از ترانسفورماتورهاي ايمني (مانند ترانسفورماتور فشا ركم حفاظتي، ترانسفورماتور جداكننده و جز اينها)

- نصب تابلوهاي هشدار دهنده با رنگهاي مورد تأييد مؤسسات استاندارد‌گذاري در محلهاي مناسب

و اما سزاوار نيست كه علت اصلي سوانح برق را فقط در « تكنيك» جستجو كنيم، خوب است در علت بي‌احتياطي خود نيز اندكي انديشه كنيم.

   

    منابع:

1-     آمارهاي حوادث كار، وزارت كار، سال 1369

2-     2-      Der Elektrounfall, hagg. Von k.brinkmann und H.schaefer, springerverlag, heidelberg, 1982

3-     3-     Abbott 1978, kastrup et al. 1978; Der Elektrounfall.

4-     4-     Atherley 1977; D’Allones 1965; hagger und Dax 1977; Koranyi 1977; smaet und schmidt 1962.

5-     5-     Manheimer; mellinger, (1967) personality characteristics of the child accident repeater . child Dev 38: 491-513.

6-     6-     Schori; Jones, (1977) the effect of smoking on risk-taking in a simulated passing task. Hum Factors 19: 37-45.

 

آلودگي‌ هواي‌ منتشر از نيروگاه‌هاي‌

دكتر منصور غياث‌الدين‌ ـ مهندس‌ ناصر بازرگان‌

مركز تحقيقات‌ نيرو

ايران

 

واژه‌هاي‌ كليدي‌ ـ آلودگي‌ هوا ـ نيروگاه‌ ـ سوخت‌ فسيلي‌ ـ محيط زيست‌

 

چكيده‌

نياز روز افزون‌ جهان‌ و به‌ خصوص‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ به‌ انرژي‌ برق‌ توسعه‌ نيروگاه‌ را طلب‌ مي‌كند كه‌ اين‌ امر طي‌سالهاي‌ اخير بسيار پرشتاب‌ بوده‌ است‌.بديهي‌ است‌ همسو با افزايش‌ نيروگاه‌ها سوخت‌هاي‌ فسيلي‌ به‌ خصوص‌ نفت‌ كوره‌ كه‌مهمترين‌ تأمين‌ كننده‌ نياز سوخت‌ نيروگاه‌ها است‌ افزايش‌ يافته‌، به‌ طوري‌ كه‌ در سال‌ 1373 بيش‌ از 90 درصد از برق‌ توليدي‌در كشور از طريق‌ نيروگاه‌هاي‌ حرارتي‌ بوده‌ و فقط 7/9 درصد از انرژي‌ ابي‌ استفاده‌ شده‌ است‌.

بدين‌ ترتيب‌ نيروگاه‌هابزرگترين‌ مصرف‌ كننده‌ سوخت‌هاي‌ سنگين‌ مي‌باشند.وجود گوگرد كه‌ غلظت‌ آن‌ در نفت‌هاي‌ ايران‌ 5/2 تا 5/3 درصدمي‌رسد و حدود 0/26 درصد ازت‌ بانضمام‌ ازت‌ موجود در هوا و شرايط احتراق‌، اكسيدهاي‌ گوگرد و ازت‌ را توليد و انتشارمي‌دهد، علاوه‌ برآن‌ منوكسيدكربن‌ و هيدروكربنهاي‌ ناشي‌ از احتراق‌ ناقص‌ بانضمام‌ ذرات‌ معلق‌ و دوده‌ از جمله‌ ديگرآلاينده‌هاي‌ هوا هستند كه‌ در محيط انتشار مي‌يابد با اين‌ حال‌ شايد يكي‌ از مشكلاتي‌ كه‌ امروزه‌ به‌ نيروگاه‌هاي‌ با سوخت‌فسيلي‌ مربوط مي‌شود دي‌اكسيدكربن‌ مي‌باشد كه‌ اثرات‌ آن‌ در نيروگاه‌هاي‌ با سوخت‌ فسيلي‌ كشور از نظر انتشار تغيير اقليم‌هم‌ اكنون‌ مشهود است‌.در اين‌ مطالعه‌ اعم‌ آلاينده‌ها مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ و در چندين‌ نوبت‌ اندازه‌گيري‌ گازهاي‌ خروجي‌از دودكش‌ اندازه‌گيري‌ شده‌ است‌.دامنه‌ انتشار ايت‌ آلاينده‌ها و اثرات‌ آنها بر سلامت‌ انسان‌ و محيط زيست‌ مورد بحث‌ قرارگرفته‌ است‌.آنچه‌ بعنوان‌ نتيجه‌ مي‌توان‌ بيان‌ كرد اين‌ است‌ كه‌ انتشار آلاينده‌هائي‌ چون‌ اكسيدهاي‌ ازت‌ و گوگرد تقريباًدر كليه‌نيروگاه‌هاي‌ با سوخت‌ مايع‌ كشور بيش‌ از حد استاندارد مي‌باشد و در نيروگاه‌هاي‌ گاز سوز نيز مشكل‌ انتشار اكسيدهاي‌ ازت‌وجود دارد.در پايان‌ اين‌ مطالعات‌ راه‌ حلهائي‌ نيز براي‌ كاهش‌ اثرات‌ آلاينده‌ها بر محيط زيست‌ پيشنهاد شده‌ است‌.

 سرآغاز

فعاليت‌هاي‌ بشر براي‌ تامين‌ امكانات‌ رفاهي‌ و تامين‌ نيازهاي‌ زندگي‌ و بالاخره‌ بهبود كيفيت‌ زيستي‌ بطور مستقيم‌ وغيرمستقيم‌ بر محيط زيست‌ اثر گذاشته‌ و چنانچه‌ چاره‌ انديشي‌ نشود در دراز مدت‌ و شايد هم‌ ميان‌ مدت‌ نه‌ تنها كيفيت ‌زندگي‌ را بهبود نبخشد بلكه‌ آن‌ را به‌ نابودي‌ بكشاند.توليد برق‌ به‌ خصوص‌ با استفاده‌ از سوختهاي‌ فسيلي‌ نمونه‌اي‌ از اين‌ فعاليتها و يا توسعه‌ زير بنايي‌ است‌ كه‌ آلودگي‌هاي‌ زيادي‌ را وارد محيط زيست‌ مي‌نمايد و تخريب‌ آن‌ را باعث‌ مي‌گردد. بطوركلي‌ مي‌توان‌ گفت‌ توسعه‌ به‌ قول‌ دكتر ماهلر اگر در برنامه‌ توسعه‌ بهداشت‌ و محيط زيست‌ فراموش‌ شود همه‌ چيز فراموش‌شده‌ است‌ (1) زيرا زندگي‌ در محيط زيست‌ ناسالم‌ بسيار ملال‌آور خواهد بود.سالانه‌ صدها هزار نفراز ساكنين‌ كره‌ زمين‌ و به‌خصوص‌ در شهرهاي‌ صنعتي‌ از سرطان‌هاي‌ مرتبط با آلودگي‌ هوا جان‌ مي‌سپارند.صدها هزار نفر از بيماريهاي‌ برونشيت‌، آمفيزم‌ و ساير بيماريهاي‌ تنفسي‌ رنج‌ مي‌برند. (2) هزاران‌ هكتار از جنگلهاي‌ آلمان‌، كانادا و ساير نقاط جهان‌ در اثر گازهاي ‌اسيدي‌ منتشره‌ از صنايع‌ و عمدتاً نيروگاه‌ها نابود شده‌ يا رو به‌ نابودي‌ مي‌روند.(3و 4)در چنين‌ شرايطي‌ جلوگيري‌ از آلودگي‌هوا يا بهتر بگوييم‌ كنترل‌ آلاينده‌ها امري‌ ضروري‌ و اجتناب‌ناپذير مي‌نمايد.

مهمترين‌ آلاينده‌هاي‌ هوا منتشره‌ از نيروگاه‌ها از نظر اثرات‌ فوري‌ و محلي‌ دي‌ اكسيد گوگرد و اكسيدهاي‌ ازت‌ و ذرات‌ هستند و از نظر اثرات‌ جهاني‌ دي‌ اكسيد كربن‌ مي‌باشد.

 دي‌اكسيد گوگرد (SO2)

تقريباً 100 درصد گوگرد موجود در سوخت‌ مايع‌ مصرفي‌ نيروگاهها كه‌ بين‌ 5/2 تا 5/3 درصد در سوخت‌هاي‌ ايران‌ است‌ تبديل‌ به‌ SO2 مي‌شود. به‌ عبارت‌ ديگر هر كيلوگرم‌ گوگرد موجود در سوخت‌ 2 كيلوگرم‌ SO2 توليد مي‌نمايد و استاندارد  SO2 در هواي‌ آزاد براي‌ ميانگين‌ 24 ساعته‌ 260 ميكروگرم‌ در متر مكعب‌ است‌.

مقادير بيشتر با توجه‌ به‌ غلظت‌، باعث‌ تحريك‌ مجاري‌ فوقاني‌ تنفسي‌، تحريك‌ و تورم‌ ريه‌ها، كاهش‌ DNA  و تغييرات‌كروموزومي‌ مي‌شود.

ضمناًدر محيطي‌ كه‌ SO2وجود داشته‌ باشد لنفوسيت‌ها از بين‌ مي‌روند و مقاومت‌ بدن‌ در برابر بيماريهاي‌ عفوني‌ كاهش ‌مي‌يابد مقدار 2قسمت‌ در ميليون‌ دي‌اكسيد گوگرد براي‌ بسياري‌ از گياهان‌ سمي‌ است‌ و دي‌اكسيد گوگرد در هوا بهSO2اكسيد شده‌ و بصورت‌ باران‌ اسيدي‌ به‌ زمين‌ باز مي‌گردد، كه‌ اين‌ پديده‌ اكنون‌ با تغييرPHدرياچه‌ها و رودخانه‌ها زندگي‌ آبزيان‌را به‌ خطر انداخته‌ و با بارش‌ بر جنگل‌ها و مزارع‌ كشاورزي‌ خسارات‌ اقتصادي‌ زيادي‌ به‌ بار آورده‌ است‌. از اثرات‌ ديگر آن ‌خوردگي‌ فلزات‌ به‌ خصوص‌ در خود نيروگاه‌ را مي‌توان‌ ذكر كرد.

اكسيدهاي‌ ازت‌

استاندارد اكسيدهاي‌ ازت‌ براي‌ ميانگين‌ 24 ساعته‌ تعريف‌ نشده‌ ولي‌ ميانگين‌ سالانه‌ 05/0 قسمت‌ در ميليون‌ مي‌باشد، دي‌اكسيد ازت‌ در ششها تبديل‌ به‌ نيتروزامين‌ كه‌ يك‌ ماده‌ سرطان‌زا مي‌باشد مي‌گردد و يا وارد خون‌ شده‌ بيماري‌ خوني‌Methemoglobinemiaرا باعث‌ مي‌گردد بطور كلي‌ دي‌اكسيد ازت‌ يك‌ محرك‌ قسمتهاي‌ تحتاني‌ ريه‌ بوده‌ و ايجاد تورم‌ درريه‌ها مي‌نمايد و ضمناً ماكروفاژها را مهار كرده‌ و مقاومت‌ بدن‌ را در برابر بيماري‌ها ضعيف‌ مي‌كند. اكسيدهاي‌ ازت‌ درچرخه‌ واكنشهاي‌ فتوشيميايي‌ توليد، اوزن‌، PANو اسماگ‌ مي‌نمايد كه‌ هم‌ براي‌ سلامت‌ انسان‌ و هم‌ گياهان‌ مضر مي‌باشد.

دي‌اكسيد كربن‌

هر چند از نظر محيط زيست‌ و بهداشت‌ در واكنش‌ احتراق‌ هر چقدر دي‌اكسيد كربن‌ بيشتري‌ توليد شود بهتر است‌ ولي ‌بهرحال‌ دي‌اكسيد كربن‌ از جمله‌ گازهاي‌ گلخانه‌اي‌ شناخته‌ شده‌ مي‌باشد كه‌ به‌ علت‌ افزايش‌ غلظت‌ آن‌ طي‌ پنجاه سال‌ اخير بين‌ 6/0 تا 1 درجه‌ سانتي‌گراد به‌ ميانگين‌ دماي‌ كره‌ زمين‌ افزوده‌ شده‌ است‌. (6) در مورد اثر تغيير دما همين‌ نكته‌ كافي‌ است‌ كه‌ بافقط 6 درجه‌ سانتي‌گراد دوران‌ يخبندان به‌ بين‌ يخبندان‌ تبديل‌ شده‌ است‌ تا زماني‌ كه‌ انرژيهاي‌ جانشين‌ مانند خورشيد، باد،زمين‌ گرمايي‌ و امواج‌ دريا به‌ بهره‌برداري‌ كامل‌ نرسد استفاده‌ از سوختهاي‌ فسيلي‌ و انتشار هر چه‌ بيشتر دي‌اكسيد كربن‌ غيرقابل‌ اجتناب‌ است‌.تنها كمكي‌ كه‌ مي‌توان‌ انجام‌ داد استفاده‌ بهينه‌ از انرژي‌ و در نتيجه‌ صرفه‌ جويي‌ در مصرف‌ مي‌باشد.

استفاده‌ از نيروگاه‌هاي‌ سيكل‌ تركيبي‌ يكي‌ از اقدامات‌ مؤثر در جهت‌ كاهش‌ مصرف‌ در نيروگاه‌ و در نتيجه‌ توليد CO2 مي‌باشد.

با توجه‌ به‌ آنكه‌ اشاره‌ شد بخش‌ محيط زيست‌ مركز تحقيقات‌ نيرو طي‌ يك‌ برنامه‌ مدون‌ ظرف‌ سه‌ سال‌ آلودگيهاي‌ منتشره‌ از نيروگاه‌هاي‌ كشور را بررسي‌ نموده‌ است‌ كه‌ در اينجا چكيده‌ بخشي‌ از اين‌ مطالعه‌ كه‌ مربوط به‌ آلودگي‌ هوا مي‌باشد به‌ اطلاع‌ خواهد رسيد.

روش‌ تحقيق‌

محل‌ بررسي‌ تقريباً كليه‌ نيروگاه‌هاي‌ حرارتي‌ اعم‌ از بخاري‌ يا توربين‌هاي‌ گازي‌ مي‌باشد كه‌ آلاينده‌ها هم‌ در گاز خروجي‌ وهم‌ در محيط اطراف‌ اندازه‌گيري‌ شدند.

 روش‌ اندازه‌گيري‌

اندازه‌گيري‌ آلاينده‌هاي‌ گاز خروجي‌ دودكش‌ با استفاده‌ از Stack Analyser Testo -350  مجهز به‌ سنسورهاي‌ الكتروشيميايي ‌براي‌ گازهاي‌ O2, CO2, CO, SO2, NO2 و NO فشار گاز و براي‌ سرعت‌ گاز خروجي‌ از Pitot tube استفاده‌ شد وسنجش‌ دماي‌ گاز با استفاده‌ از سنسور Testo انجام‌ گرفته‌ است‌ و اندازه‌گيري‌ آلاينده‌ها در محيط اطراف‌ با روش‌هاي ‌شيميايي‌ مندرج‌ در ASTM صورت‌ گرفته‌ (9) و براي‌ محاسبه‌ پراكندگي‌ آلاينده‌ها از مدل‌ گوس‌ و نرم‌افزار Screen استفاده‌شده‌ است‌.

يافته‌ ها

هم‌ اكنون‌ در كشور ما 34نيروگاه‌ حرارتي‌ در شبكه‌ برق‌ سراسري‌ روزانه‌ 5887ميليون‌ ليتر مازوت‌ و 12541 ميليون‌ مترمكعب‌ گاز طبيعي‌ و 1151 ميليون‌ ليتر گازوئيل‌ مصرف‌ مي‌كنند و سالانه‌ 1365 كيلووات‌ ساعت‌ براي‌ هر هموطن‌ برق‌ توليدمي‌نمايند. در بين‌ نيروگاه‌هاي‌ مطالعه‌ شده‌ 8 نيروگاه‌ كه‌ از سوخت‌ مازوت‌ استفاده‌ مي‌نمايند غلظت‌ دي‌اكسيد گوگرد درگازهاي‌ خروجي‌ آنان‌ با توجه‌ به‌ گوگرد بالاي‌ مازوت‌هاي‌ مصرفي‌ بيش‌ از استانداردهاي‌ رايج‌ است‌.

ولي‌ چنانچه‌ به‌ استاندارد اوليه‌ پيشنهادي‌ سازمان‌ حفاظت‌ محيط زيست‌ ايران‌ مقايسه‌ شود فقط 6 نيروگاه‌ از حد مجاز 800 قسمت‌ در ميليون‌ تجاوز نموده‌ است‌.

ضمناً بر اساس‌ ضريب‌ انتشار بدست‌ آمده‌ در اين‌ پژوهش‌ مقدار SO2تخليه‌ شده‌ توسط نيروگاه‌ در هواي‌ ايران‌ به‌ 547500 تن‌ در سال‌ بالغ‌ مي‌شود. بديهي‌ است‌ اين‌ مقدار همراه‌ با آنچه‌ از طريق‌ ساير صنايع‌ وارد جو مي‌شود مي‌تواند خسارات‌اقتصادي‌ زيادي‌ را بر محيط زيست‌ وارد آورد.

همچنين‌ 6 نيروگاه‌ كه‌ در بين‌ آنها نيروگاه‌هاي‌ گازسوز نيز ديده‌ مي‌شود بيش‌ از حد استاندارد 135گرم‌ به‌ گيگاژول‌ انرژي‌ورودي‌ اكسيدهاي‌ ازت‌ وارد هوا مي‌نمايد بايد اضافه‌ نمود كه‌ استاندارد ملي‌ براي‌ NOX خروجي‌ هنوز مشخص‌ نشده‌ است‌.برآورد NOX تخليه‌ شده‌ در ايران‌ از طريق‌ دودكش‌ نيروگاه‌ها به‌ 147450 تن‌ در سال‌ ميرسد ميزان‌ CO2 در گاز خروجي‌بين‌ 3 تا 15 درصد اندازه‌گيري‌ شده‌ است‌ كه‌ دقيقاً با توجه‌ به‌ تنظيم‌ نسبت‌ هوا به‌ سوخت‌ متغير بوده‌ است‌ به‌ عبارت‌ ديگرغلظت‌ CO2 عكس‌ غلظت‌ CO مي‌باشد. طبق‌ محاسبات‌ انجام‌ شده‌ در شرايط استيوكيومتري‌ با احتراق‌ هر كيلوگرم‌ مازوت‌ 55/1 كيلوگرم‌ CO2 و هر متر مكعب‌ گاز طبيعي‌ 98/1 متر مكعب‌ CO2 توليد مي‌نمايد كه‌ با توجه‌ به‌ دماي‌ متوسط گاز خروجي‌ (60 درجه‌ سانتي‌گراد) جمعاً با مصرف‌ مازوت‌ و گاز طبيعي‌ 103*38141 تن‌ CO2 در سال‌ توليد مي‌شود. ولي‌ ازآنجا كه‌ سوخت‌ كامل‌ نيست‌ و شرايط استيوكيومتري‌ برقرار نمي‌باشد با توجه‌ به‌ اندازه‌گيري‌هاي‌ انجام‌ شده‌ بطور متوسط103*21900تن‌ دي‌اكسيدكربن‌ از طريق‌ نيروگاه‌ها توليد مي‌گردد و هر چند اين‌ مقدار نسبت‌ به‌ كل‌ دي‌اكسيدكربن‌ توليدي‌ در جهان‌ فقط كسري‌ از درصد را تشكيل‌ مي‌دهد ولي‌ از آنجا كه‌ ايران‌ قرارداد كنواكسيون‌ تغييرات‌ اقليم‌ را پذيرفته‌ و به‌تصويب‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ رسيده‌ است‌ ناچار بايد مطالعاتي‌ در اين‌ زمينه‌ نيز صورت‌ گيرد و سهم‌ ايران‌ در انتشار آنهاتعيين‌ گردد. در اين‌ راستا يك‌ بررسي‌ كلي‌ به‌ منظور تدوين‌ متدولوژي‌ تحقق‌ در بخش‌ محيط زيست‌ به‌ موجب‌ قراردادي‌ كه‌ با سازمان‌ حفاظت‌ محيط زيست‌ داشته‌ است‌ صورت‌ گرفته‌ كه‌ موضوع‌ بحث‌ اين‌ مقاله‌ نمي‌باشد.همچنين‌ در برنامه‌ ريزي‌ توسعه‌ ظرفيت‌ نيروگاهي‌ كشور كه‌ طي‌ برنامه‌هاي‌ پنجساله‌ اول‌ تا سوم‌ اجرا شده‌ يا در دست‌ اجرا است‌ عمدتا گرايش‌ به‌سمت‌ ايجاد نيروگاههاي‌ ابي‌ در اولويت‌ اول‌ و سپس‌ سيكل‌ تركيبي‌ بوده‌ است‌ كه‌ در مجموع‌ انتشار آلاينده‌هاي‌ نيروگاهي‌ وگلخانه‌اي‌ را از نظر مقدار سرانه‌ كاهش‌ مي‌دهد.

انتشار آلودگي‌ در محيط اطراف‌ نيروگاه‌

براي‌ اندازه‌گيري‌ دي‌ اكسيد گوگرد در اطراف‌ نيروگاه‌ از روش‌ آب‌ اكسيژنه‌ و تيتراسيون‌ و براي‌ اكسيدهاي‌ ازت‌ از روش‌ گريس‌-سالتزمن‌ و براي‌ ذرات‌ معلق‌ از نمونه‌ برداري‌ حجم‌ زياد استفاده‌ شده‌ است‌.از آنجا كه‌ ارائه‌ نتايج‌ كليه‌ نيروگاه‌ها در اين‌ مقاله ‌نمي‌گنجد به‌ يك‌ مورد اشاره‌ مي‌شود.

غلظت‌ اكسيد گوگرد در جهت‌ وزش‌ باد حتي‌ تا فاصله‌ 5000متري‌ 149 ميكروگرم‌ در متر مكعب‌ بوده‌ كه‌ تقريباً 2/5 برابر ميانگين‌ سالانه‌ بوده‌ ولي‌ از استاندارد 24 ساعته‌ تجاوز نمي‌كند در اين‌ اندازه‌گيري‌ سرعت‌ جريان‌ باد 6 متر در ثانيه‌ و دماي‌هوا 23 درجه‌ سانتي‌گراد بوده‌ است‌ در همين‌ شرايط و در همين‌ فاصله‌ مدل‌، عدد 345 ميكروگرم‌ در متر مكعب‌ را داده‌ است‌كه‌ با ضريب‌ 3/2 با مقادير اندازه‌گيري‌ شده‌ تطابق‌ دارد معمولا تا اين‌ مقدار انحراف‌ مورد قبول‌ مدل‌ سازان‌ است‌ و حداكثرآلودگي‌ ناشي‌ از نيروگاه‌ مورد بحث‌ كه‌ داراي‌ دودكش‌ به‌ ارتفاع‌ 120 متر مي‌باشد در حالت‌ پايداري‌ جوي‌ C در فاصله‌ 4390متري‌ حدود 3/345 ميكروگرم‌ در متر مكعب‌ بر آورد شده‌ است‌.بطور كلي‌ ميانگين‌ غلظت‌ دي‌ اكسيد گوگرد در نمونه‌هاي‌جمع‌ آوري‌ شده‌ در فصول‌ مختلف‌ در اطراف‌ نيروگاه‌ تا فاصله‌ 5 كيلومتري‌ در جهت‌ غرب 034/0 با انحراف‌ معيار 013/0 در جهت‌ جنوب‌ 026/0 با انحراف‌ معيار 007/0 ، در جهت‌ شرق‌ 031/0 با انحراف‌ معيار 013/0 و در جهت‌ شمال‌ 013/0 با انحراف‌ معيار 009/0 قسمت‌ در ميليون‌ بوده‌ است‌.

در محاسبات‌ انجام‌ شده‌ حداكثر SO2 در شرايط بحراني‌ در فاصله‌ 1278 متري‌ 1187 ميكروگرم‌ در متر مكعب‌ برآوردشده‌ است‌.

دي‌ اكسيد ازت‌

حداكثر غلظت‌ اكسيدهاي‌ ازت‌ در نمونه‌ها 36 ميكروگرم‌ در متر مكعب‌ در 500 متري‌ جنوب‌ شرقي‌ نيروگاه‌ زماني‌ اتفاق ‌افتاده‌ كه‌ سرعت‌ باد 3 متر در ثانيه‌ بوده‌ است‌ در برآورد انجام‌ شده‌ توسط مدل‌ حداكثر ممكن‌ در شرايط بحراني‌ 305ميكروگرم‌ در متر مكعب‌ در بدترين‌ شرايط جوي‌ و در فاصله‌ 1258متري‌ از پاي‌ دودكش‌ خواهد بود.اين‌ مقدار حدود دوبرابر استاندارد مي‌باشد ولي‌ در اندازه‌گيري‌هاي‌ انجام‌ شده‌ هميشه‌ مقدار NOX در فواصل‌ و جهات‌ مختلف‌ از دودكش‌نيروگاه‌، كمتر از استاندارد بوده‌ است‌ و محاسبه‌ مدل‌ هم‌ در شرايط اندازه‌گيري‌ حدود 68ميكروگرم‌ در متر مكعب‌ را نشان ‌مي‌دهد كه‌ تا حدود زيادي‌ با آنچه‌ قبلا بحث‌ شد توافق‌ دارد.

علاوه‌ بر اين‌ ميزان‌ گوگرد موجود در برگ‌ چندين‌ گونه‌ گياهي‌ منطقه‌ اندازه‌گيري‌ شده‌ است‌ كه‌ نشان‌ مي‌دهد ميانگين‌ گوگرد دربرگ‌ گياهان‌ تا فاصله‌ 5000 متري‌ در مقايسه‌ با گياهان‌ پاركي‌ كه‌ حدود 16 كيلومتر از نيروگاه‌ فاصله‌ دارد حدود 2 برابر تفاوت‌دارد (286/0 در پارك‌ و 484/0 در 5000 متري‌ و 484/0 در 3000 متري‌).

پيشنهادات‌ براي‌ كاهش‌ به‌ ترتيب‌ شامل‌:

مطالعات‌ انجام‌ شده‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ است‌ كه‌ چون‌ نيروگاه‌هاي‌ مازوت‌ سوز در شرايط مختلفي‌ از نظر هواشناسي‌، توپوگرافي‌ و امكانات‌ قرار گرفته‌اند لازم‌ است‌ با توجه‌ به‌ شرايط موجود براي‌ هر كدام‌ جداگانه‌ تصميم‌ گرفته‌ شود، مثلا براي ‌نيروگاهي‌ كه‌ بين‌ يانگسترم‌ و دودكش‌ فضاي‌ كافي‌ وجود ندارد نمي‌توان‌ از اسكرابر استفاده‌ كرد لذا روشهاي‌ پاشش‌ خشك‌ ياكاتاليست‌ را مي‌توان‌ بررسي‌ نمود و يا در جائيكه‌ مشكل‌ تهيه‌ آب‌ وجود دارد اسكرابرتر اقتصادي‌ نخواهد بود در اين‌ زمينه‌ مطالعاتي‌ انجام‌ گرفته‌ و يك‌ مورد در حال‌ بررسي‌ نهائي‌ مي‌باشد. بهر حال‌ روشهاي‌ رايج‌ به‌ ترتيب‌ شامل‌:

1- تغير سوخت‌ مايع‌ به‌ گاز

2- گوگرد زدايي‌ از سوخت‌ قبل‌ از مصرف‌.

3- استفاده‌ از روش‌هاي‌ كنترل‌ شامل‌ اسكرابرهاي‌ تر يا خشك‌ و ساير فراينده‌هاي‌ رايج‌ (FGD)

فهرست‌ مراجع‌ و ماخذ

1- Panel op Experts for Environmental Management Water ressources (1989) management

2- World Bank, World Development Report 1992, Develpment and the Oxford University, Press. Environment

3- IUCN - The World Conservation Union Caring for the Earth, A straregy for Sustanable Living; Gland,Switzerland 1991.

4- World Bank, World Development 1994, Infrastrucure for Development, University Press. Oxford

5- World Health Organiation; Air Quality guideline for Europe 1987.

 

6ـ منصور غياث‌الدين‌، آلودگي‌ هوا (ترجمه‌) موسسه‌ انتشارات‌ دانشگاه‌ تهران‌، چاپ‌ دوم‌ 1373.

7ـ غياث‌الدين‌، منصور، نشريه‌ علمي‌ دانشكده‌ بهداشت‌، دانشگاه‌ علوم‌ پزشكي‌ تهران‌، 1372.

8ـ مركز تحقيقات‌ نيرو، گزارشات‌ پروژه‌ اثرات‌ زيست‌ محيطي‌، نيروگاه‌، آلودگي‌ هوا، 1375.

9- Annual Book of ASTM Standards Volum 11.03 0994.

10- مركز تحقيقات نيرو، گزارشات نيرو پروژه اثرات زيست محيطي، نروگاه، آلودگي هوا، 1375.

 

 

اندازه‌گيري ميدان الکتريکي در اعماق سلول با نانوولت‌متر امكان‌پذير شد

يک ولت‌متر نانومقياس بي‌سيم که در دانشگاه ميشيگان توسعه يافته است، باور معمول درباره محيط فيزيکي داخل سلول را تغيير داده است.

به گزارش ايسنا، اين ولت‌متر مي‌تواند در آينده به محققان کمک کند تا به برخي سوالات بغرنج پزشکي همچون دليل رشد بي‌رويه سلول‌هاي سرطاني يا نحوه بهبود عصب‌هاي آسيب‌ديده پاسخ دهند.

رائول کاپلمن، استاد شيمي و فيزيک کاربردي دانشگاه ميشيگان درباره اين ولت‌متر گفت: «ايده اصلي نهفته در پشت اين زمينه تحقيقاتي، پيگيري فرايندهاي سلولي (طبيعي و غيرطبيعي) از طريق بررسي ويژگي‌هاي فيزيکي درون سلول است. تحقيقات درباره تغييرات شيميايي درون سلول مدت‌هاي زيادي است که صورت مي‌گيرد، اما حال ما علاقه‌مند به اندازه‌گيري ويژگي‌هاي فيزيکي محيط درون سلول هستيم، زيرا فرايندهاي فيزيکي و شيميايي به هم مرتبط مي‌باشند».

وي گفت: «اين ابزار جديد کروي بوده و داراي قطر 30 نانومتر مي‌باشد که هزار برابر کوچک‌تر از ولت‌مترهاي موجود است. اين ابزار يک وسيله فتونيکي است، يعني به جاي استفاده از الکترون‌ها، از نور براي انجام عملکرد خود استفاده مي‌کند.»

کاترين تينر، همکار سابق کاپلمن در دوره فوق دكتري كه اکنون در سازمان غذا و داروي آمريکا کار مي‌کند، از اين نانوولت‌متر براي اندازه‌گيري ميدان الکتريکي اعماق درون سلول استفاده کرده است. (کاري که تاکنون غير ممکن بود).

کاپلمن مي گويد دانشمندان قبلاً ميدان‌هاي الکتريکي غشاي سلول را اندازه‌گيري کرده بودند و اين کار در مورد محيط درون سلول انجام نشده بود.

محققان با استفاده از اين روش جديد يک ولت‌متر را به سادگي وارد سلول نمي‌کنند، بلکه از هزاران ولت‌متر استفاده کرده و آنها را در فضاي درون سلول منتشر مي‌کنند.

به گزارش ايسنا از ستاد ويژه توسعه فن‌آوري نانو، هر واحد، يک نانوذره است که حاوي مولکول‌هاي رنگي حساس به ولتاژ مي باشد. زماني که اين مولکول‌ها رنگي با نور آبي برانگيخته مي‌شوند، از خود نور سبز و قرمز منتشر مي‌کنند که نسبت اين دو نور بيانگر شدت ميدان الکتريکي موجود در منطقه مربوطه مي باشد.

جالب اين است که اندازه گيري‌هاي تينر نشاندهنده ميدان الکتريکي بالا در سيتوسل (ماده ژل‌مانندي که بيشتر حجم داخل سلول را تشکيل مي‌دهد) بود.

کاپلمن مي‌گويد: «باور عمومي بر اين بوده است که ميدان الکتريکي درون سيتوسل صفر است، اما تمام 15 ناحيه‌اي که ما اندازه گرفتيم داراي ميدان الکتريکي بسيار قوي(15 ميليون ولت بر متر) بودند.»

اگر بخواهيم مقايسه‌اي انجام دهيم، شدت ميدان الکتريکي موجود در يک منزل معمولي 10 ولت بر متر و شدت ميدان الکتريکي در زير يک خط انتقال برق، 10 هزار ولت بر متر مي‌باشد. هنوز دليل اين ميدان بسيار قوي شناخته شده نيست، اما اين يافته راه را براي تحقيقات بيشتر مخصوصاً در زمينه تفاوت ميان اين ميدان الکتريکي در سلول‌هاي سالم و بيمار (مثلاً سلول‌هاي سرطاني) و استفاده از آن براي درمان بيماري‌ها باز کرده است.


ساخت سيستم امداد هوشمند براي نجات سريع افراد مستعد به سكته مغزي

سيستم تلفني و هوشمند ابداعي استاد ايراني دانشگاه زيگن آلمان امكان نجات افراد مستعد به سكته‌هاي مغزي در دقايق اوليه حمله تنها در مدت ‪۷‬ ثانيه را فراهم كرده است.

به گزارش ایرنا، پروفسور "مجيد فتحي" رئيس انستيتو سيستمهاي پايه و مديريت دانش دانشگاه زيگن آلمان در تشريح اين فناوري نوين گفت اين فناوري نوين "استروپوس" نام دارد كه با استفاده از دستگاه ساده‌اي همچون تلفن مي‌تواند درصد قابل توجهي از افرادي را كه در آستانه سكته‌هاي مغزي قرار دارند را از فلج شدن و تبعات بعدي آن نجات دهد.

پروفسور فتحي ادامه داد با استفاده از اين فناوري نوين، هر فردي در هر نقطه‌اي كه به اين شبكه متصل باشد و احساس كند به نوعي دچار علائم اوليه سكته مغزي شده است با گرفتن تنها يك شماره تلفن و معرفي خود به سيستم هوشمند تنها در مدت ‪ ۷‬ثانيه به ‪ ۳‬پرسشي كه سيستم از وي سوال مي‌كند پاسخ مي‌دهد.

وي افزود در ادامه سيستم هوشمند بر اساس تجزيه و تحليل‌هاي فوري كه بر روي اين پاسخها انجام مي‌دهد بهترين امداد رساني به فرد مورد نظر را تشخيص مي‌دهد.

پروفسور فتحي افزود اين سيستم نوين همچون يك شبكه گسترده عمل كرده و پس از دريافت پاسخها از فرد تشخيص مي‌دهد كه وي را به بيمارستان خاصي معرفي كرده و يا آمبولانس امدادرساني براي وي ارسال كند.

اين استاد ايراني ادامه داد بحث اصلي در اين سيستم هوشمند موضوع اعتماد و اطمينان به آن است.

در حال حاضر حدود ‪ ۲‬هزار تومور شناخته شده است اما حقيقت اين است كه بالغ بر ‪ ۵‬هزار تومور مغزي وجود دارد كه با اين وجود بيش از ‪ ۲‬هزار تومور مغزي ناشناخته وجود دارد كه بايد اطلاعات آنها نيز وارد سيستم شود.

پروفسور فتحي با بيان اينكه اين سيستم هوشمند مراحل ساخت خود را به پايان برده است، گفت رايزني‌هايي با چندين بيمارستان بزرگ در آلمان آغاز شده تا آنها به مرور به اين شبكه ملحق شوند و در نتيجه كيفيت سرويس دهي به آنها افزايش يابد.

وي همچنين گفت اين فناوري نوين در نوع خود يكي از پيشرفته‌ترين سيستمهاي هوشمند است كه اميد مي‌رود به افراد مستعد سكته‌هاي مغزي آن هم در لحظات اوليه كمك زيادي كند.

پروفسور مجيد فتحي مدرك فوق‌ليسانس خود را در رشته انفورماتيك از دانشگاه دورتموند دريافت كرده است.

اين استاد دانشگاه دوره فوق دكتري مهندسي پزشكي را نيز در رشته سيستمهاي هوشمند از دانشگاه فني اولمن اخذ كرده است.

وي معاون بخش تحقيقات دانشكده مكانيك ماشين‌آلات دانشگاه دورتموند بوده كه در زمينه كاربرد انفورماتيك در مكانيك ماشين‌آلات پروژه‌اي را اجرا كرده است.

وي سرپرست پروژه مهندسي مايكروماشين در مركز آزمايشگاه مايكروماشين انستيتوي فناوري جورجيا نيز بوده است.

پروفسور فتحي هم اينك استاد مديريت دانش ‪ KM‬در دانشگاه زيگن و رئيس موسسه مديريت دانش دانشگاه زيگن آلمان است.

استرس شغلي STRESS AT WORK ( قسمت اول )

مقدمه:

امروزه استرس به يكي از رايج ترين و پرهزينه ترين مشكلات محيط هاي كاري تبديل شده است.

شايد خالي از لطف نباشد كه قبل از وارد شدن به بحث بدانيم:

§        بر اساس تحقيقات معلوم شده كه 75 تا 90 درصد بيماري افرادي كه به پزشكان مراجعه مي كنند ، بعلت استرس مي باشد.

§        بر اساس تحقيقات مؤسسه  Northwestern National Life يك چهارم افراد از شغل خود راضي نيستند.

§    بر اساس تحقيقات دانشگاه پريستون مشخص شده كه سه چهارم افراد عقيده دارند كه شغل هاي نسل امروز استرس زاتر از شغل هاي نسل قبلي است.

§    بر اساس تحقيقات  St. Paul Fire and Marine Insurance  مشخص شده كه استرس هاي مرتبط با شغل بسيار جدي تر از ديگر عوامل استرس زاي ديگر مثل مشكلات خانوادگي و مالي مي باشد.

§    سازمان   OSHA (Occupational Safety and Health Administration  ) تخمين زده كه استرس ، بعلت موجب شدن كاهش بهره وري ، افزايش غيبت از كار و غرامت پرداختي به كارگران ، ساليانه بيش از 300 ميليارد دلار به اقتصاد كشور آمريكا ضرر مي زند.

 

v    استرس ( stress ) چيست ؟

استرس يا فشار رواني به معناي فشار يا نيرويي است كه از انواع عوامل دروني و بيروني بر فرد وارد شده و بر رفتار او تأثير مي گذارند. يا به عبارت ديگر گونه اي ناهنجاري رفتاري است كه به هنگام قرار گرفتن شخص در شرايطي ناشناخته يا نامطلوب بوجود مي آيد. در تعريفي ديگر استرس را عكس العمل بدن ما نسبت به هر اتفاقي در محيط اطراف مي نامند.

 

v    استرس شغلي ( job stress   ) چيست؟

بكارگيري فرد در كاري كه با توانايي ها و اطلاعات او همخواني ندارد و يا تغيير در فعاليت كاري او مي تواند باعث ايجاد استرس در فرد شود. بطور كلي استرس شغلي نوعي استرس است كه با محيط كاري يا عوامل مرتبط با محيط كاري فرد ارتباط دارد.

 

v    عوامل ايجاد استرس كدامند؟

عوامل زيادي در كار مي تواند باعث ايجاد استرس در فرد شود كه در زير ما براي اينكه راحت تر به بررسي اين عوامل بپردازيم آنها را به سه دسته تقسيم مي كنيم (لازم به ذكر است كه برخي از اين عوامل ، ممكن است از هر سه ديدگاه قابل بررسي باشند) :

1.     عوامل مرتبط با شغل :

نوبت كاري ، نداشتن امنيت شغلي ، ساعات كاري زياد ، حجم كار زياد با محدوديت زماني ، دستمزد ناكافي ، خطرناك بودن شغل ، يكنواختي كار ، عوامل زيان آور محيط كار ( مثل سرما ، گرما ، نور كم ، سروصدا و ... )

2.     عوامل مرتبط با فرد :

نامشخص بودن نقش فرد در سازمان ، ناتواني در انجام كار ، عدم استفاده از توانائي ها و مهارتهاي فرد در شغل ، روابط با همكاران و مسئولين ، ترفيع يا توبيخ ، عدم توانائي در كنترل چيزهايي كه براي فرد مهم است ، احساس تحت فشار بودن ، بيماري و ...

۳.     عوامل مرتبط با مديريت :

تبعيض در محيط كار ، واگذاري كار به فرد بدون دادن آموزشهاي لازم ، سبك مديريت ، پرداخت دستمزد پائين ، ساختار سازمان و ...

 

بر اساس تحقيقات IAPA  ( Industrial Accident Prevention Association ) معلوم شده كه دو عامل داشتن كار با محدوديت زماني و عدم توانائي در كنترل چيزهايي كه براي فرد مهم است بيشترين تأثير را در ايجاد استرس در فرد دارد.

 

دو دیدگاه مدیریتی در مقابله با حوادث و ایمنی صنایع (قسمت اول )

 

مهندس فرشید اسلامدوست – شرکت توزیع نیروی برق استان گیلان

در سطح کارخانه‌های بزرگ و یا در صنایع کلیدی نظیر صنعت برق گاه حوادثی روی می‌دهد که این حوادث در بسیاری موارد ضررهای جبران‌ناپذیری را وارد می‌آورد. برخی موارد این ضررها به قدری مخاطره‌آمیز است که گاه جبران آنها امکان‌پذیر نیست. در مقاله زیر که به وسیله مهندس فرشید اسلامدوست کارشناس شرکت توزیع نیروی برق استان گیلان تدوین شده از دیدگاه علم مدیریت و مکتب‌های مربوط به آن نحوه مقابله با عوامل خطرآفرین در کارخانه‌ها، مورد بررسی قرار گرفته است. حوادث به وجود آمده در صنایع و سازمان‌های مختلف، همواره با خسارات مالی و جانی همراه بوده است. امروزه به کارگیری اصول و توصیه‌های ایمنی در صنایع و سازمان‌ها به دلایل متعددی از جمله پیشرفت فن‌آوری، امری اجتناب‌ناپذیر است و کوتاهی و قصور در ایجاد محیط کاری مناسب و بی‌خطر برای کارکنان، ‌امری غیرقابل اغماض شمرده می‌شود. برای در امان بودن از خسارات مختلف ناشی از حوادث، باید تا آنجا که ممکن است از وقوع حوادث مختلف جلوگیری کرد و لازمه جلوگیری از وقوع حوادث، شناسایی و حذف یا کنترل تمامی عوامل خطرآفرین در محیط کاری است. به طور کلی علت تمامی حوادثی که در صنایع رخ می‌دهد را می‌توان در دو دلیل عمده‌ی زیر خلاصه کرد: (الف) شرایط کاری ناایمن. (ب) اعمال (رفتار) ناایمن. در تمامی دسته‌بندی‌هایی که درمورد علل حوادث انجام شده است، درباره دخیل بودن دو علت فوق در ایجاد حادثه، اتفاق‌نظر وجود دارد. در بیان علل فوق اصطلاحات مختلفی به کار برده می‌شود. به عنوان مثال گاهی ”اعمال ناایمن“ را ”علل رفتاری حوادث“ و ”شرایط ناایمن“ را ”علل محیطی حوادث“ می‌نامند. ”اعمال ناایمن“ از ناحیه‌ی انسان بروز می‌کند. نبود دانش و آگاهی شغلی، نداشتن مهارت کافی، داشتن عادت‌‌ها و رویه‌های نامناسب کاری، آشفتگی‌های روانی و عدم توانایی جسمانی یا روانی فرد برای انجام کار، از جمله دلایلی هستند که منجر به بروز ناایمنی و در نتیجه حادثه می‌شوند.

دو دیدگاه مدیریتی در مقابله با حوادث و ایمنی صنایع (قسمت دوم)

 

”شرایط کاری ناایمن“ از ناحیه‌ی دستگاه‌ها و سیستم‌های عملیاتی بروز پیدا می‌کند دستگاه‌های بی‌حفاظ یا با حفاظ نامناسب، اشیاء یا تجهیزات معیوب و .... عواملی هستند که منجر به ایجاد شرایط کاری ناایمن می‌شوند. برنامه‌های‌ ایمنی در پیشگیری از حوادث مهم‌ترین هدف از ایجاد ایمنی در یک سازمان، جلوگیری از وقوع حوادث است، برای جلوگیری از وقوع حوادث، باید تمامی عوامل و عللی را که منجر به ایجاد حادثه می‌شوند، از بین برود یا تا حد ممکن آن‌ها را کنترل کرد. وظیفه‌ی متخصص ایمنی، این است که پس از شناسایی علل ایجاد حوادث، با به کار بردن تدابیر و استفاده از روش‌ها و تکنیک‌های کارا و مناسب، علل ایجاد حوادث را حذف کند. با توجه به این که تمامی علل حوادث به دو دسته‌ی ”شرایط کاری ناایمن“ (شکست‌های سخت‌افزاری) و ”اعمال ناایمن“ (خطای انسانی) تقسیم می‌شوند، دیدگاه‌ها و برنامه‌های مقابله با این علل نیز به دو نوع جدا از هم تفکیک می‌شوند. به طور کلی دو روش عملیاتی برای اجرای برنامه‌های ایمنی در سازمان‌ها ‌می‌توان مشاهده کرد که هر یک در شکل خاص خود، روشی متفاوت برای دستیابی به ایمنی محل کار دارند. این دو روش عملیاتی با عناوین رویه ”کار (مهندسی) مدار“ و رویه ”کارگر مدار“ طبقه‌بندی می‌شوند. هر دوی این روش‌ها در تلاش هستند تا عوامل منفی تاثیرگذار بر برنامه‌های ایمنی (معمولاَ حوادث و سایر نتایج ایمنی) را کنترل کنند. چگونگی نگرش متخصص ایمنی و سازمان مربوطه‌اش به علل نتایج منفی ایمنی، تعیین خواهد کرد که کدام رویه در سازمان اجرا شود. رویه‌های کارمدار و کارگر مدار رویه کارمدار، اغلب با حذف خطرات فیزیکی در محیط کار همواره است، در حالی که رویه‌ی کارگر مدار، بیشتر با حذف خطرات روانی توأم می‌شود. رویه‌ی کارمدار، اغلب به عنوان مدیریت علمی تلقی می‌شود، اما این بدان معنی نیست که رویه‌های کارگر مدار، علمی و منطقی نیستند. در واقع رویه‌های کارگر مداری که روی مدیریت رفتاری تاکید می‌کنند، بسیار سازمان یافته هستند و روشی سیستماتیک برای رسیدگی به مشکلات ایمنی به شمار می‌روند، به دلیل اینکه کلید استفاده از رویه‌های رفتاری، تفکیک کردن یک معضل رفتاری به اجزای متشکله‌ی آن و رسیدن به اقدامات اصلاحی منطقی است. مدیران کارمدار به عنوان مدیرانی علمی تلقی می‌شوند، چون معمولاً به دلیل به کار بردن علوم مهندسی در ماشین‌آلات و تسهیلات مکانی، به اصلاح کاستی‌های ایمنی می‌پردازند. مدیران کارگر مدار ریشه‌ی علت مشکلات ایمنی را مشکلات فردی افراد مثل بینش ضعیف یا برآورده نشدن نیازهای کارگران می‌بینند. مدیران کارمدار، روی طراحی ایستگاه کار و منطقی‌سازی وظایف تاکید زیادی دارند در حالی که اهمیت کمتری به این موضوع که کارگر درمورد وظایف شغلی‌اش چه ”احساسی“ دارد، می‌‌دهند ولی از طرف دیگر رویه‌ی کارگر مدار، با درگیرکردن دموکراتیک افراد در امر ایمنی،‌ بیشتر سر و کار خواهد داشت، در حالی که اهداف کارمدار دربرگیرنده‌ی نظارت نزدیک و مستقیم فعالیت‌های ایمنی و کنترل روش‌های ایمن قابل پذیرش است. به علت این دیدگاه‌های متفاوت، رویه‌ی کارمدار، روی بهبود ارتباطات رسمی نظیر استفاده از آموزش‌های برنامه‌ریزی شده‌ی حین کار و آموزش‌های شناسایی خطر تاکید می‌کند. بنابراین احتمال کمی وجود دارد که کارگران، آن چه را که از آنان انتظار می‌رود، درک نکنند. استدلال‌کنندگان کارگرمدار می‌گویند که کلید حل مشکلات ایمنی در استفاده‌ی موفقیت‌آمیز از افراد قرار می‌گیرد و روی اهمیت ارتباطات غیررسمی پایین به بالا تاکید می‌شود. به بیانی ساده، مدیریت مناسب ایمنی، قبل از اتخاذ تصمیم درمورد خط مشی، به خواسته‌های کارکنان توجه می‌کند. عملکرد ایمنی، با رضایت است که رخ می‌دهد، بنابراین، ارتباطات کاری بین پرسنل ضروری است. تکنیک‌های کارمدار و کارگرمدار تفکرهای کارمدار و کارگر مدار از تکنیک‌های مختلفی برای بهبود عملکرد ایمنی در سازمان استفاده می‌کنند. با توجه به این کار رویه‌ی کارمدار، روی کنترل محیط فیزیکی کار به جای کنترل محیط روانی کار، تاکید می‌کند، در این رویه تاکید و پافشاری زیادی روی نظارت نزدیک تا کلی کارگر مدار وجود دارد. از طرف دیگر، روش‌های کارگر مدار تصریح می‌کند که یک محیط ایمن را کارگران کنترل می‌کنند و اگر به طور مناسبی انگیخته شوند، وظایفشان را به طور ایمن انجام خواهند داد. به طور خلاصه دیدگاه مدیران کارمدار این گونه است که باید تا حد ممکن وسایل و تجهیزات محیط کار را ایمن ساخت به طوری که خطاهای انسانی را پیش از منجرشدن به حوادث، خنثی کند. مدیران کارمدار باید تکنیک‌هایی را به کار برند که به کمک آنها بتوانند تمامی خطرات محیط کاری را شناسایی نمایند و آنها را حذف یا کنترل کنند. مدیران کارگر مدار، سعی می‌‌کنند حوادث محیط کار را از طریق آموزش به کارگران کاهش دهند. این مدیران معتقدند که رفتار افراد در محیط کار بسیار مهم است. این مدیران به آموزش‌های مختلفی که به افراد می‌دهند، سعی در کنترل عوامل مخاطره‌آمیز می‌کنند. نتیجه‌گیری هر دو رویه‌ای که به آن اشاره شد الزامات مشترکی دارند که هر یک را به دیگری پیوند می‌دهد. نخست این که هر دو روش بر رویه‌ی سازمان یافته و منطقی برای حل معضلات ایمنی، تاکید می‌کنند. قلب مدیریت علمی و مدیریت رفتاری، شناسایی مشکلات، تفکیک آنها به اجزای متشکله‌شان، ارایه‌ی راه‌حل‌های مختلف، انتخاب اثربخش‌ترین وسیله بهبود عملکرد و کسب بازخور حاصله برای انجام اصلاحات لازم را دربر می‌گیرد. هر دوی این روشها، علاقه‌مند به نتیجه نهایی بهبود عملکرد هستند. تنها تفاوت آن‌ها در وسیله‌ای است که آن‌ها برای بهبود عملکرد ایمن، به کار می‌برند. هم‌چنین، هر دوی آن‌ها از نظر تئوری، مشتق شده از برنامه‌هایی هستند که تاکنون برای کاهش حوادث به اجرا گذاشته شده‌اند. ایجاد یک محیط ایمن تنها با استفاده از یک روش و رویه مدیریتی ممکن نیست. زیرا در یک محیط کاری، هم افراد و کارگران و هم وسایل و تجهیزات وجود دارند و هر کدام به گونه‌ای می‌توانند باعث ایجاد حادثه شود. بنابراین تنها کنترل یک عامل، شاید از تکرار و شدت وقوع حوادث بکاهد اما آن را به کلی از بین نمی‌برد، لذا مدیران ایمنی با توجه به خط مشی سازمان مربوطه‌شان باید ترکیبی از دو رویه‌ی کارمدار و کارگرمدار را استفاده کنند و هر دو رویه را به موازات یکدیگر رشد دهند و استفاده کنند.

ایمنی روان (قسمت اول )

 

سيد حسين بدرآسا- برق منطقه اي خراسان

 

آرامش روحيه و دوري از دغدغه خاطر لازمه زندگي هر انسان است و بدون آرامش فكري ، نتيجه هيچ كاري مطلوب نخواهد بود ، اينكه توصيه شده است هر فرد هفته اي يك روز تعطيل و سالي يك ماه را مرخصي داشته و از محيط كار فاصله بگيرد ، بدليل نياز روحيه انسان به اينگونه استراحت و آرامش است. استفاده صحيح از اين اوقات روحيه را راحت و افكار را تنظيم مي نمايد.

مثلاً اگر فردي كه بيشتر كارش فكري است ، اوقات فراغت خود را به كارهاي مربوط به باغچه بگذارند و كسي كه كار بدني دارد به مطالعه كتب مورد علاقه اش بپردازد ، اثرات مثبتي حاصل خواهد شد. حتي افراديكه كار يدي انجام مي دهند ، مي توانند اوقات استراحت را با كارهاي بدني ديگري كه حكم سرگرمي داشته باشد مثل ساختن دستگاهي و يا تعمير خودروي شخصي و غيره بگذرانند. بهرحال آرامش خيال و ايجاد نظم در افكار براي هر شاغلي لازم است. در اين مقاله مختصر ، مطالبي پيرامون ايمني روان بعرض مي رسد باشد كه بفضل خداوند متعال اثرمثبتي ولو به مقدار ناچيز داشته باشد.

شرح مقاله :

شكي نيست كه هر انسان نرمال ، وقتي بخوبي كار مي كند كه ، هنگام كار آرامش خاطر داشته باشد و بدون آسودگي فكري انجام كار صحيح و پايان بردن بموقع آن امكان پذير نيست. اگر علت كليه حوادث پيش آمده از قبيل سوانح ، تصادفات ، آتش سوزي ها صدمات وارده به تجهيزات و دستگاهها و نظاير آن ، ريشه يابي شود ، بطورقطع اكثريت آنها بر اثر حواس پرتي و عدم آرامش فكر وروان بوده است ، ولي در نوشته ها و مقالات و يا در سمينارها و كنفرانس ها كه در مورد ايمني تشكيل مي شود ، معمولاً از ايمني روان بحثي به ميان نمي آيد و متأسفانه اين مبحث فراموش شده است.

نا امني در روان و اغتشاش در حواس ، عوامل متعددي دارد كه از جمله ناراحتيهاي خانوادگي ، عدم توجه فرزندان به درس و يا به كارو وظيفه ، بيماري كسان و اقوام نزديك و يا دور، كمي درآمد ، حرص زياد ، مشكلات موجود در اجتماع ، عدم برخورد صحيح مافوق ، معاشرت و رفتار غلط همكاران و همرديفان ، ناداني و بي انصافي همسايه ، مزاحمت هاي ايجاد شده به توسط ديگران و يا اقوام ، مراجعه به ادارات و عدم رسيدگي به درخواست ها و خلاصه نظاير اين مشكلات را مي توان نام برد ، موارد مذكور فوق اكثراً ارتباطي به سازمان و مؤسسه هر فرد شاغل ندارند ، ولي موضوعاتي را كه هر شركت وارگاني مي تواند ، انجام دهد تا آرامش فكري نسبي براي كاركنانش بوجود آيد ، بطور مختصر بيان خواهد شد ، اما لازم مي داند قبل از هر چيز ذكر يك نكته و شرح آنرا اظهار دارد. همه ما بارها با تكنسين ها و مسئولين و كارشناسان ايمني ملاقات داشته و احتمالاً كار آنها را در ذهن ارزيابي كرده ايم بازدهي كار آنها معمولاً كمتر از انتظار و قابل انتقاد بوده است ، وقتي با دست اندركاران فعال اين رشته ارزشمند در مورد عدم كارآرائي گروههاي ايمني صحبت مي شود ، پاسخهائي مي دهند كه يك جمله از پاسخها بيشتر از همه اعلام مي گردد و آن اينكه به مسئله بهاي لازم داده نشده و با بخش ايمني همكاري صورت نمي گيرد ، آري ، واقعاً چنين است و اصلاً به اين مسئله بسيار مهم اهميت لازم داده نمي شود ، سؤال اينست كه چه كسي براي ايمني ارزش قائل نمي شود ، آيا مديران كل و مديران عامل و يا معاونين و مديران ديگر و يا پرسنل شاغل در شركتها ؟ عرض مي شود كه نه تنها همه افراد ياد شده براي ايمني اعم از ايمني فيزيكي و يا فكري ، اهميت لازم را قائل نيستند بلكه بسياري از افراد ايمني هم ، نسبت به مسئوليت خود و كار پر ارزششان بي توجه مي باشند و خلاصه همه ما شاغلين در مؤسسات ، آن ارزشي را كه شايسته ايمني است منظور نمي داريم ، اصلاً بايد گفت افراد ايمني ، اگر روشهاي خوب و تدابيري بجا بكار ببرند و بحثهاي مناسبي با مسئولين ذيربط بنمايند و دلايل محكمي ارائه دهند مي توانند در با ارزش جلوه دادن آن ، سهم بسزايي داشته باشند ، همانگونه كه هر فرد محترم توانسته است با متدهايي ، احترام ديگران را بخود جلب نمايد و الا هركسي براحتي و بي دليل مورد احترام افراد ديگر جامعه نخواهد شد. از طرف ديگر همه ما اعم از مديران و مسئولين عاليرتبه و يا عامه پرسنل بايد درك و باور كنيم كه هر چه ايمني بهتر و كاملتر رعايت شود ، از تلفات پرسنلي ( كه پرسنل بزرگترين سرمايه هر مؤسسه و جامعه است ) و همچنين از ضايعات تأسيسات و تجهيزات و خرابي لوازم كاسته خواهد شد و در نهايت افزايش توليد و مرغوبيت توليدات و ارزاني آنها و راندمان كاري خوب و در نتيجه سود بيشتر حاصل خواهد شد. به اميد اينكه همه ما دست در دست هم در جهت ايجاد ايمني كامل در شركتها و مؤسسات بطور واقعي كوشا و جدي باشيم و افراد بخش ايمني را حقيقتاً ياري و ياوري نمائيم انشاا...

ايمني روان (قسمت دوم )

همانگونه كه اشاره شد ، وجود يا عدم وجود آرامش فكري افراد به موضوعات زيادي بستگي دارد كه اكثراً مربوط به اجتماع بوده و موارديكه ارتباط به كار و محيط كاري داشته باشد ، بشرح ذيل بعرض مي رسد :

1- لذت بردن از محيط كار :

اگر مديران هر بخش سعي نمايند ، محيطي را بوجود بياورند كه پرسنل تحت سرپرستي شان با شوق و رغبت به محل كار بيايد و در حين كار آنچنان روحيه اي داشته باشد كه دائم بفكر پايان وقت نباشد ، بعبارت ديگر افراد در حال اظهار تكليف نباشد ، بلكه حقيقتاً در حال انجام وظيفه باشند ، مطمئناً تأثير بسزايي در ايجاد ايمني روان و در نتيجه ايمني فيزيكي گذاشته اند اگر افراد موقع حضور در محل كار ، روحيه نامطلوب داشته و با گريز و دور شدن از محل اشتغال ، خوشحال شوند ، بايد انتظار پيش آمدهاي نامطلوب را داشت براي اينكه محيط كار ، محيطي راضي كننده براي شاغلين باشد ، رعايت موارد ذيل ضروري است :

الف – بوجود آوردن فضاي تفاهم و دوستي بين افراد ، بطوريكه همگي آنها از كنار هم بودن و با هم كار كردن لذت ببرند در اين باره هم مسئولين و هم فرد فرد پرسنل بايد همكاري كرده و از خطاهاي پيش آمده يكديگر گذشت نموده و همواره يكديگر را براي مهربان بودن و ايجاد جو دوستي راهنمائي و ياري نمايند.

ب – كار ارجاعي به هر فرد ، حتي الامكان متناسب با روحيه و جثه و علاقه وي باشد. مثلاً كسي كه تنها كار كردن را بپسندد ، در صورت امكان به كارهاي انفرادي و يا كسي كه جثه نحيف دارد به كارهاي سبك و فردي كه مثلاً استعداد و علاقه كارهاي دفتري دارد به كارهاي مربوطه گمارده شود.

ج – ارزش بر محيط كار حاكم باشد ، بدين معني كه قدر و منزلت هركس متناسب با توانها و عملكردهاي او از قبيل توجه و دلسوزي براي كار ، هوش و استعداد ، خلاقيت ، كارداني ، اطاعت از دستور ، احترام بديگران ، نظم و انضباط ، وقت شناسي و نظاير آن تعيين شود ، چه اگر كسي كه داراي صفات ارزشمند نبوده ، داراي منزلت بيشتري بشود نه تنها صفات نيكوي ديگران تحليل مي رود ، بلكه همواره يك رنج دروني براي آنها وجود خواهد داشت كه همان عدم ايمني روان است. در ضمن تعيين دستمزد يا ميزان ساعات اضافه كاري و يا پرداخت پاداشها و غيره از مواردي است كه بايد متناسب با ارزشها باشد.

د – برنامه ريزي دقيق براي اجراي كار ، ( بخصوص براي كارهاي گروهي ) و اجراي دقيق آن برنامه در واقع اگر كار، بخوبي پيش برود و به موقع به پايان برسد ، افراد با مشاهده نتيجه مطلوب كار خود ، خوشحال و راضي خواهند بود ولي اگر بموقع تمام نشده و مشكلاتي در حين كار بوجود بيايد كه روند اجراي كار را نامطلوب سازد بتدريج ، پرسنل را عصبي نموده و تجربه نشان داده است كه در اينگونه موارد ، بخصوص اواخر كار ، حادثه پيش آمده است ، ولو آن حادثه اندك و زخم شدن يك انگشت بوده باشد. با اين تعبير ، اجراي كامل برنامه تنظيم شده حائز اهميت است ، حتي اگر بنظر برسد آن برنامه اغلاطي و اشتباهاتي دارد ؟ والا اگر  هر كس از افراد بخواهد برخلاف دستور مافوق بخشي از برنامه را تغيير داده و روش برنامه ريز را غلط بداند نتيجه كار نامطلوب خواهد بود. خوبست تجربه اي شخصي كه درباره همين موضوع است ارائه گردد.

مشكلي روي قسمتي از يك توربين پيش آمده بود و در مباحثات ، فروشنده ژاپني پذيرفته بود كه قطعات و كارشناس بفرستد و پرسنل ايران نقص را اصلاح كنند.

افراد ايراني يك اشتباه ظريف و كوچك در دستور و برنامه كار ، شركت ژاپني را دريافته و به كارشناس اعزامي اعلام داشته بودند و او پذيرفته بود كه افراد ايراني صحيح مي گويند ، ولي هنگام كار حاضر نشده بود بغير از دستور مافوق خود عمل كند و چون موضوع جزئي و دستگاه نيز تحت گارانتي مجدد سازنده قرار مي گرفت ، همان رويه اجراء شده بود ، ملاحظه مي فرمائيد كه ژاپني ها چگونه عمل مي كنند و نتيجه آنهم ، تفوق صنعتي و اقتصادي آنها برتمام جهان است !

ه – امنيت شغلي و اطمينان نسبي از ترقي و پيشرفت ، از موضوعاتي هستند كه اگر در كاركنان وجود داشته باشد ، مي تواند عامل كوچكي در آرامش ايمني روان آنها باشد.

2- تعادل دخل وخرج :

اين موضوع بسيار مهمي است كه بنظر مي رسد ، مجموعه مملكت بسمت خوبي پيش مي رود و نيازي به شرح وبسط نيست ولي ذكر بعضي نكات كه در آرامش روان پرسنل مؤثر مي باشد ضروري است ، بويژه براي مستمري بگيران كه دخل تقريباً ثابت و معيني دارند :

الف – به شاغلين بخصوص كاركنان جوان كه از تجربه زندگي كمتري برخوردارند ، آموزش داده شود كه بين خواسته ها و امكانات ، اعتدال برقرار كنند ، چه بي توجهي به اين موضوع يكي از مشكلات روز شده است.

ب – لازم است دولت براي ساخت و تهيه مسكن مستمري بگيران بازهم به فعاليت بپردازد ، چه تأمين محل سكونت هميشه گران است و بايد بطريقي عمل شود ، تا افراد بتوانند خانه اي براي خود تهيه و با پرداخت تدريجي ، صاحب خانه شوند. مؤسسات هم بايد نهايت كمك و همكاري را براي اين منظور در حد مقدورات خود به كاركنانشان بنمايند.

ج – شركتهاي بيمه درمان بايد با يك تغيير سريع و سازنده ، بطريق واقعي عمل نمايند ، والا تا وقتيكه وضع بيمه درمان اينچنين باشد كه بخش كوچكي از هزينه هاي درمان را مي پردازند ، روان هيچ حقوق بگيري ايمن نيست ، بدين معني كه اگر در يك مؤسسه پانصد نفري ، بيماري صعب العلاجي براي يكي از افراد و يا از افراد تحت تكفلش رخ دهد كه مجبور به هزينه مبلغ گزافي بشود ، طبيعي است كه براي همه افراد آن سازمان اين تفكر ايجاد مي شود كه اگر روزي براي من چنين وضعي پيش آيد ، از كجا اين مبلغ زياد را تهيه نمايم ؟ و اينچنين فكري باعث تخريب روحيه همگي خواهد شد.

ايمني روان (قسمت سوم )

پيشنهاد مي شود تا زمانيكه وضع شركت بيمه سروساماني بيابد ، هر ارگان اعتبار مناسبي را براي كمك به افرادي كه دچار بيماريهاي  پرهزينه مي شوند در نظر بگيرد.

در پايان اين مطلب ، ممكن است خواننده ، فكر كند و يا بگويد چه موضوعات خوبي است ، ولي كي بايد عمل كتند ؟ و با تصور اين باشد كه مديران و مسئولين بايد عمل كنند كه بعرض مي رساند ، اگر قصد بهبود اوضاع را داريم ، بايد همه عامل به پيشنهادات درست و توصيه ها و دستورات صحيح باشيم ، البته اجراي بعضي از موارد ياد شده بعهده همگان نبوده و بر دوش مديران و يا مسئولين مملكتي است ، ولي موضوعاتي مثل آموزش ، تعديل خواسته و امكانات و يا راهنمائي و نصيحت و موعظه كردن ، تكليف همه افراد است.

ممكن است سئوال شود پس نقش افراد ايمني در اين بخش چيست ؟ بعرض مي رسد ، افراد ايمني بدون كمك و همكاري ساير پرسنل ، فقط به گوشه اي از كارهاي ايمني مي توانند رسيدگي كنند يكي دو نفر مربوط به كارهاي ايمني كه در هر كارگاه هستند ، اگر قرار باشد به همه امور مربوط به فرد فرد كاركنان و محيط كارگاه و نور و حرارت و ساير فاكتورها و يا كنترل ابزار كار و نظارت وسايل اطفاء حريق و ... و از همه مهمتر به ايمني روان رسيدگي كنند ، قطعاً امكان ندارد ، بلكه فرد مخصوص ايمني بايد وظيفه نظارت و بوجود آوردن هماهنگي را بعهده گرفته و سايرين در اجراء ياري و همكاري كامل بنمايند.

بعنوان مثال اگر مسئول ايمني يك نيروگاه بخواهد سيم بكسل هاي موجود در آن نيروگاه را مورد آزمايش قرار داده و از توان تحمل آنها مطمئن شود ، لازم است زمان زيادي را صرف كند و ممكن است تخصص آنرا نداشته باشد ، در صورتيكه با يك سئوال از مهندس و يا مهندسين مربوطه و همكاري آنها با وي ، مسئله پايان مي پذيرد. ضمناً لازمست تكنسين ها و مسئولين ايمني افرادي باهوش و زيرك و در عين حال كاملاً علاقمند به اين امر بسيار مهم باشند.

با اميد به اينكه به فضل خداوند متعال ، در آينده اي نه چندان دور ، شاهد جامعه اي بدون تلفات ، بدون ضايعات ، بدون حادثه و با حسن تفاهم كامل باشيم و با عرض پوزش از اينكه الزاماً سعي شد كه موضوعات كاملاً  كلي و بسيار مختصر بيان شود.

بازرسي ايمني ، فوايد و اثرات آن در محيط كار (قسمت اول )

 

 دفتر روابط عمومي شركت برق منطقه اي آذربايجان

ايمني از نظر متخصصين و دست اندركاران امر حفاظت فني و بهداشت شغلي ، به فرآيندي كه به منظور بررسي ، تعيين و معذرفي مواردي كه داراي پتانسيل خطرزايي بالقوه اي هستند ، و نيز ارائه راه حلهاي مؤثر جهت جلوگيري از بروز حوادث اطلاق مي شود. بازرسي امني با مو شكافي شرايط حاكم بر محيط كار بر اساس اندوخته هاي قبلي ، يافته هاي فعلي را تجزيه و تحليل نموده و به وجود خطر و احتمال بروز حادثه پي مي برد. در واقع بازرسي ايمني نوعي پيش گويي از حادثه اي است كه در صورت بروز فعل غير ايمن ، بوقوع خواهد پيوست.

به بيان ديگر بازرسي ايمني به عنوان بازوي قدرتمند مديريت سازمان است كه با اهميت لازم و كافي به  يافته هاي آن ، مي توان از بروز حوادث در محيط كار پيشگيري نمود.

بازرسي ايمني داراي دو بعد اساسي ذيل است كه در واقع اهداف بازرسي به حساب مي آيند :

1-    يافتن كاستي ها و مشكلات سيستم ( Fault ) و نقد كردن و بررسي آنها و ارائه راه حلهاي مؤثر جهت حذف يا كنترل آنها.

2-    يافتن واقعيت هائيكه در محيط كار با حقيقت ها منطبق نيستند وارائه روشها و رهنمودها براي ايجاد انطباق بين آنها.

بيان مثالي ، قضيه را روشن تر مي سازد : ابزاري در دست كارگر است كه براي باز كردن مهره ها از آن استفاده مي شود ولي كارگر با عمل غير ايمن خود از آن وسيله بعنوان چكش استفاده مي كند حقيقت اين است كه اين ابزار براي باز كردن مهره ها طراحي و ساخته شده است ولي واقعيت اين است كه كارگر از اين وسيله بطرز غلط استفاده مي كند اين وضعيت در بازرسي ايمني بعنوان يك مشكل خودنمائي مي كند و بيانگر اين است كه واقعيت با حقيقت منطبق نيست و براي ايجاد انطباق بين اين دو ، بايستي كارگر از طريق آموزشهاي مدون به اين آگاهي دست يابد كه در صورت استفاده نادرست از وسيله ، چه عواقب تلخي در انتظار او خواهد بود.

بنابراين يافته هاي حاصل از بازرسي هاي ايمني گره گشا بوده و در پيشگيري از بروز حوادث بسيار مؤثر است.بايد بخاطر بسپاريم كه عدم توجه به يافته هاي حاصل از بازرسي ايمني در سيستم OHSAS يك عدم انطباق عمده است.

 

بازرسي ايمني ، فوايد و اثرات آن در محيط كار ( قسمت دوم )

انواع بازرسي ها :

1) بازرسي مداوم : به بازرسي هايي گفته مي شود كه بطور مداوم و به عنوان بخشي از مسئوليت هاي كاركنان از طريق سرپرستان ، سركارگران و نظاير آن انجام مي شود. مزيت اين بازرسي ، مداوم بودن آن بوده

و از معايب آن مي توان به عادي گشتن نگاه پرسنل به موضوعات غير ايمن به دليل تكراري بودن شرايط اشاره نمود چرا كه تكرار عادت غلط بتدريج به فرهنگ تبديل مي شود.

2) بازرسيهاي دوره اي طبق برنامه زمان بندي شده : اين نوع بازرسيها مي توانند بصورت دوره اي يا مقطعي صورت گيرند.

در بازرسيهاي دوره اي ، واحد بازرسي شونده از فرآيند بازرسي مطلع بوده و آمادگي لازم را جهت بازرسي ايجاد خواهد نمود.

آماده شدن واحد بازرسي شونده و رفع مشكلات و موارد غير ايمن ، از نقاط قوت و در پوش گذاشتن و مخفي نمودن شرايط غير ايمن ، از نقاط ضعف بازرسي هاي دوره اي مي باشد ولي در بازرسيهاي مقطعي به جهت اينكه بازديد بدون اطلاع قبلي صورت مي گيرد شناسايي و معرفي نمودن موارد غير ايمن ، راحت تر بوده ولي حسن آماده شدن واحد براي بازرسي را به همراه نخواهد داشت.

براي انجام بازرسيهاي مؤثر نياز به يك برنامه بازرسي بوده و براي مؤثر بودن بازرسي ايمني موارد زير از اهميت زيادي برخوردار هستند :

1-    داشتن اطلاعات كافي و جامع بازرس ايمني در مورد سايت.

2-    داشتن اطلاعات كافي بازرس ايمني از استانداردها ، آيين نامه ها ، ضوابط و مقررات ايمني

3-  آشنايي با اصول بازرسي و جلب همكاري كاركنان و مسئول واحد ذيربط از طريق نمود دادن فوايد و اثرات و تبعات بازرسي در بهبود وضعيت ايمني محيط كار آنها.

4-    آشنايي با ارزيابي يافته ها ، گزارش موارد نا منطبق با توجه به شرايط بالقوه و امكانات موجود.

براي انجام بازرسي همانطوريكه قبلاً گفته شد به برنامه ريزي مدوني نياز است . بنابراين قبل از برنامه ريزي براي بازرسي ايمني بايد به موارد زير توجه نمود :

1-    چه تجهيزات و سايتي لازم است مورد بازرسي قرار گيرند ؟

2-     چه نكاتي و جنبه هايي از تجهيزات و يا سايت بايد بازرسي شود ؟

3-    چه شرايطي بايد مورد بازرسي قرار گيرند ؟

4-    پريودهاي زماني لازم براي مؤثر بودن بازرسي ها چگونه بايد باشد؟

5-    چه كساني بايستي اين بازرسي ها را انجام دهند ؟

6-    برنامه ريزي براي بازرسي چه هدفي را دنبال مي كند؟

صنعت برق و محیط زیست

صنعت برق و به ویژه نیروگاهها علی رغم اینکه نقش استراتژیکی در توسعه اقتصادی و اجتماعی هر کشور دارند و چنانچه ملاحظات زیست محیطی از مرحله طراحی ساخت نصب تا بهره برداری در آن اعمال نشود ، یکی از کانونهای عمده آلودگی محیط زیست خواهد بود.

کافی است توجه کنیم که یک نیروگاه هزار مگاواتی با سوخت مایع در هر ساعت حدود 1690 تن دی اکسید کربن (CO2)  ، 14 تن دی اکسید گوگرد (SO2) و 1340 کیلوگرم  NOx منتشر می کند و در همین نیروگاه با برج تر ، حدود 6000 متر مکعب و با برج خشک ، حدود 400 متر مکعب آب در هر ساعت مصرف می شود. بنابراین عمده ترین منابع آلودگی در نیروگاهها ، آلودگی هوا ، آلودگی آب و نیز آلودگی صوتی و تولید پس ماندهای جامد مضر است.

ارائه مدلي براي برآورد هزينه انساني حوادث شغلي منجر به فوت

1- دکتر ايرج محمدفام عضو هيئت دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي و درماني همدان دانشکده بهداشت

2- حميدرضا ذكايي - كارشناس ارشد اقتصاد بهداشت

چكيده:

مقدمه: حوادث شغلي يکي از مهمترين مشکلات کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه محسوب مي شود. مهمترين بخش هزينه هاي اين حوادث، هزينه هاي انساني آنها مي باشد. مرگهاي ناشي از حوادث شغلي باعث اتلاف عمر، سالهاي کاري و هزينه هاي مرتبط مي گردد.

مواد و روشها: اين مطالعه به صورت مقطعي در سال  1382 انجام گرفت. جامعة پژوهش تمام ‌بيمه‌شدگان فوت شده در استان تهران بر اثر حادثة شغلي بود. داده‌ها با استفاده از بستة نرم‌افزاري ويژه‌اي كه به همين منظور طراحي شده بود و نرم‌افزار  Excell مورد تحليل قرار گرفت.

يافته ها: در سه سال مورد بررسي حوادث شغلي منجر به فوت در استان تهران بيش از  7552 سال زندگي و  3656 سال مشاركت اقتصادي را از بين برده و هزينة انساني آن بيش از  777 ميليارد ريال بوده است. سرانه هزينة انساني براي هر فوت  36/3 ميليارد ريال و مجموع هزينة انساني حوادث شغلي منجر به فوت سالانه 03/0 درصد كل توليد ناخالص داخلي بوده است

ادامه مطلب

 

ارزیابی عملکرد ایمنی و حوادث در تاسیسات برقی یکی از بنادر کشور

تقی فدائی - کارشناس مسئول مرکز حفاظت و بهداشت کار اداره کل بنادر و کشتیرانی استان هرمزگان

امروز کاربرد برق در زندگی روزمره بحدی معمول گردیده که زندگی بدون آن امکانپذیر نبوده و قابل تصور نمی باشد بطوریکه در محل کار و خانه ، برق یک عامل مورد کاربرد و یک واقعیت غیر قابل انکار میباشد ، طبیعتاً بنادر کشور از این قاعده مستثنی نبوده زیرا اکثر تجهیزات که در امر تخلیه و بارگیری و حمل و نقل کالا و پشتیبانی از این فعالیت ها مورد استفاده قرار می گیرد به گونه ای به انرژی برق وابسته بوده و با نیروی برق کار می کند از روشنایی اماکن بندری و محوطه ها گرفته تا تجهیزات و ابزار و وسایل کار با نیوری برق به آسانی با فشار یک کلید شروع به کار می کند .

ادامه نوشته